تعداد بازدید: ۱۰۴۲
کد خبر: ۲۷۰۵۲
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 05 September
ماجراهای تبعه موجاز

معجزه قطعی برق

نویسنده : نجیب

ما یَک عمر فکر می‌کردیم چراغ راهنمایی آمده تا مردم بَ جان هم نیفتند؛ ولی در وُلسوالی نَی‌ریز یَک قانون فیزیک و فلسفه جدید کشف بَکردم: «هر جا برق بَرود، عقل و معرفت مردم وصل می‌شود!»

دیروز ایستَه کرده بودم سرِ یَکی از چهارراه‌ها. یادم آمد شهردار وُلسوالی نَی‌ریز گفتَه کرده می‌خواهند یَک مَیلیارد تومان بَدهند و پنل خورشیدی بالای چَراغ‌ها بگوذارند تا وقتِ قطعی برق، چَراغ‌ها خاموش نشود؛ چون غم این را دارند تَرافیک گره بَخورد و مردم تصادوف کونند.

اما من نشستم لبه جدول و با چشمان خودم نظارَه کردم: وقت قطعی برق، معجزه شد!

تا وقتی چَراغ رَوشن بود و ثانیَه‌شومار کار می‌کرد، شوفر‌ها چَشم‌هایشان را می‌بستند و پدال گاز را تا ته فشار می‌دادند تا ثانیه آخر رد شوند. مَثال موسابقات فرمول‌یَک، از روی دست هم سَبقت می‌گرفتند و بوق می‌زدند!

اما همین که چَراغ خاموش بَشد، سبحان‌الله! ناگهان کل شهر تبدیل شد بَ مجلس شعر و ادب پارسی!

شوفر پَراید ترمز می‌زد، دستش را از پنجره بیرون می‌آورد و با لبخند بَ شوفر پژو اشاره می‌کرد: «قربان شما، بَفرمایید، اول شما عبور کونید!»

آن یَکی با چَراغ‌زدن تعارف می‌کرد: «نه جانم، حق تقدم با شماست، خاک پای شماییم!»

وانتی هم با بار هندوانه بَ یَک پیرزن عابر لبخند می‌زد و گفتَه می‌کرد: «مادر جان، قدمت روی چَشم، آرام رد شو!»

داشتم با خودم حساب می‌کردم: برادر من! شما می‌خواهی یَک مَیلیارد تومان پول زبان‌بسته را بدهی بالای چهارراه پنل خورشیدی نصب کونی که دوباره آن چَراغ با رنگ سرخ و سبزش بیاید و بین مردم دعوا بیندازد؟!

اگر اداره ولایت را دست خود مردم بَگذاری و هی زور و دستور بالای سرَشان نباشد، مردم خودشان بلدند چَطور سر چهارراهِ زیندَگانی بَ هم راه بدهند و گره‌ها را باز کونند!

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها