شهید بهشتی و دغدغههایش
در آستانه هفتم تیر، سالروز شهادت استاد شهید دکتر سیدمحمدحسینی بهشتی قرار داریم.
آیه ا...بهشتی هدف تروریسم کور دهه ١٣٦٠ قرار گرفت و به همراه ٧٢ تن از مدیران و عناصر مؤثر انقلاب به شهادت رسید.
ضمن گرامیداشت یاد این نظریه پرداز انقلاب اسلامی، به همین مناسبت به دو نگرانی ایشان در زمینه مسائل دینی و انقلابی اشاره مینماییم.
١- یکی از دغدغههای ایشان «جایگزینی اشخاص به جای ارزشها» بود. ایشان در سخنرانی که در مسجد جامع نارمک در سال ١٣٥٩ ایراد نمودهاند گفتهاند: يكی از مصيبتهای زمان ما اين است كه اشخاص كمكم دارند جانشين ارزشها ميشوند، اين خطرناک است. انقلاب ما انقلاب ارزشهاست. من مكرر در رابطه خود و دوستانم عرض كردهام كه دوستان عزيز! نكند ما را به جاي ارزشها بنشانيد.
٢- دغدغه دیگر ایشان «تکریمهای فساد آفرین» است.
ایشان در تفسیر این آیه قرآن که میفرماید: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا. ترجمه: همان كسانى كه پيامهاى خدا را ابلاغ مى كنند و از او مى ترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند و خدا براى حسابرسى كفايت مىكند. (احزاب: آیه ٣٩)» اشاره میکند که رسالت تبلیغ، دعوت به سوی خداست، نه به سوی خود.
شهید بهشتی با انتقاد از روحانیونی که اجازه دستبوسی به مردم میدهند، این کار را دعوت به خود و نوعی فساد تلقی میکند.
ایشان در همین زمینه به ذکر خاطرهای میپردازند که در جلسهای و در کنار یک آقای روحانی نشسته بودند.برخی میآیند برای دستبوسی اما ایشان اجازه نمیدهند. آن آقای روحانی ناراحت میشوند و میگویند: چرا اجازه نمیدهید دستتان را ببوسند؟ چه عیبی دارد؟ تو با کنار زدن اینها، آن کسانی را که اجازه دستبوسی میدهند را تخطئه میکنی و کار آنها را زیر سؤال میبری و مردم نسبت به آنها بدبین میشوند. فکر میکنند لابد کار بدی است که در جاهای دیگر اتفاق میافتد. اجازه بده دستت را ببوسند و آن نرخهایی که در صنف ما هست آنها را بر هم نزن!
این گفتوگوی بین شهید بهشتی و این روحانی که در کنار ایشان بوده یک گفتوگوی خواندنی و شنیدنی است. عین تعبیرات ایشان که در کتاب «حق و باطل » آمده چنین است:
«آن آقای روحانی تاب نیاورد و خیلی با پرخاش گفت چرا چنین میکنی؟ تو میآیی صفشکنی میکنی. در مناسبات مردم با اهل علم بدعت میگذاری. بگذار دستت را ببوسند. به او گفتم صبر کن جواب تو را میدهم تا مجلس خلوت شود. سپس به او گفتم میدانی چرا از این کار خودداری میکنم؟ برای اینکه میترسم خودم خراب شوم. از درون کرمخورده شوم. نمیخواهم خراب شوم. بر خودم میترسم. گفت چه میگویی؟ اسم بُرد و گفت تو فکر میکنی فلانی و فلانی اسیر دستبوسی مردم بودهاند؟ گفتم من دربارهی اشخاص قضاوت نمیکنم. نام شخص نبر. داوری درباره تکتک افراد کار مشکلی است. من میگویم بر خودم میترسم! در این که دیگر حرفی نیست. تو هر چه میخواهی حساب کن. بگو تو آدم ضعیفی هستی! بگو خیلیها از تو قویتر هستند! من که نمیتوانم خودم را اغفال کنم.»
در این زمینه یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه سخنرانی جالبی در سال ١٣٩٤ داشتهاند که به علت طولانی بودن از چاپ آن دراین مقاله معذوریم. امید است بتوانیم اصل آن را درشماره ٥ ماهنامه «نیتاک» چاپ نماییم.
یاد و نام شهید بهشتی و همه شهدای هفتم تیر گرامیباد.
شاد و سالم و موفق باشید