از پی این زخم، جانِ نو رسید
زندگی سراسر رنج است. این جمله مشهور را که همواره میشنویم، واقعیت دارد. ما همواره در رنجیم. رنجهای جسمی، روحی، فکری، اقتصادی و غیره.
گاهی سختی و رنجِ اول تمام نشده، زخمی دیگر سر باز میکند. هنوز از قبلی آسوده نشدهایم، دومی فرا میرسد.
گاه مجبوریم چند سختی و رنج را با هم تحمل کنیم. آدم بیرنج نداریم.
در برابر رنجها گاهی میشکنیم؛ گاهی کم میآوریم؛ گاه ناامید میشویم و گاهی هم مقاومت میکنیم. به هر صورت مجبوریم پیش برویم.
ریشه این رنجها از کجاست؟
اگر خوب نگاه کنیم، گاهی تقصیر از خودمان است و گاهی نه!
گاهی خطاهای خودمان باعث رنج ما میشود و گاهی هم دیگران موجب ملالت ما میشوند.
یک نفر به خاطر بیانضباطی شغلی، نداشتن برنامه مالی، مدیریت نادرست اقتصاد شخصی و خیلی مسائل دیگر ورشکسته میشود و به رنج میافتد. تقصیر از خودش است.
اما گاهی رنجها از بیرون وارد میشود. این که کشورها دچار جنگ میشوند، مقصر ما نیستیم ولی باید رنجِ جنگ را تحمل کنیم. این که دیگری با رانندگیِ بد ما را زیر میگیرد و دچار جراحت میشویم، از بیرون است و شاید ما نتوانیم جلو آن را بگیریم؛ بنابراین رنج همیشه پیش میآید.
در برابر این رنجها باید چه کنیم؟
آیا پایانی برای آنها وجود دارد؟
نه! ما نمیتوانیم رنجها را متوقف کنیم. اما ....
اما میتوانیم تعیین کنیم که چگونه با رنج روبهرو شویم. ما میتوانیم تصمیم بگیریم که یک رنج چه اثری روی زندگی ما بگذارد.
اگر ما برای هر بخش از زندگی خود از جمله رابطه با خدا، خانواده، دوستان، شغل، و هر اتفاقی که در زندگیامان میافتد و از جمله رنجهایمان، «معنا» پیدا کنیم، میتوانیم حداکثر بهره را از زندگی خود ببریم. حتی از رنجهایمان.
هر رنج در پشت خود برای ما یک معنا دارد. میخواهد چیزی بگوید. میخواهد ما را متوجه نکتهای کند تا به نقص خود پی ببریم؛ رشد کنیم؛ به عمق برسیم؛ و نوری به درون ما بتابد.
«شمس گفت: به محل زخمِ بسته شده نگاه کن؛ همانجاست که نور وارد تو میشود.»
(تفسیر کلمن بارکس از اشعار مولانا)
هین زِ مرهم سر مکشای پشتریش
و آن زِ پرتو دان مدان از اصل خویش
هر زخمی بر روح و جان ما، محل عبور نور است و روشنی به درون. آدمی که زیاد زخم خورده، پخته است و عمیق. آدم زخمناخورده، خام است.
چونک زخمِ او است نبود چارهای
آنچ او بشکافت نپذیرد رفو
از پی این زخم، جانِ نو رسید
جانِ کهنه، دستها از خود بشو
(مولانا/ دیوان شمس/ غزلیات)
امضاء: رها
