تعداد بازدید: ۶۷۶
کد خبر: ۲۷۱۸۵
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 26 September
شعردونی

میون سگ دو زدنا

نویسنده : پوریا سالخورده

تو دست و بال بسته‌ات آی زمونه چیا داری؟

برای قلب خستمون تو چنته‌ات صفا داری؟

من نمی‌گم فلان می‌خوام، چُنین نه و چِنان می‌خوام

تو این هیاهوی زمین، خلوت بی صدا داری؟

نه اینکه هیچی نباشه، نه اینکه ساکت همه چی

پرنده‌ای، چرنده‌ای، نسیم می‌خوام کجا داری؟

خسته‌ام از خیابونا، از این همه بوق زدنا

یه رودخونه طبیبمه، طبیب آشنا داری؟

میون این مشغله‌ها، میون سگ دو زدنا

گلّه‌ی میشی میشه داشت؟ جایی واسه چرا داری؟

من که صبورم ولی تو، صبر نکن زودی بگو

بگو بگو همین الان، الان می‌خوام یالّا داری؟

توقعم زیاده نه؟ کاسه صبر من پره

وگرنه گلدونی بسه، بگو اقاقیا داری؟

میون سگ دو زدنا

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها