بورانی غمباد هم باشد به جای شام ما!
شعری از بچههای انجمن شعر طنز شیراز از ابراهیم زهری نیریزیالوطن شیرازیالمسکن که اشعار را انتخاب و ارسال میفرماید سپاسگزاری داریم
«ای یوسف خوشنام ما خوش میروی بر بام ما»
اما نکن با کفش خود سوراخ ایزوگام ما
با وام بانک و خون دل شد آببندی تا شویم
آسوده از نشتی آن، عالی شود فرجام ما
سوراخ اگر کردی شما با کفش همچون نعل خود
در آخر هر ماه هم اِخ کن تو قسط وام ما
تو یوسفی و خوبرو با ما بگو بیگفتگو
آخر چگونه میشود مثل شما اندام ما؟!
با این گرانی میشود هر روز کوچک سفرهمان
کی میشود مثل بشر کیفیت اطعام ما؟!
صبحانه معجون غم و ناهار هم استیک درد
بورانی غمباد هم باشد به جای شام ما
یک روز اگر مانند ما باشد خوراکت درد و غم
آن صورت زیبا شود چون چهرهی .... ما(*)
هرگز زلیخا یک نظر در تو نمیاندازد و
پاره کند عقد تو را چون کاغذ برجام ما
بودی عزیز مصریان، شام و ناهارت توپِ توپ
اینجا ولیکن تلخِ تلخ باشد همیشه کام ما
در قصر خود صدها نفر نوکر وَ کلفت داشتی
ای کاش بودی یک نفر اینجا در استخدام ما
ای یوسف خوش نام ما «جاوید» را گفتیم که
فوری رساند سوی تو این قصه و پیغام ما
*- با اندکی سانسور
