تعداد بازدید: ۱۴۵۹
کد خبر: ۵۷۹۹
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۷:۵۵ - 2019 27 January

اولیمو، مُکُرنی، بِسکوت، خیال‌شور، دَسمال قاغذی

ماجراهای من و بی‌بی

ده دقیقه‌ای می‌شد که از رفتن بی‌بی به خانه اعظم خانم گذشته بود. تازه داشتم نفس راحتی می‌کشیدم که در باز شد و آمد تو...
آهی  کشیدم...


- چه زود اومدین بی‌بی...


- مِخِی تا ورگردم؟


-نه بی‌بی. این چه حرفیه؟ بیاین بشینین...


- بیشینم چکار؟ تو اقد اینجو تُمرگیدی چه گُلی سر خودوت زدی که من بزنم؟


- وا! بی‌بی حالتون خوب نیستا! مگه من چی گفتم؟


- مشکل تو ایه که اصن حرف نیزنی. عین مرغِی ماشینی همش تلپ شدی اینجو، سرُتم تو او گوشی دونه داغیته! نیفمی ای نونی که هر روز میذرن جلوت کوفت میکنی اَ کدوم را درمیا! لااقل کاری نیکنی، او تیلیویزیونِ بی‌صاحابِ روشن کن تا بفمیم دنیا دس کیه! 


- چکار کنم بی‌بی؟ چی شده مگه حالا؟


- تازه میگه چیطو شده! تازه میگه چیطو شده! چن روزه درن  بَسه‌ی حمایتی میدن، ما هنوز خَوَل نشدیم. خبر مرگ تو بشه الهی، من خو اَ ای چیا سر در نیکنم، تو چرا زبون فرو دادی هیچی نیگی؟


- آهااااان... بسته حمایتی کالا بی‌بی؟ پیامش برام اومده بود که ١١٠  هزار تومن واریز شده؛ یادم رفت بهتون بگم...


- یادوم رفت و کوفت... یادوم رفت و دونه داغ! ناله بزنی به حق علی! نیگی یَی دفه پولو رِ وَر میدارن؟ نیگی اینجا ایرونه، یَی دفه میگن اشتبا شده زیادی پول دادیم...  تو ای چیارِ نیفَمی؟
- خیل خب بی‌بی جون، من معذرت میخوام، حالا حرص نخورین صب میریم بازار  باهاش خرید می‌کنیم...


- صب؟ تو گُل چِشِی توکه صب بیریم، پوشو لواساته بَرُت کن تا بیریم و بییِم!


- الان بی‌بی؟ ساعت ٨,٥ شب؟ تو این سرما؟ بی‌بی‌جون خواهش می‌کنم بذارین برا فرداصب...


بی‌بی اخمهایش رفت توی هم...


- گلاب پا میشی یا نه؟!


و من بلند شدم...
********
بی‌بی صدایم کرد...


- اومَدی یا نه خوَل مرگُت؟


- اومدم بی‌بی، اومدم...


نگاهی به گونی و زنبیل توی دستش انداختم.


- اینا چی‌ان بی‌بی؟


- ماخام بییَرم چییِی که اِ سدیمه بیریزم توش نه!


- فک نمیکنین اینا یه کم زیادی بزرگن بی‌بی؟


- نع، فک نیکنم! بیریم دور شد!
********
وارد مغازه که شدیم بی‌بی گفت:


- نیگا ننه تعارف نکن. هر چی دلوت کشید وردار بیریز تو سبدو.


توی دلم گفتم: آخه مگه چن تا قلم جنس میشه بخریم؟!


بی‌بی سبد را برداشت و من راه افتادم پشت سرش... نگاهی به اجناس دور و برش انداخت و همانطور که می‌چرخیدیم گفت:


- هر کدومِ گفتم، بیریز تو سبدو...


- اولیمو، جِله، ماس، پنیر، مُکُرنی، بِسکوت، ریکا، تاید، جوهرنمک، دَسمال قاغذی، شامپو، صاوون، مایه دس شُسَّن، مایه ظرفشوری، آرد سوخالی، خیال‌شور، سس سفیدو، رب گورجه، ماهی، زرچوبه، نَوَک، نخود، لپه، توتیس، کالواس، پوشک بچه...


- اِی بابا، پوشک بچه برا کی میخواین دیگه بی‌بی؟


- میگم بوسونیم ننه، شاید یکی اُمد خونه به کارِ بَچش  خورد...


- بی‌بی جون کافیه. فک کنم خیلی بیشتر از پولمون خرید کردیما.


- نه ننه، چی خو نسّدیم هنو. برو او سبدو رَم بیار، بری مش موسام پر کنیم... بَنِی خدا هیچی تو خونش نبود! به زور اَزُش گفتم برت یَی مشتی چی میسونم... 
*******
وسایل را که چیدیم جلوی خانم فروشنده، با دهانی باز نگاهمان کرد و گفت:


- ولیمه دارین ایشالا؟
بی‌بی نگاهش کرد...


- نه ننه! ولیمه کجا بود؟ مشت خرت و پرتی وردوشتیم بری تو خونه...


خانم فروشنده کاغذ رسید پول را گذاشت جلویم...


- یک میلیون و صد و سه تومن!


بی بی نگاهم کرد...


- میگه چن ننه؟ صد و سه تومن؟ میخی بَقییَشم یَی مشت چی دیه ورداریم...


- صد و سه تومن چیه بی‌بی؟ یه میلیون و صد و سه تومن،‌ الان بسته حمایتی شما ١١٠ هزار تومنه بی‌بی، بقیشم باید پول بدین... 
- یعنی چنِ دیه بویه بدم؟ 


- نزدیک یه میلیون  دیگه بی‌بی...


بی‌بی دوزانو نشست روی زمین...


- آخرت بشه،‌ میه ما چی‌چی وردوشتیم؟ زمان قدیم با ای پولو میشد کل ای مغازو رو بُسونی.


همانطور که اخمهایش توی هم بود گفت:


- بیا برو چییِی مش موسی رِ جِدا کن. بقییَشم بذار سرجاش! با چه دل و امیدی اینارِ وردوشتیم... ایشالا هر کی پشت سر ما اینارِ ورمیدره اَ گولوش پویین نره!
گلابتون

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها