عامل پنهان بیکاری چیست؟
بیکاری همواره یکی از دوسه معضل اصلی کشور است.
فردِ بیکار درآمد ثابت ندارد و ممکن است برای او خیلی مشکلات دیگر از جمله: فقر، تجرد قطعی، مشکلات روحی - روانی، و جرم و جنایت پیش آید.
بیکار در اقتصاد به فردی گفته میشود که در سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. (ویکیپدیا)
بیکاری فقط آنچه عموم میپندارند نیست بلکه انواع دیگری نیز دارد از جمله:
بیکاری فصلی: نبود تقاضای کار برای شخص در فصول خاصی از سال مثل کارگران کشاورزی و ساختمانی.
بیکاری پنهان: وقتی است که شخص به کاری مشغول است و منبع درآمدی دارد اما کار او در اقتصاد کشور اثر مثبت ندارد. (همان) مثل کسی که شاغل است اما در ٨ ساعت مقرر، ٦ ساعت کار انجام میدهد و ٢ ساعت بیکار است.
بیکاری فقر: حالتی که شخص مهارت دارد اما به دلیل نداشتن سرمایه قادر به راهاندازی شغل نیست. (دنیای اقتصاد)
دلایل بیکاری فراوان است. اما یکی از عوامل کمتر شناخته شده بیکاری در کشور ما، «ضعفِ فرهنگِ کار» است که کمتر به آن اشاره شده.
این ضعف فرهنگی، علاوه بر این که به شخص بیکار ضرر میزند و او را بیکار نگه میدارد و فرصتهای شغلی را برای او کم میکند، کارفرمایان و صاحبانِ کار را نیز آزارِ فراوان میدهد.
دانستن ویژگیهای فردِ دارایِ فرهنگِ کار نباید سخت باشد. برای نمونه:
ستختکوشی، وقتشناسی، راستگویی، در نظر گرفتن منافع متقابل بین خود و صاحب کار، مهارت بالا، سلامت نفس، و برخی دیگر ویژگیها که همهی آنها را میتوان «وجدان کاری»نامید.
باور کنید کارفرماهای زیادی هستند که چنین فردی را روی دست میبرند و حاضرند هر حقوق و دستمزدی بدهند تا او را نگه دارند چون در کشور ما چنین افرادی سخت پیدا میشوند.
ضمن احترام به کارگران باوجدان کشورمان، شوربختانه باید گفت این «فرهنگِ کار» در کشورهای دیگر که پیشینه تمدنی چندانی هم ندارند بسیار بیشتر از کشور ما است؛ حتی در کشور فقیری چون افغانستان!
دلیل اقبال مردم به نیروی کار افغانی همین است.
یکی از صاحبان سنگبری در نیریز میگفت: همه مسائل کارخانه یک طرف و مسائل کارگری هم یک طرف. کمتر کارگری پیدا میشود که بتوان کار را با خیال راحت به او واگذار کرد.
یا یکی از فعالان اقتصادی نیریز که همیشه یک شعار دارد و میگوید: کار هست، کار کُن نیست!
در همین وضعیت اشتغال که همگان جلو آن واژه «وخیم» را میگذارند، همچنان فرصتهای شغلی با حقوق و مزایای قانونی وجود دارد که کسی پیدا نمیشود آن را تصاحب کند و شاغل شود. این را بارها و بارها در همین هفتهنامه شاهد بودهایم که یک صاحب کسب و کار آگهی میکند و دربهدر دنبال فردی میگردد که بتواند کار خود را با خیال راحت به او بسپارد و حاضر است حق و حقوق او را پرداخت کند و حتی او را ارتقاء دهد.
چنین فردی هرگز بیکار نمیماند و بلکه اگر مسئولیتشناس باشد، پیشرفت میکند و روزی خودش صاحب کسب و کار میشود.
در زندگینامه یکی از کارآفرینان جوان کشور که در حال حاضر تولیدی دارد و ٨٠-٧٠ نفر زیر دست او کار میکنند آمده است:
ابتدا در بازار تهران برای یک تولیدی پادویی میکردم. آنقدر کارم را خوب انجام میدادم که تولیدیهای دیگر به صاحبکارم پیشنهاد میدادند با پرداخت مبلغی مرا به آنها بدهد ... با تلاش زیاد آنقدر در کارم پیشرفت کردم که با پسانداز مبلغی توانستم ابتدا در کار شریک شوم و سپس خودم یک تولیدی کوچک راه بیندازم و آن را توسعه بدهم و ...
به امید نهادینه شدن چنین فرهنگی در کشورمان.