چرا عدهای سلیقه فرهنگی خود را به بقیه تحمیل میکنند؟
عصر پنجشنبهی دو هفته پیش برای انجام کاری به سمت خیابان امام خمینی راه افتادم. بازار و خیابان به طرزی عجیب خلوت بود. قبلاً یادمان نرفته که عصرهای پنجشنبه بازار پر بود از شور و نشاط و خرید و شلوغی و مغازههایی که تا پایان شب باز بودند.
حالا، اما رکود اقتصاد و گرانی و بیکاری و رخوتِ سایهی جنگ و خیلی مسائل دیگر دست به دست هم داده تا بازار و خیابانها آن هم در عصر پنجشنبه اینطور خلوت باشد. خدا دلهای مردم را محکم کند تا از این روزهای سخت عبور کنیم.
بگذریم ...
هنوز نیم ساعتی به اذان مغرب مانده بود. به خیابان امام خمینی که رسیدم، صدای حزنانگیز یک مناجات از بلندگوی امامزاده به گوش میرسید. کارم را که انجام دادم، به سمت خیابان طالقانی رفتم. همان مناجات بطور هماهنگ، از بلندگوی مسجدِ در حال ساخت امام حسن نیز پخش میشد.
در این باره بهتر است مسائل زیر مورد توجه متولیان فرهنگ شهر قرار گیرد:
- شنیدهام همسایگان این اماکنِ مذهبی قبلاً اعتراضات زیادی داشتهاند ولی به جایی نرسیده. این یعنی حقالناس که به مراتب از حقالله سختتر است.
- چرا یک یا چند نفر باید سلیقه فرهنگی خود را اینطور به بقیه مردم تحمیل کنند؟
- همانطور که ما بحق از پخش موسیقی بلند از خودرو یا یک مراسم عروسی رنجیده میشویم و خواهان برخورد قانونی هستیم، دیگرانی هم هستند که از صدای مناجات و نوحه و عزاداری و مولودی رنجیده میشوند. حتی افراد مذهبی. حکایت اذان البته تفاوت دارد و کمتر شنیدهایم کسی به آن اعتراضی کند.
- اگر من از یک مناجات یا مداحی لذت میبرم و با آن حس و حال معنوی میگیرم، دلیل ندارد بقیه هم همین حس را تجربه کنند.
- این کارها به جای ترویج دین و مذهب، باعث زدگی و رنجیدگی میشود و دافعه دارد.
- آیا قانون یا دستورالعمل مشخصی در اداره تبلیغات اسلامی وجود دارد؟ غیر از پخش اذان آیا متولیان مساجد و حسینیهها حق دارند از بلندگو هرچه تشخیص دادند پخش کنند؟
- حتی وقتی یک نفر فوت میکند، خانواده متوفی باید صدای قرآن را ملایم پخش کند تا باعث رنجش همسایگان نشود.
- یکی از کارهای نیک امام جمعه محترم، خاموش کردن بلندگوی بیرون از صحن مصلا در زمان خطبههای نمازجمعه است. استدلال ایشان این بوده که هرکس میخواهد خطبهها را گوش کند خودش به مصلا میآید. بقیه مجبور نیستند خطبهها را آن هم در روز تعطیل گوش کنند.
- وقتی جامعه از شادی به دور است و مشکلات از در و دیوار روی سر مردم میریزد، باید متولیان فرهنگی و در رأس آنها شورای فرهنگ عمومی حواسشان به همهچیز باشد. صداهای بلند - هر چه میخواهد باشد - آرامش و اعصاب مردم را به هم میریزد. چه آهنگ دیجی عروسی باشد، چه صدای موتورسیکلت، و چه مداحی و مولودی.
- نویسنده این سطور، هم در عروسی از صدای بلند موسیقی عذاب میکشد و هم از مولودیهایی که در هنگام جشن در خیابانها پخش میشود. چرا عادت کردهایم ولوم (صدای) باند و بلندگو را اینقدر زیاد کنیم؟
- مردم به سکوت نیاز دارند. چون آستانه تحمل آنها به شدت پایین است.
- چرا باید صدای یک مناجات -هرچند معنوی- دو خیابان اصلی نیریز را پر کند؟
- اگر خوب است چرا همسایگان معترضند؟
- مؤلفههای شادی فقط بزن و برقص و بکوب نیست. مهمترین مؤلفه شادی آرامش است که با سکوت به دست میآید.
- علاوه بر اینها روشنایی بخشهایی از شهر اشکال دارد و البته در بخشهایی هم به خوبی اصلاح شده. برخی خیابانها تاریک است. حداقل در جشنها باید خیابانها را نورانی کنند تا دل مردم شاد شود.
بدرود