نیریز خالی از اِلِمانهای تأثیرگذار
شهرداری و شورای اسلامی شهر نیریز بهتازگی نامگذاری و نصب تابلو اسامی خیابانها و معابر شهر را در دستور کار قرار داده است. این اتفاق، فارغ از جزئیات و نحوه اجرای آن، فرصتی است برای اینکه شهر بیش از گذشته رنگ و بوی هویت بومی خود را پیدا کند؛ هویتی که بخش مهمی از آن با کشاورزی و محصولات شاخص منطقه گره خورده است.
چندی پیش به شهرستان ساوه سفر کردم؛ شهری که رقیب همیشگی نیریز در تولید انار به شمار میرود. چیزی که توجهم را جلب کرد، برجستگی نماد انار در فضای شهری ساوه بود. در آن شهر میدان بزرگی با نام انار وجود دارد و خیابانها و کوچههای منشعب از آن نیز این نام را به شکلهای مختلف بازتاب میداد
به نظر میرسد شهرداری ساوه تلاش کرده محصولی را که با نامش شناخته میشود، به بخشی از هویت دیداری و حتی نشانی شهری خود تبدیل کند.
این پرسش درباره نیریز مطرح است. چرا یکی از شناختهشدهترین محصولات شهرستان، یعنی انار رباب، سهمی در هویت دیداری شهر ندارد؟ چرا نام این محصول در میان نام خیابانها و معابر دیده نمیشود و نشانی از آن در المانهای شهری نیست؟
ماجرا فقط به انار محدود نمیشود. در ورودی سروستان، اِلِمان پسته دیده میشود، در حالی که برای هر کسی که با ظرفیتهای کشاورزی فارس آشنا باشد، مشخص است که پسته در کدام شهرستانها جایگاه ویژهای دارد. از سوی دیگر، نیریز بعد از استهبان دومین تولیدکننده انجیر کشور است. اما برای دیدن المان مرتبط با انجیر باید به شهر همجوار یعنی استهبان رفت. این تناقض قابل تأمل است. محصولی که میتواند بخشی از شناسنامه اقتصادی و فرهنگی یک شهر باشد، نباید فقط در آمارهای تولید و گزارشهای کشاورزی حضور داشته باشد.
نیریز حتی زمانی در ورودی شهر، اِلِمانی به شکل انار داشت. هرچند آن سازه از نظر طراحی و اجرا بینقص نبود و ظاهر چندان مرتبی نداشت، اما دستکم یک پیام روشن داشت؛ این که انار بخشی از هویت این شهر است. امروز همان اِلِمان نیز دیگر وجود ندارد.
با توجه به فعالیتهای عمرانی و زیباسازی شهری شهرداری نی ریز که در حال انجام است، به نظر میرسد بلوار امام رضا ظرفیت مناسبی برای ایجاد مجموعهای از المانهای مرتبط با محصولات کشاورزی شهرستان داشته باشد. میتوان این مسیر را به فضایی تبدیل کرد که هر رهگذر، مسافر و گردشگری با دیدن المانهای آن، بخشی از ظرفیتهای کشاورزی نیریز را بشناسد. انار، انجیر، پسته، بادام و دیگر محصولات شاخص منطقه میتوانند هرکدام بخشی از این روایت شهری باشند.
البته ساخت المان فقط به نصب یک سازه فلزی یا چند قطعه نورپردازیشده خلاصه نمیشود. اگر قرار است چنین طرحهایی اجرا شود، باید طراحی آنها به دست افراد متخصص و با نگاه هنری و هویتی انجام شود. برای نمونه، المان «نیریز» که در ورودی شهر اجرا شده، از نظر ایده، کاملاً بومی است. اما نورپردازی، فرم، رنگ و حتی انتخاب فونت آن میتوانست با دقت بیشتری انجام شود. یک ایده خوب، زمانی در فضای شهری ماندگار میشود که طراحی و اجرای آن نیز در همان سطح باشد.
نیریز البته نمونههای موفقی هم دارد. مجسمه احمد نیریزی که در میدان اصلی شهر نصب شده، یکی از همین نمونههاست. این اثر سالهاست در شهر قرار دارد و کمتر کسی به فکر جایگزین کردن آن افتاده است. دلیلش هم روشن است. اثر به دل نشسته و تاریخ مصرف آن به یک مناسبت یا یک دوره مدیریتی محدود نمیشود. چنین المانهایی نشان میدهند که اگر طراحی درست باشد، یک اثر شهری میتواند سالها بخشی از چهره شهر باقی بماند.
در سالهای گذشته نیز مدیرانی در شهرداری نیریز بودند که برای مناسبتهای مختلف از المانهایی مانند خروس نوروزی، اسب بالدار، و درختان نورافشان استفاده کردند. حتی در مقطعی تونل نوری نیز در شهر ایجاد شد. بسیاری از این سازهها امروز دیگر اثری در شهر ندارند و بعضی از آنها عمرشان حتی به یک سال هم نرسید.
این تجربهها یک نکته مهم را یادآوری میکند. در زیباسازی شهری، هزینه کردن به تنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، طراحی ماندگار، اجرای باکیفیت و استفاده درست از منابع عمومی است. هر المان شهری باید به گونهای طراحی شود که چند سال بعد نیز همچنان قابل استفاده و قابل دفاع باشد، نه اینکه با تغییر مدیریت یا پایان یک مناسبت، به انبار شهرداری منتقل شود.