تعداد بازدید: ۱۱۱۲
کد خبر: ۶۲۱۲
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۱ - 2019 21 April

عاشق تخم‌مرغ هَکَل

ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی چادرش را زد زیر بغل و زنبیل قرمزش را برداشت.


- بیریم؟


- کجا بی‌بی؟


- خونه آقا شجاع! بری هَکَل نه! نپه کجا؟ پسینی خونه کل باقر رفتودَن اَ بیابون یَی زمیل پُری هکل اوردودَن خونه.


- منظورتون همون قارچه بی‌بی؟


بی‌بی پشت چشمی نازک کرد و گفت:


- یَی طوری میگه قارچ انگا بچِی ناف تِرونه! یادُش رفته تا هی دیروز تو کَپِی هندونه اُو می‌خورد! ها.... منظوروم همو قارچه!


- ای بابا... مگه من چی گفتم بی‌بی؟


- هیچی! تو اصن حرف نزن! پوشو. پوشو که دور شد!


- میشه نریم بی‌بی؟


- نع! بعدِ چن سال ایطو بارونی اومده حالا نریم؟ نیشه، پوشو، پوشو...


- میشه من نیام؟


- اَی قلم تو خُرد بشه که من راحت شم! میه مِخِی پاکَن دوبِیله کنی که نَیِی؟ پابُتُمرگ، گاسَم به یَی دردی خوردی.


- کاری به اومدنش ندارم ولی به‌خدا بعضی از این قارچا سمی اَنا...


- ووووووی... پنا برخُدا، میگه سَمیه، بری نیا بین چه بونایی درمییَره! دختر، تو بادمجون بَمی، زهرمارم بخوری هیچ مرگیت نیزنه چه برسه قارچ. پابُتُمرگ هرچی بود دَرکردن.


- پس اجازه بدین یه زنگی‌ام به زن عمو اینا بزنم بیان با هم بریم تا حداقل تنها نباشیم.


- لازم نکرده، ماخام نخورن. میه اونا هر جا میرن، هرچی میخورن، یَی یادی اَ من میکنن؟
*****
زنبیل را برداشتم و به ناچار همراه بی‌بی راهی زمینهای گندمی اطراف خانه شدم.


بی‌بی نگاهی به دورو برش انداخت....


- واویلا، میه دیه چی تَش گذوشتن؟ زمینو رِ شخم زدن! اینجو به درد نیخوره. یَی جی بلدم پُرِ هکل. بیریم تا کسی نرفته...


*****
بی‌بی زنبیل را گذاشت روی زمین و قدم به قدم و با دقت به زمین خیره شد.


داشتم خیره نگاهش می‌کردم که گفت:


- مترسک، بیا نه!


- با منی بی‌بی؟


- میه به غیر توام کسی اینجا هه؟


نگاهی به دور و برم انداختم.


- نه!


- نه و مرض! بینم تا پسین چن تا هکل مینی. تو اَ ای سَر برو، منم اَ او سَر! زَمیلم دَس تو باشه، من میریزم تو لِچِ چارقَدوم.


یکی دو ساعت بعد سر و کله بی‌بی پیدا شد. 


نگاهی به زنبیل روی زمین انداخت.


- پَ کو هکَلا؟


- هیچی پیدا نکردم بی‌بی. خیلی سخته.


- سخت نی. تو کوری دختر. فقط چشات بری رو گوشی نیگاکردن خوب کار می‌کنه.


چارقدش را درآورد و قارچ‌ها را ریخت توی زنبیل.


- وردار تا بیریم.


- من بردارم؟


- نه، زنگ می‌زنم کارگر می‌گیرم. دختر، زمیلِ وردار تا بیریم.
*****
بی‌بی تخم‌مرغ‌ها را توی ماهیتابه شکاند...


- پوشو بیا نه!


- من نمی‌خورم بی‌بی.


- بری چه دختر؟ تو خو عاشق تخم‌مرغ هکل بودی. 


- نه این هکلا بی‌بی. من ترجیح می‌دم اینا رو نخورم.


- ماخام گوله بخوری. زهر بخوری. ها دیه! بری اونا میری کیلو  ۱۲ - ۱۰ تومن پول میدی، دهنُت مزه می‌کنه!
*****


چای نبات دوم را گذاشتم جلوی بی‌بی که گفت:
- قیومت، چته پیله کردی اَ چوی نبات؟ هی گفتم بیا بخور نخوردی مجبور شدم همشو خودوم بخورم به ای روز بیفتم. خدا لعنتُت کنه دختر. حالام پوشو زنگ بزن اورجانس... خرج بیمارستانم با خودوت هسه! گفته باشم...
گلابتون


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها