برای چند سال!
کاش دنیا بود دست ما برای چند سال
تا عوض میشد به کل، دنیا برای چند سال
یا که میشد چهرهاش، بد ریختتر از آنچه هست
یا که میشد واقعاً زیبا برای چند سال
امر میکردم بگردد شهردارِ شهرِ ایکس
تا شود در شهرشان، نانوا برای چند سال
تا ببیند درد مردم را فلان مسئول شهر
حکم میدادم شود ماما ! برای چند سال
مینمودم جابهجا اهل وطن را با ژاپن
جده را با مردم صنعا برای چند سال
میکشیدم زیر گوش آن ترامپ مو بلوند
تا بیاید کار دستش ... ها ... برای چند سال
با تحول در نظام درسی و آموزشی
علم و فن را میشدم مبنا برای چند سال
میزدم پشت تریبون این چنین فریاد و داد:
آی انسانها، جر و دعوا برای چند سال ؟
این همه خونریزی و جنگ و جدال و کشمکش
این همه نامردی و بلوا برای چند سال؟
این همه حرص و ولع ، آفاق را بر هم زدن
اختلاف و کبر و استیلا برای چند سال؟
با دلارِ حاصل از خون شهیدان وطن
عشرت و شادی در آمریکا برای چند سال ؟
تا بجنبی، فِرت باید بار بست و کوچ کرد
پشت میز و صندلی ، لالا برای چند سال
میزنی جر خب بزن اما برای چند وقت ؟
میزنی ما را بزن اما برای چند سال؟
تو شبیه پشم شیشه، ما چو پشم گوسفند!
این بزرگیهای پشمآسا! برای چند سال ؟
از پس هر ظلمتی، نور امید و شادی است
اقتدارت ای شب یلدا برای چند سال ؟
گر خدا دارد بهشتی حاوی آن وصفها ...
دارد ارزش که شوی رسوا برای چند سال ؟
دوستدار یک کمال و لذت و یک بودنم
که نباشد مدتش تنها برای چند سال
با اندکی تخلیص
