هاپولی پول مردم مث آب خوردن!
گفت: وای از این روزگار. این روزا چپ میری راست میری، پول آدمو هاپولی میکنن، یه آبم میکنن روش. عجب دوره زمونهای شدهها!
گفتم: دوباره قاطی کردی؟ چی شده؟
گفت: هیچی دیگه، مردم بیچاره پول میذارن تو مؤسسات مالی که سود بگیرن، ولی یهو اصل پول میره رو هوا. اونوقت باید کار و زندگیشون رو تعطیل کنن برن پلاکارد بگیرن دست هر روز جلو بانک وایسن، تا بعد از کلی دوندگی و انتظار و اعصابخردی و خون دل خوردن و بیکار شدن از کار، پولشون رو کمکم بهشون بدن. مثل کاسپین، افضل توس، ثامنالحجج و چه و چه و چه.
گفتم: خُب، آره شنیدم.
گفت: حالا کاشکی همین یه درد بود.
گفتم: دیگه چیه؟
گفت: جدیداً شنیدی زنگ میزنن به آدم که شما یه جایزه بزرگ برنده شدید و میخوایم الان ٥٠ میلیون بزنیم به حسابتون؟ بعدشم میگن الان با وزیر صحبت کنید یا الان داره صدای شما تو برنامه پخش میشه و باید کارتتون رو بذارید توی خود پرداز و منو فلان رو انتخاب کنید و از این حرفا. تا مردم میان به خودشان بیان، میبینن کل موجودی کارت هاپولی!
گفتم: آره هفته پیش تو روزنومه نوشته بود که تو نیریزِ خودمون ٣٠٠ میلیون کلاهبرداری کردن.
گفت: حالا اینا به گور سیاه، کل حقوق بازنشستگی من رو میریزن تو یه حساب. به جان تو الان مدتیه از ترس شبا خوابم نمیبره. میترسم یا بانک پولم رو نده، یا اگه برم پای دستگاه خودپرداز بخوام پول بردارم، یکی اونور نشسته باشه حسابو خالی کنه. اگه این اتفاق بیفته من دیگه باید برم گاو بچرونم.
گفتم: حالا مگه اتفاقی افتاده؟
گفت: اتفاق از این بدتر؟ دیروز یکی از آشناها زنگزده میگه شماره کارتت رو بده میخوام بدهی خودم رو تسویه کنم، فکر کردم از همون کلاهبرداراست. بهش چند تا فحش آبدار دادم قطع کردم. بعد زنگ زده گله میکنه که این چه طرز برخورده!
گفتم: عجب!
گفت: حالا به نظرت تو این وضعیت باید چکار کنیم؟
فکری کردم و گفتم: به نظرم باید برگردیم به زمان قدیم. یا دارییمون رو تبدیل به سکه کنیم بریزیم تو خمره بذاریم زیر خاک.
یا پولامون رو از حسابای بانکی بکشیم، تو بالشت قایم کنیم شب بذاریم زیر سرمون یه خواب راحت بریم.
گفت: اینم فکر خوبیهها! چرا به ذهن خودم نرسیده بود!
امضاء: قُل مراد