افاضات
اشکبوسنویس
١- بعضی از دوستان وقتی آنفلوانزا میگیرن بدشون نمیاد بقیه هم وا بگیرن...
به همین دلیل ماسک نمیزنن که هیچ...
باهات روبوسی هم میکنن...
دست میدن...
کنارت میشینن...
وقتی هم حرف میزنن تو حلقتن و ترشحاتشون متساعد میشه بهت...
تو صورتت عطسه و سرفه میکنن...
آخه خودت زمینگیر شدی بقیه رو هم میخوای بدبخت کنی؟
بهشت که زوری نمیشه...
٢- فکر میکردم فقط آقای رئیسجمهور از همه چیز بی خبرن!
نگو جناب وزیر بهداشتم همینطورن!!
دو ماهه ملت از آنفلوانزا دارن میمیرن، ایشون تازه هشدار میده!
از این به بعد باید خودمون هر اتفاقی افتاد زنگ بزنیم با خبرشون کنیم!
٣- مرد برای زنش می خونه :
دربند تو ام یارم، دربند تو آزادم
زنش میگه: هزار بار گفتم من خونه مامانت اینا نمیام انقد دربند دربند نکن.
مرد میگه: چه ربطی داره؟ دارم شعر واست میخونم.
زنه میگه: خب بخون، ولی درباره دربند نباشه.
مرد میگه: پس در مورد چی باشه؟
زنه میگه: مثلاً در مورد ونک، تجریش، یا زعفرانیه باشه!

نظر شما