نسل چاقو نیریز داره مُنقلِض میشه!
بیبی عینک تهاستکانیاش را از روی چشمانش برداشت، هفتهنامه نیریزان را روی زمین گذاشت و شروع کرد هایهای گریه کردن ... عجب روزنامهخوانی شده بود بیبی این روزها...
- چی شده بیبی؟
- واااااااااییییی...
- ای بابا، چی شده بیبی میگم؟
بیبی گوشهی چارقدش را نزدیک دماغش برد و فینی محکم کرد...
- میگم چی شده بیبی؟ چرا گریه میکنی؟
- آخه سهلانگالی تا کی؟ بیتوجهی تا کی؟ دندهپهنی تا کی؟!!!
- خب شما بگین چی شده!
- دیه میخواسی چیطو بشه؟ ها؟ دیه میخواسی چیطو بشه؟
- منظورتونو نمیفهمم بیبی...
- از بس نفهم و خری!
- ای بابا... زشته بیبی، شما سن و سالی ازتون گذشته. این حرفا چیه؟!
- خو از بس حرف بیخود میزنی، هر چیو باید ٦٠ بار بَرَت توضیح بدم!
- چه توضیحی بیبی؟ یه ساعته دارم یه سؤالو ازتون میپرسم، جواب نمیدین که!
- خو این که سؤال پرسیدن ندَره، اصن حرفای ای بنده خدا رو که خوندم، یاد چاقوهای آغِی خدابیامرزُت افتیدم!
- حرفای کی بیبی؟
- حرفای کیو و دونهداغ، حرفای کیو و درد بیدرمون، خو همین چاقوسازو رِ میگم نه! آخه منو آغِی خدابیامُرزتم تو دکون چاقوسازیش با هم آشنا شدیم. من چاقو مطبخو برده بودم پیش آغات که تیزُش کنه، خدابیامرز همونجا منو دید و یه دل نه صد دل، عاشقُم شد!
بعد دوباره زد زیر گریه...
- حالا هر چاقویی میبینم یاد خدابیامرز آغات میاُفتم، مخصوصاً چاقو نیریز...
- خوب این که گریه نداره بیبی...
بیبی اخمهایش رفت توی هم...
- وقتی میگم هیچی حالیت نیس، وقتی میگم گلابی، بَدُت میگیره، ای گریه ندَرَه که چاقو نیریزم مث دریاچه بختگان و پلنگای پلنگون و داییناسولا، نسلشون مُنقلِض بشه؟
کمی فکر کردم.
- آره واقعاً... درست میگین بیبی...
بیبی بادی به غبغب انداخت.
- معلومه دُرُس میگم خو، یکیش همین سوری، به بونه قالیبافی رفته وام کارآفرینی گرفته، بعد خدازده از اول تا آخر قالیش رِه من بافتم، بعدُشم نکرد یه جعبه شیرینی ورداره بیاره خونهی ما بگه دسُت بشکنه بیبی... آخه اینام شد کار؟ اینام شد روزگار؟ من نیدونم ای مسئولا چه فکری میکنن؟ اصلاً فکر میکنن یا نه؟
- بله... شما درست میگین بیبی...
بیبی ذوق کرد.
- پس بیریم؟
- کجا بیبی؟
- بیریم مردمو جمع کنیم نه...
- برا چی بیبی؟
- بری تشییعجنازه تو! خو بریم فرمونداری، دفتر نماینده، صندوق کارآفرینی، جایی، بینیم بلکه میشه یه کاری بری چاقو نیریز و ای بندهخدا کرد تا چار تا جوون خدازده برن سرکار یا نه!
گلابتون