تعداد بازدید: ۷۶۷
کد خبر: ۲۷۱۲۶
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۴ - 2026 18 September

داستان آقای رهنما و مغازه‌داران پاساژ

امین رجبی
نویسنده:
امین رجبی

مغازه‌داران پاساژ در این بازار خلوت و کسب و کار کساد هر از گاهی دور هم جمع می‌شوند و از هر دری می‌گویند. از قیمت دلار و طلا گرفته تا اخبار جنگ و مشکلات اقتصادی و دعوا‌های رسانه‌ای.

هر کدام از آنها در گرو‌های واتساپی متنوعی عضو هستند یا صفحه‌های اینستاگرامی زیادی را دنبال می‌کنند و دمادم فیلم‌ها و نوشته‌هارا به هم نشان می‌دهند. گاهی با هم می‌خندند و گاه نیز سر تأسف تکان می‌دهند. در این میان آقای رهنما معلم بازنشسته که او هم مغازه‌دار است، گاه درستی بعضی محتوا‌ها را زیر سؤال می‌بَرَد و می‌گوید هرچیزی دیدید باور نکنید. اما دیگر مغازه‌دار‌ها گوش به حرف او نمی‌دهند و کار خودشان را می‌کنند و عقیده دارند رهنما زیادی شکاک است.

این مشتی نمونه خروار است از بحث‌های روزانه مردم در جا‌های مختلف. از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان. جوانتر‌ها البته خبر‌های دیگری دنبال می‌کنند و دنیا‌های دیگری دارند. بیشتر دنبال سلبریتی‌ها و ستاره‌های مجازی و ورزشی و سینمایی و هنری‌اند و آخرین بازی‌ها و گیم‌ها.

در این سیل اخبار و نوشتجات و عکس‌ها و فیلم‌ها، اما خبر‌های دروغ و شانتاژ‌های رسانه‌ای فراوان است. گاه مطلبی یا سخنی یا فیلمی به سرعت در فضای مجازی همه‌گیر (وایرال) می‌شود در حالی که از جایی بدون هیچ هدفی و یا گاه هدفمند ساخته و منتشر شده و به دنیای مجازی راه یافته.

بسیاری از مخاطبان بدون هیچ پرسشی و، اما و اگری و شک و شبهه‌ای آن را می‌پذیرند و درگروه‌های مختلف پخش می‌کنند و ناخواسته عامل انتشار یک خبر دروغ یا تحلیل اشتباه می‌شوند.

خبر‌ها و تحلیل‌هایی که گاه بعد از همه‌گیری تکذیب می‌شود یا نادرستی آن به اثبات می‌رسد و خیلی زود به محاقِ فراموشی می‌رود.

گاه برخی افراد یا جریانات نیز با هدف تخریب طیف مخالف خود، دست به هر کاری می‌زنند تا طرف مقابل را ناک‌اوت کنند. آنها در این راه ابایی ندارند که قطعاتی از یک فیلم را برش دهند، جا‌هایی رابه هم بچسبانند، تصاویری را اضافه و کم کنند و با ترفند‌های رسانه‌ای، طیف مخالف را زمین بزنند.

البته ما مخاطبان و عوام نیز بدون پرسش و شک کردن و دقیق شدن و بررسی بیشتر، آن را می‌پذیریم و حتی در گروه‌های زیادی نشر می‌دهیم و عملاً عمله‌ی بی‌جیره و مواجب افراد و جریانات سودجوی سیاسی می‌شویم.

همه اینها بر می‌گردد به ضعف «سواد رسانه‌ای».

اما سواد رسانه‌ای چیست؟

ویکی‌پدیا می‌نویسد:

سواد رسانه‌ای به توانایی و قدرت دسترسی، تحلیل، ارزیابی و انتقال اطلاعات و پیام‌های رسانه‌ای چاپی و غیر چاپی گفته می‌شود. سواد رسانه یکی از سواد‌های دوازده‌گانه است که لزوم یادگیری آن توسط یونسکو و سایر نهاد‌های بین‌المللی و ملی مسئول در زمینه آموزش توصیه شده‌است.

به زبان ساده، شخص دارای سواد رسانه، به راحتی هر چیزی را قبول نمی‌کند. درباره درستی هر فیلم و نوشته و عکسی تحقیق می‌کند. می‌اندیشد. سبک و سنگین می‌کند؛ و در نهایت تا به یقین نرسد، چیزی را تأیید نمی‌کند.

این همان شک دکارتی است.

دکارت (فیلسوف فرانسوی) این پرسش را مطرح می‌کند: «چگونه می‌توان مطمئن شد آنچه می‌دانیم، درست است؟»

اهمیت این شک برای زندگی امروز ما در تقویت یک عادت ذهنی است: «هیچ ادعایی را صرفاً به دلیل سنت، شهرت یا اقتدار نپذیر؛ دلیل بخواه و آماده باش در آنچه می‌دانی تردید کنی.»

وقتی ما در برابر هر پیامی که به ما می‌رسد یا هر عقیده‌ای که داریم یا باورهایمان شک کنیم و به راحتی نپذیریم، خود به خود دارای سواد رسانه‌ای هستیم. ضعف همین سواد در جامعه است که می‌بینیم یک فرد ناگهان با یک پیام یا فیلم یا داشتن یک صفحه اینستاگرامی، تبدیل به یک سلبریتی مطرح می‌شود و افراد زیادی بویژه جوانان و نوجوانان را به دنبال خودش به اینطرف و آنطرف می‌کشاند و در مقابل، چون پشتوانه فکری چندانی ندارد، در یک چشم بر هم زدن از عرش به فرش می‌افتد و از یاد‌ها می‌رود.

امروزه فاش شده که حتی حکومت‌های مستبد محتوا‌هایی با کمک هوش مصنوعی تولید و منتشر می‌کنند تا هدایت فکری مردم را به سود خود در دست گیرند. محتوا‌هایی به ظاهر منطقی، جذاب و موجه که فقط آنها که سواد رسانه‌ای دارند، می‌فهمند ولی صدایشان در این بلبشوی فضای مجازی به جایی نمی‌رسد.

کسانی مثل آقای رهنما در اقلیت هستند و روز به روز کمتر هم می‌شوند و در برابر اکثریت آن مغازه‌داران، صدایشان شنیده نمی‌شود.

بدرود

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها