هیس! انسانیها فریاد نمیزنند
این روزا از خونه فامیل گرفته تا کوچه و بازار از هر کسی بپرسی «رشتهات چیه؟» سینه رو میده جلو، سرشو میگیره بالا و میگه: «تجربی»
متقابلاً اگه این سؤال رو از بنده بپرسن، همین که بگم «انسانی»، اولین حرفشون اینه که: «آخه درس تو که خوب بود!» یا «مگه ریاضیت چن بود؟»
نه که ماشاالله تجربیا همشون عالم دو جهان و مغز ریاضین! از هر کدوم که بپرسی میخوای چهکاره بشی،کمتر از پزشکی قانع نیستن. این قضیه به مدرسهها هم بدجور نفوذ کرده؛ جوری که مدیر یا معاون واسه «پیج کردن»! خانم دکتر یا آقای دکتر صداشون میکنن که مبادا روحیه لطیف «دکتریشون» خدشهدار شه.
خونوادهها هم که بیان مدرسه، از همون اول ورودی یه ژست مامان و بابای دکتری میگیرن و صدا میکنن: «خانم دکتر یا آقای دکترم کو»، که یکی نیس بگه آخه مادر من! پدر من! اول بذار بچه از این غول بیشاخ و دم کنکور رد شه تا بعدش خدا بزرگه.
از قضا توی مدرسه نمونه دولتی هم اوضاع به همین منواله! طوریه که ارج و قُربشون از شاهزادههای ایرانی و قیصرای روم هم بالاتره و هر چی خوبیه واسه اوناس و هرچه بدیه واسه ما انسانیاست. از ترک برداشتن شیشههای آزمایشگاه تا نوشتههای روی دیوار اعم از من پزشک آتی این کشور...
مدیرا هم که قربونشون برم همیشه تو خط دفاع از اونان. یکی نیس بگه: آخه مدیر من! من فدای چهره همیشه خستهات برم! کیا رتبههای این چن سال اخیر مدرسه رو آوردن؟ کیا مدرسه رو نمونه کردن؟ اصلن مملکت رو کیا میچرخونن؟! تمام وزیر وزرای هر کشوری رشتهشون چی بوده؟ یکی نیس بگه آخه اگه ابنسینا و فارابی نبودن، اگه فلسفه و منطقی نبود، خب علم ریاضی و پزشکی هم در کار نبود. خب یه کم تحقیقم خوبه به خدا. پایه و اساس هر علمی دروس انسانیاس که همه سرسری میگیرنشون. خدا نیاره اون روزی رو که یه دانشآموز انسانی رتبه خوبی نیاره. دیگه هزار حرف و حدیث پشت سرشه که دیدی طرف رشته انسانی بوده و هیچی نیاورده؟یه کم انصافم خوبه به خدا...
جمعی از دانشآموزان رشته علومانسانی نیریز