بومبگوذاری روزانَه در وَلایت ایران
اَه اَه، دوباره انفیجار اینتَحاری در وَلایت ما، این بار در نزدیکی پایگاه اَمریکایی در بَگرام.
هر زمان خبر بومبگوذاری شنیدَه مَیکونم، دلم گرفتَه مَیکوند؛ بَخصوص که تلویزیون وَلایت ایران هم آن چنان خبر کوشتار و ناامنی وَلایات دیگر را با هیجان بزرگ مَیکوند که هر کس نداند گفتَه مَیکوند چَه وَلایت گل و بلبلی دارند.
این قدر که من در این وَلایت هر روز از یَک چیزی تَرسان شدم و مو بر تنم سیخ بَشد، آنجا با وجود بومبگوذاریهای اینتَحاری و جنگ داخلی نشد.
اینجا هر روز یَک بومب جدیدی مونفجیر مَیکونند.
یَک روز بومب سَه برابر شدن نرخ بنزین مونفجیر مَیشود و یَک روز بومب قرص وسط کَیک و کَلوچه و شیر خشک. یَک روز بالا و پایین شدن نرخ دولار مَثال بومب اتم وَلایت را بالا و پایین مَیکوند و یَک روز بومب گَرانی لاستیک و اعتصاب رانندگان موتِرهای بزرگ و....
بی جز همَه اینها، سَیل و زَلزَله است که نَدانم چَرا مدتی است پاچَه این وَلایت را بَگرفته و رها نَمیکوند. البتَه بی جای آن، اربابان این وَلایت مردم را رها کردهاند و فقط در مواقعی خاص سراغ آنها مَیروند.
بر خلاف وَلایت ما، این بومبها فقط مردمان یَک محله و کوچَه و بَرزَک را کوشته و زخمی نَمیکوند؛ بلکه لرزَه بر مردمان همَه وَلایت مَیاندازد و مَثال یَک بومب خوشَهای غول پَیکر، همَه را کوشته و زخمی مَیکوند.
باور کونید همین من، نجیب، موزدور تبعَه موجاز، مدت زیادی است کوشتَه شدهام و مورده عمودیام... فقط مونتظر اینم که خاکم کونند تا بی آرامش ابدی رَسیده کونم.
نجیب