تعداد بازدید: ۱۴۱۴
کد خبر: ۴۸۶۹
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۱:۱۰ - 2018 08 August

استعمال مخدر جدید در هر کوی و برزن

حکایت‌های میرزای نی‌ریزی - ٥

این حقیر سر تا به پای تقصیر، به یاد دارد که تا ٤٠-٥٠ سال پیش در شهر گهرریز و دیار مشکبیز نی‌ریز شکرریز، برخی کسبه‌ی بازار، در پشتیِ دکان خویش بی هیچ واهمه و شرم و خجالتی بساط منقل و زغال و وافور و تریاک به پای ‌کرده و لم داده  و به دود و فوت و عیش و نوش مشغول ‌می‌شدند بی‌کم و کاست. حتی بوی تریاک اصیلِ قلمی و دولتی بُندُرل‌دارشان، فضای جلو مغازه را تا شعاع ٥٠ قدم اِشغال، و عابران را گیج و بنگ می‌نمود و کذا و کذا.


این روال تا چند صباحی تداوم همی‌یافت تا کشت تریاک در ایران ممنوع همی‌گشت و معتادان خمار همی‌شدند و کیف‌شان ناکوک همی‌گشت.


و اما بعد ...
امروزِ روز، ایرانیان در هر کوی و برزن و دکان و اداره‌جات دولتی و غیر دولتی و حتی روی موتورسیکلت و پشت ماشین، به اعتیادی بس‌فراگیرتر دچارند و اگر فکری به حال آن نشود روزی برسد که مراکز ترک اعتیاد مخصوص به آن برپای شود و معتادان در آن به بند کشند و فریاد برآورند و ضجه زنند و خویش بخراشند. خدای آن روز را نرساند وای وای.


و آن اعتیاد به گوشی موبایل و محتویات عجیب و غریب آن به نام ندانم اینستاگرام و تلگرام و واتساپ و چنین زهرماری‌هایی است که همگان بدان دچارند و اگر نباشد همی بینی که همه خمارند و چرت ‌زنند بی کم و کاست.


حقیر دیرزمانی است به هر اداره‌ای که سر می‌زند و در هر اتاقی که سرک می‌کشد بیند که کارمندان از پایین به بالا و از آبدارچی تا به رئیس سر در گوشی دارند و نشئه این مخدر قرن جدیدند و روز به روز در این گرداب اعتیاد غرق همی شوند و بدان وابسته همی گردند.


همگان سر از رختخواب که بر می‌دارند، ابتدای گوشی برگیرند و یک بس همی زنند و کیف همی شوند و در طول روز بر سر سفره و داخل دستشویی و رختکن حمام و پشت ماشین و روی موتور و کذا و کذا از دستشان نیفتد تا به هنگام خواب که با آن به خواب روند و این است حکایت اعتیاد جدید که دست تریاک و مخدرهای صنعتی را از پشت همی‌بسته بی‌کم و کاست و همه را به خود دچار و گرفتار همی‌کرده و پیش ‌رود که ندانم به کجا برسد و کذا و کذا و کذا.


دیروزِ روز گفتم به فرمانداری شکایت برم که کارمندان را رها همی‌کرده و بسیاری از صبح تا به شام پشت میز جلوس نموده تا آخر وقت به گوشی‌بازی مشغولند و کار ارباب رجوع بر زمین است و کذا و کذا.


اما چشمتان به روز بد نیفتد که در آنجا به هر اتاق می‌رفتم کارمندان در حال استعمال این مخدر عجیب بودند که البته نه بویی دارد و نه آتشی خواهد و نه بساطی. و شگفت این که برخی ارباب رجوع نیز همراه با آنها به استعمال مشغول همی بودند بی کم و کاست.


شاعر پارسی‌سُرای (حافظ) گوید:
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
*****
و اما واژه‌گزینی این هفته:
شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قندپارسی که به بنگاله می‌رود
زین پس به جای واژه مطرود «وافور» بگویید: 
موبایل/همراه تلفن/تلفن همراه
تا دُرودی دیگر بار ... بدرود


میرزای نی‌ریزی


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها