تعداد بازدید: ۱۱۸۸
کد خبر: ۴۷۵۹
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۴ - 2018 16 July

دلم خونَک بَشد

ماجراهای تبعه موجاز

آخ جان، دلم خونَک بَشد. بیلاخره در یَک جای این وَلایت تبعیض از بَین بَرفت.‌

سالهای گوذشته که مَی‌خواستم فرزندم را در مکتبخانَه وُلسوالی موجاور ثبت‌نام کونم، باید پول مَی‌دادم. برای این که تبعه موجاز بودم و تحصیل رایَگان فقط از آن مردم این وَلایت بود. اما حالا مَی‌گویند همَه باید پول پرداخت کونند. تبعه موجاز و مردم این وَلایت هم ندارد.


نَمی‌دانید وقتی نَظاره مَی‌کردم که والدین این وُلسوالی هم مانند من التیماس مَی‌کردند که «نداریم، حداقل برایَمان قسط‌بندی کونید»، چَه میزان دیلم خنک مَی‌شد.


آخر مگر من چَه گناهی کرده بودم که هرسال باید بَین ٢٠٠ تا ٥٠٠ هزار تومان پولی را که از راه کندَه‌کاری بی دست آورده بودم، بی مکتبخانَه مَی‌دادم؟


تازه مردم این وَلایت یارانَه مَی‌گیرند و من تبعه موجاز نَمی‌گیرم. خب پول چند ماه یارانَه‌اشان را بی مدرسه بدهند دیگر. مگر بد است که از این بی بعد مدرسه در موستراحش صابون داشته باشد و کولر کَلاسهایش همیشه روشن بیماند؟


نجیب


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها