تعداد بازدید: ۴۱۳۹
کد خبر: ۲۷
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۵ - 2016 17 April
نگاهی به زندگی ثریا حکمت

مرگ در وقت نداری!

بازیگر محبوب سالهای ٦٠ درگذشت. گوشه‌ای از کارنامه هنری بازیگر محبوب سینما و تلویزیون را می‌خوانید: «آذر مهدی‌قلی‌خانی» با نام هنری «ثریا حکمت» (زاده ۴ آذر ۱۳۳۲ در خوی ) بود. او بازی در سینما را از سال ۱۳۵۳ با فیلم «ناجورها» به کارگردانی سعید مطلبی آغاز کرد. ثریا حکمت در آثاری چون «نقطه ضعف»، «تصویر آخر»، «خواستگاری»، «نیش»، «آواز قو» و فیلم به یاد ماندنی «ای ایران» نقش آفرینی کرده است. آخرین کار او بازی در فیلم «آواز قو» در سال ۱۳۷۹ بود. او در مرداد ۱۳۹۳ در سن ۶۱ سالگی اعلام کرد که در نهایتِ تنگدستی زندگی می‌کند. طوری که قادر به تأمین ودیعه مسکن خود نیست. ثریا حکمت که روزگاری ستاره‌ای در سینمای ایران بود حال حتی توان پرداختِ هزینه درمان دندان‌های خود را نیز نداشت. او به نقل از خودش، در مراجعه به وزارت ارشاد حتی خواستار پیش‌خریدی قبرش در قطعه هنرمندان برای فروشش در زمان حیات برای گذران زندگی، تقاضا داده بود.

عده‌ای از مردم در پی انتشار دردنامه او خواستار کمک به این هنرمند شده بودند.
وی با بیان اینکه در وضعیت مالی خیلی بدی به سر می‌برد گفته بود: بعد از ۳۵ سال کار و ۶۱ سال سن، من را به‌عنوان پیشکسوت قبول ندارند. درنتیجه از چندی دیگر در چادر زندگی می‌کنم.
ثریا حکمت، صبح دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۵، بر اثر سکته مغزی، به کما رفت.
گفتنی است؛ او در اوایل سال ۱۳۹۵ به دلیل مسمویت دارویی به بیمارستان منتقل شده بود که با بهبود نسبی شرایطش ترخیص شد اما بامداد ۱۶ فروردین‌ماه ۱۳۹۵ به دلیل تشنج بار دیگر به بیمارستان منتقل شد و به کما رفت.
ثریا حکمت، در بامداد ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ در سن ۶۲ سالگی به دلیل تشنج و لخته شدن خون درگذشت.
فیلم شناسی: آواز قو (۱۳۷۹)، عروسی مهتاب (۱۳۷۵)، ماه پیشونی (۱۳۷۴)، روز دیدنی (۱۳۷۳)، خانه پدری (۱۳۷۳)، نیش (۱۳۷۲)، شاهین طلایی (۱۳۷۲)، دو همسفر (۱۳۷۱)، خواستگاری (۱۳۶۸)، ای ایران (۱۳۶۸)، بهار در پاییز (۱۳۶۶)، تصویر آخر (۱۳۶۵)، جدال در تاسوکی (۱۳۶۵)، گردباد (۱۳۶۴)، جنجال بزرگ (۱۳۶۳)، شب شکن (۱۳۶۳)
برزخی‌ها (۱۳۶۱) و...
مجموعه تلویزیونی: خانه به خانه، یک حرف از هزاران، فاصله، بر سر دو راهی، آپارتمان و مرد اول...
گفتگو با ایسنا قبل از وفات:
- تصمیم دارم اثاث‌هایی که برایم باقی مانده را بفروشم و با پول آن دخترم را به خوابگاه بفرستم و خودم هم در خیابان چادر بزنم.
- سال گذشته هم سه روز در چادر زندگی کرده‌ام. آن موقع هم به‌دلیل اینکه اجاره خانه‌ام عقب افتاده بود، صاحبخانه از پول ودیعه‌ام کم کرده بود که دیگر پولی برای خانه گرفتن نداشتم.
- کل دندان‌هایم را کشیده‌ام و هزینه درمان آن‌ها را ندارم. برای گرفتن بودجه به همه‌جا رفته‌ام.
- برای کمک به خانه سینما رفتم، آنجا هم گفتند خودمان ٥٠٠ میلیون تومان بدهی داریم و نمی‌توانیم کمک کنیم.
- خانه پیشکسوتان هنر گفت: چون به‌عنوان هنرمند درجه دو معرفی شده‌ام، نمی‌توانند کمک کنند.


نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها