شادیِ بعد از گل
با رفیقم نشسته بودیم قلیون میکشیدیم. رفیقِ رفیقمم پیشمون بود.
گفتم: بفرما یه حلقهای منتشر کن.
گفت: مرسی!
گفتم: نترس قلیونگیر نمیشی یه پُک بزن چیزیت نمیشه که ...
گفت: نه تعارف نمیکنم.
بعدش یه نخ سیگار زدم آتیش، گفتم: بیا یه کام بگیر.
گفت: من اصلاً دودی نیستم.
رفیقمم گفت: راست میگه؛ اصن دودی نیس.
گفتم: ماشالله تو این دوره و زمونه جوون انقدر پاک و پاکیزه و پاستوریزه انگشتشماره!
رفیقم ادامه داد: دودی نیس فقط تزریق میکنه.
گفتم: تبارکالله؛ اصن بهش نمیخوره!
رفیقم گفت: تازه یه هفتهست شروع کرده.
گفتم: حیف...کاش یه هفته پیش میدیدمش نصیحتش میکردم.
رفیقم گفت: فایده نداشت چون دو هفته قبلش گل میکشید؛ آغای گل بود واسه خودش!
یهو رفیقش زد زیر خنده.
گفتم: کجاش خنده داشت؟
رفیقم گفت: این شادیِ بعد از گله!!
گفتم: حیف اگه من دو هفته پیش میدیدمش نمیذاشتم سمت هیچ گلفروشی بره!
رفیقم گفت: سه هفته پیش چسب میزد!
گفتم: کاش سه هفته پیش میدیدمش نمیذاشتم کاردستی درست کنه!
گفت: بازم فایده نداشت؛ چون یه ماه پیش شیشه میکشید.
گفتم: دستش درد نکنه با این بچه تربیت کردنش!!!
علیرضا اشکبوسی
