تعداد بازدید: ۸۲
کد خبر: ۲۶۱۸۷
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 16 May
درسهای اخلاقی

شخصیتِ ظالم ترسناک‌تر از ظلمی است که اتفاق افتاده

پای درس حجت‌الاسلام محمدرضا رنجبر

/ دست و دلت باز باشه، بخشنده و کریم باش، اما بی‌حساب و کتاب خرج نکن که تهش پشیمونی میاد. زندگی رو با عقل و با فکر جلو ببر، حساب و کتاب داشته باش، ولی خشک و تلخ و خسیس نباش.

ببخش، اما ولخرجی نکن. حسابگر باش، اما سختگیر و سنگ‌دل نباش.

آدم بخشنده عین بارونیه که می‌باره، می‌بخشه، و دل زمینو زنده می‌کنه، اما هیچ‌وقت سیل نمی‌شه که همه‌چیزو با خودش ببره؛ و حسابگر واقعی مثل باغبونه؛ مراقبه که آب به اندازه بده، نه اون‌قدر زیاد که ریشه خفه شه، نه اون‌قدر کم که خشک بشه.

دیدی بعضی‌ها وقتی مهمون دارن، ۱۰ رقم غذا درست می‌کنن که تهش نصفش می‌ره توی سطل آشغال؟ این یعنی «مُبذر» بودن. بخشندگی یعنی همون یه مدل غذا رو با عشق و بهترین کیفیت بپزی و با لبخند تعارف کنی. بخشندگی یعنی اگه رفیقت دستش خالیه، طوری بهش برس که نه اون خجالت بکشه، نه تو جیبت خالی بشه که بعداً پشیمون بشی.

یعنی وقتی مادرت صدات می‌کنه، گوشی رو بذاری کنار و با تمامِ وجود بهش گوش بدی. این بزرگترین بخشندگیه: بخشیدنِ وقت و توجه.

ولخرجی کجاست؟ این که برای آدم‌هایی که غرق در تعریف و تمجیدن، مدام چاپلوسی کنی و کلماتت رو هدر بدی، اما برای اون کسی که تشنه‌ی یه کلمه محبت‌آمیزه، خسیس باشی.

/ امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند: فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ

کسی که کار بد می‌کنه، از خود کار بد هم بدتره.

انگار امام (ع) می‌خواد بگه: «مراقبِ خودت باش که رنگِ کار‌های بد رو نگیری». چون کارِ بد میاد و میره، اما اون تاریکی که توی روحِ آدم جا خوش می‌کنه، موندگاره. مثلاً توی بازار، توی صف، یا توی اداره، یه جایی می‌بینی می‌تونی حقِ یکی دیگه رو بخوری و یه پولی به جیب بزنی یا کارت رو جلو بندازی. اون «پول» یا اون «جلو افتادن» شاید یه سودی بهت برسونه، اما اون «روحِ طمع‌کاری» که ساخته میشه، از اون دزدی هم زشت‌تره. چون اون آدم دیگه یاد گرفته که برای رسیدن به خواسته‌اش، بقیه رو له کنه. امام میگه این «شخصیتِ ظالم» خیلی ترسناک‌تر از اون «ظلمی» هست که اتفاق افتاده. آدم‌ها یه‌دفعه بد نمی‌شن. کم‌کم کینه جمع می‌کنن، کم‌کم حسادت می‌کارن، کم‌کم بی‌انصافی رو توجیه می‌کنن؛ و یه روز، یه جا، اون ظرف لبریز میشه و ما فقط اون لحظه‌ی چکیدن رو می‌بینیم. اما ترسناک‌تر از اون قطره‌ای که روی زندگی ما افتاده، اون ظرفیه که سال‌ها تو تاریکی پر شده؛ و اینجا یه هشدار جدی برای خودمونه و اونم اینکه: هر بار که یه بدی کوچیک رو جدی نمی‌گیریم و می‌گیم «چیزی نیست»، داریم یه قطره می‌ریزیم تو ظرف خودمون.

شاید امروز سرریز نشه. شاید هنوز ظاهر خوبی داشته باشیم. اما ظرف، کار خودشو می‌کنه. پر میشه.

فرق آدمی که اشتباه می‌کنه با آدمی که «فاعلِ شر» میشه، اینه که اولی یه لغزش داره، دومی یه هویت ساخته. اشتباه، یه حادثه‌ست. اما بد بودن، یه تصمیم تکرار شده‌ست. اشتباه رو میشه جبران کرد. می‌تونی بگی «ببخشید»، می‌تونی برگردی، می‌تونی درستش کنی.

اما وقتی بدی شد بخشی از شخصیتت، وقتی از اذیت کردن لذت بردی، وقتی وجدان دیگه صدات نکرد، اونجا خطر شروع میشه. اونجا دیگه فقط به بقیه آسیب نمی‌زنی؛ خودت رو هم از درون می‌سوزونی.

شخصیتِ ظالم ترسناک‌تر از ظلمی است که اتفاق افتاده

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها