تعداد بازدید: ۱۱۸۰
کد خبر: ۴۸۹۵
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۲ - 2018 13 August

دندانپزشک قلابی

ماجراهای تبعه موجاز

این طَوری‌اش را دیگر نَظاره نکرده بودم. در افغانیستان که بودیم، برخی در خانَه حجامت مَی‌کردند، در خانَه زنان را آرایش مَی‌کردند، در خانَه لَباس مَی‌فروختند، در خانَه درس مکتب مَی‌دادند و در خانَه کارهای دیگر مَی‌کردند. اما نَظاره نکرده بودم کسی در خانَه دندان‌پزشکی کوند.


چند وقت پیش دندانم دوچار درد شده بود و حال کنده‌کاریِ مرا بَگرفته بود. فکر کونم مصرف تَریاک و ناس کم‌کم روی دندانم اثر گوذاشته است.


بی ناچار سراغ داکتر دندان را بَگرفتم. اما قَیمت کَشیدن عصب‌ را که نَظاره کردم، هر چه کَشیده بودم از سرم پرید. آخر من تبعه موجاز با درآمد کندَه‌کاری، آن هم در این روزها که وضع کار کَساد است، چَطور مَی‌توانستم این پول را بپردازم؟


بی همین خاطر قصد کردم دندانم را از بیخ بَکشم که شاگردم پرویز بی من گفتَه کرد یَک دندان‌پزشکی مَی‌شناسد که در خانَه کار مَی‌کوند.‌


با تعجب نَشانی‌اش را پُرسان کردم و بی یَکی از محله‌های وُلسوالی نَی‌ریز روان شدم. خانه را پَیدا کردم و زنگ بَزدم. بدون این که کسی از پشت آیفون حرف بَزند، در باز شد. ترسان و لرزان وارد خانَه شدم. یَک اتاقی بود که مَثال داکتِرها صندلی (یونیت) دندان‌پزشکی در آن گوذاشته بود و کار مَی‌کرد. اما در اتاق کَناری سر و صدای سگ و گربه و قناری حال و هوای طبیعت وَلایت قوندوز خودمان را بی مطب مَی‌داد و باعث مَی‌شد درد عصب‌کشی کمتر شود.


خولاصه داکتر من را روی صندلی نَشاند، محاسنم را از روی لبم کَنار بَزد، سرش را روی صورتم خم بَکرد، یَک دریل و سر مته در دهانم فرو برد و با اولین حرکت، چَنان دردی بَگرفت که ناخودآگاه لَنگ چپم بی بالا پرید و یَک لگد محکم ناخواسته بی وسط پای داکتِر قلابی بَزدم. داکتِر از شدت درد بی هوا پرید و پنکه سقفی هم ضربه نهایی را بر سرش بَزد و گوشه اتاق افتاد.


داکتِر احمق یادش بَرفته بود دندانم را بی حس کوند. همین طَور که از درد دندان دادم بی هوا بود، از خانَه بیرون آمدم و بی سمت یَک مطب دندان‌پزشکی واقعی روان شدم تا دندانم را از بیخ کَشیده کونم.
نجیب

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها