تعداد بازدید: ۱۰۵۳
کد خبر: ۲۷۰۵۳
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 05 September
ماجراهای من و بی‌بی

سیب‌زمینی به جای انجیرِ تَر

نویسنده : گلابتون

به بی‌بی و کاسه انجیر توی دستش زل زدم...

- به‌به! به‌به بی‌بی. انجیرِ تَر. از کجا می‌دونستین من عاشق انجیر ترَم؟ خدا خیرتون بده.

- ماخام خیر نبینم، میه‌ای انجیرا بری توئه دختر که به‌به و چه‌چه‌راه اناختی؟

- پَ برا کیه بی‌بی؟

- حدس بزن.

- برا بابا اینا؟

- نع.

- عمو اینا؟

- نه.

- عمه اینا؟

- نع...

- وا! خو برای کیه بی‌بی؟

- بری مش‌موسی.‌ای خو دیه سؤال ندره.

- ولی مش موسی که نیس بی‌بی.

- نیس؟

- نه، پیش پای شما اومد کلیدشو گذاشت اینجا رف روستا، گف تا سه چار روز نمیام.

- اَی داد بیداد!

دستم را بردم سمت کاسه انجیری که بی‌بی محکم زد پشت دستم!

- دَسِ خر کوتا!

- وا بی‌بی؟ مؤدب باشین یه کم خدایی. الان دیگه چرا نمی‌ذاری بخورم آخه.

- ماخام تیر ناحق بخوری. میرم اینجو میدم درِ تره‌باری کل عباس برم بفروشه بجاش سیب‌زمینی میسونم! میدونی سیب‌زمینی شده کیلو چن؟ کیلو صد تومن. والا!

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها