تعداد بازدید: ۱۴۸۱
کد خبر: ۵۴۵۲
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۹ - 2018 26 November

خو و درررررد... این جهان را پر از خوف و خطر می‌بینم!

ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی همانطور که پلاستیک گوجه را دستش گرفته بود آمد تو...


- ووووووی روم سیا، یَی دونه‌ی گورجِی شده ٧٠٠ تومن...


سرم توی گوشی بود که جیغ بی‌بی درآمد...


- خبر مرگُت میشنُفی یا نه؟!


سرم را آوردم بالا که بی‌بی گفت:


- روزگار را هر روز بدتر می‌بینم...


- خب بی‌بی...


- خو و زهرمار، خو و تیر ناحق، خو و گوله برنو... مث کبک سرُته کردی تو برف هر چی میگم خو خو می‌کنی! 


- چی بگم بی‌بی آخه؟


- من چمیدونم دختر؟ خو پوشو یَی خاکی تو سرُت بیریز، یَی فکری بکن، هی جو تُمرگیدی از صب تا پسین تو دلِ منم خبر ندری...


- بی‌بی جان من الان چکاره‌ام تو ای مملکت؟ شما بگین تا هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم...


- هیچی، تو اگه کاری‌ام  اَ دسُت بیاد نیکنی!


*******


بی‌بی پلاستیک خیار را گذاشت جلویم...


- بیا! صد دفعه میگم میمون دعوت نکن خونه!


نگاهی به سه چهارتا خیار توی پلاستیک انداختم...


- همین چهارتا دونه بی‌بی؟


- پس چن تا؟ یَی دونه‌ی خیاری شده ٦٠٠ تومن! 


- خب...


- خو و درررررد... این جهان را پر از خوف و خطر می‌بینم!


- بی‌بی جون ای شعرا چیه؟ جدیداً خیلی حرفای سیاسی میزنینا!


- حالا میه فویده‌ی دره؟ هر چی میگی میه یکی گوش میده؟ اصن انگار نه انگاااااااااار... توام از ای به بعد دیه مهمون دعوت نیکنی خونه، حالیت شد؟
*******


- گفتم شو دو تا تخم‌مرغ بخوریم، بلکه ارزونتر پامون بفته... یی دونی تخم‌مرغی شده ٧٥٠ تومن...


- خب...


- خو و..... 


- ای بابا بی‌بی...


- اصن به من چه؟ خودشون می‌دونن و مملکتشون!


گلابتون

غیر قابل انتشار:
انتشار یافته: ۱
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۹/۰۸
0
0
مثل همیشه خیلی باحال بود. ممنون
نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها