پروانه دور شمع نه، چرخید دور پول!!
دست ابراهیم زهری درد نکند!
محمود برزین
«نازم به ناز آن که ننازد به ناز خويش
ما را به ناز فروشان نياز نيست»
هی ناز میفروشد و هی ناز میخری
دیگر در این زمان زن آدم بساز نیست
باید هزار و سیصد و یک سکه طلا
مهرش کنی ولی خبری از جهاز نیست
وقتی کلاغ باغ ملاکش قیافه است
علم و شعور خواستگار امتیاز نیست
پروانه دور شمع نه، چرخید دور پول
انگار سوز شعلهی ما جانگداز نیست
«من گشتهام نبود، تو دیگر نگرد نیست»
آن جوجه مرغ خوشکل همسایه غاز نیست
آن بچه گربههای ملوسی که داشتیم
حالا شدند یوزپلنگی که ناز نیست
مجنون! نکن دوشاخهی خود در پریز برق
اول تو مطمئن بشو برق سهفاز نیست
دارد اجاق روشن من کور میشود
زیرا که پای سفرهی من نفت و گاز نیست
وقتی که میل و شهوت و مجنون عقیم شد
چاره نه قوّتو، نه رطب، نه پیاز نیست
این زخم عاشقیست که دهان باز کرده است
اصلاً وگرنه روده برزین دراز نیست
.jpg)