چوپانِ نینواز هم میتواند موسیقیدان شود
امسال همه دیدند که مادرِ طبیعت چگونه به شکل عجیبی بارور شد و در هر گوشه گلی و در هر جا سبزهای رویید. گلهای رنگارنگ و سبزههای گونهگون در زمینهایی که سالها روی طراوت ندیده بود سر از خاک به در آورد و جلوهگری کرد. از قدیم میگفتند باران باید هم به اندازه و هم به موقع ببارد تا بتواند طبیعت را زنده کند که امسال به لطف خدا اینگونه شد.
جملهای ورد زبان همه بود که: اینقدر تخم و بذرِ گل و گیاه متنوع در این سالهای مدید خشکسالی کجا بود و اگر باران باشد، طبیعت نیریزِ ما و البته ایران چقدر زیبا و رنگارنگ و پربار و شکوفا است!
چه حیف که ما به دست خود طبیعت را به چنین روزی انداختهایم که این همه زیبایی هر ساله مجال نیابد تا از خاک سر برآورد و جلوهگری کند.
همین است حکایت جامعه ایرانی که پر است از استعدادهای خفته و قابلیتهای نهفته که هرگز مجال ظهور و بروز نمییابند و چه بسیار افراد پرتوان که عمری در گمنامی و خاموشی زندگی میکنند و به نامآوری و بالندگی نمیرسند.
بسیار دیده و شنیدهایم گاه که عوامل مختلف دست به دست هم میدهند، ناگهان استعدادی عجیب از منطقهای دورافتاده رشد میکند و حتی در عرصههای جهانی میدرخشد.
فرقی نمیکند. در دورافتادهترین روستاها هم از این نخبگانِ خاموش کم نداریم.
دیدهایم که برای نمونه یک چوپانِ سادهی ایلیاتی، چه صدای خوشی دارد یا چه دلنشین نی مینوازد، ولی هرگز نتوانسته آن را پرورش دهد و بدرخشد.
یا یک کودک از محلهای فقیرنشین که ناگاه رشد میکند و سر از دانشگاههای معروف در میآورد.
شوربختانه به دلیل مسائل مختلفی که گریبانگیر جامعه ماست از جمله مشکلات اقتصادی و معیشتی، ضعفهای تربیتی، آموزش و پروش ناکارآمد، نبود برنامهریزی درست، کمبود شدید امکانات، عقبماندگی از نظام جهانی و خیلی عوامل دیگر که حکم باران را دارند، این استعدادهای پرشمار که، چون بذرِ در زیر خاک خاموشاند، بسیار کم، مجال روئیدن و بالیدن و رشد کردن پیدا میکنند.
خانواده اولین نهادی است که باید استعداد کودک را کشف کند. هر کودکی در زمینههای گوناگونِ درسی، ورزشی و هنری استعداد دارد که باید به همان مسیر بیفتد. خانواده اگر حداقلها را بدرستی فراهم کند، کودک به تدریج استعداد خود را پیدا میکند. مثلاً والدین میفهمند که کودکشان استعداد ادبیاتی دارد. در نقاشی توانمند است و در کشتی قابلیت دارد.
خانواده اگر به موقع و درست این قابلیتها را کشف کند، میتواند کودک را به همان سمت و سو سوق دهد. یا در نقطه مقابل والدین باید بفهمند که کودکشان در بعضی بخشها استعدادی ندارد و سعی بیهوده نکنند که کودک را قربانی آمال و آرزوهای خود کنند.
در مرحله بعدی آموزش و پرورش ایستاده و کودک را از خانواده تحویل میگیرد تا او را رشد دهد. کار مشاوران مدارس یکی هم همین است: استعدادیابی و کمک به دانشآموز برای رسیدن به جایگاه مطلوب شغلی و اجتماعی و علمی و مهارتی.
بارها شنیدهایم که میگویند فلان شخص پشتکار ندارد. درواقع اشکال کار در اینجاست که او هنوز استعداد خود را پیدا نکرده و یا در جای نادرستی ایستاده. در چنین شرایطی بیشک دانشآموز حال و حوصله کار را ندارد و متهم به نداشتن پشتکار میشود.
ولی وقتی همان کودک که استعدادش در زمینه مکانیک است و با شناختِ درستِ والدین، به رشته مکانیک هنرستان میرود، میتواند خیلی زود رشد کند و چنین کسی اگر موانعی جدی پیش رو نداشته باشد، خیلی زود پلههای ترقی را طی میکند و با پشتکار ادامه میدهد.
جامعه ایرانی پر است از استعدادهای خاموش و قابلیتهای نهفته. شوربختانه این استعدادها یا به درستی شکوفا نمیشوند، یا اگر بشوند، کشورهای دیگر برایشان سر و دست میشکنند و آنها را میبرند و از استعدادشان چه استفادهها که نمیکنند.
بعد از خانواده و آموزش و پرورش، لشکری از موانع و مشکلات و نابسامانی و ناکارآمدی و تبعیض و رانت و رابطهسالاری قد علم میکنند و همین میشود که در زمینِ پراستعداد ایران، بسیاری از استعدادها نمیرویند و ایران را گلباران نمیکنند.
بدرود
