شوخی با خیام
از ارث پدر نبود، چون وام گرفت!
«آن قصر که جمشید در او جام گرفت»
از ارث پدر نبود، چون وام گرفت
در زیربنای کمتر از شصت و سه متر
از زندگی شاهی خود کام گرفت!!
تا وام خرید ِ خانهاش جور شود
هر هفته سه بار ختم انعام گرفت
آنقدر برای وام سگدو زد که
جمشید ِ جوانِ قصه سرسام گرفت
از بانک فلان به بانک بهمان چرخید
صد جور ز هر کدام پیغام گرفت
از سوی سه تا ضامن بازاری هم
تأیید شد و کار سرانجام گرفت
از شدت شوق اشک او جاری شد
گویی چو «ظریف»حکم برجام گرفت
آن گاه به قول شاعرِ نیشابور
«آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت»
جمشید ز فرط شادمانی آن شب
یک دست کباب بابت شام گرفت
با اهل و عیال خویش در رگ زد و گفت
صد شکر که این قضیه انجام گرفت
بعد از چندی که چند قسطش شد دیر
از قاضی شهر حکم اعدام گرفت
گفتند که اختلاس او سنگین است
پس رفت درون قبر و آرام گرفت
با شعر حکیم کرد شوخی «جاوید»
البته اجازهاش ز خیام گرفت!
