تعداد بازدید: ۱۲۱۳
کد خبر: ۵۰۴۸
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۵ - 2018 12 September

صفویان

شعردونی
شعری از بچه‌های انجمن شعر طنز شیراز دست ابراهیم‌ زهری درد نکناد!

محمد جاوید

دلار لعنتی چون رفت بالا
برایش این ور آن ور صف کشیدیم
از آن سو سکه هم تا که گران شد
همه کردیم باور صف کشیدیم
زمانی شد شناور قیمت ارز
برای این شناور صف کشیدیم
طناب دار مفتی داد شخصی
به سویش رفته با جَر صف کشیدیم
برای قیمه و حلوای نذری
همه از چاق و لاغر صف کشیدیم
لگن‌هایش به ما انداخت سایپا
ولی ما باز با سر صف کشیدیم
طلاق زن اگر شد سهل و راحت
برایش توی محضر صف کشیدیم
اگر جنسی به بالاتر ترقید
شد آن یک جنس دلبر، صف کشیدیم
از آن سو بابت هر چیز مفتی
همیشه از دم در صف کشیدیم
خدا هم مانده در این کار ملت
که هر جا شد میسّر صف کشیدیم
بریده ناف ما با صف خداوند
 به هر  سو توپ و محشر صف کشیدیم
اگر «جاوید» شعری گفت قُزمیت!
برای این دلاور صف کشیدیم!!

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها