تعداد بازدید: ۱۵۶
کد خبر: ۲۶۱۴۵
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۸ - 2026 15 May

جبار باغچه‌بان که بود و چه کرد؟

جبار باغچه‌بان که بود و چه کرد؟

میرزا جبار عسگرزاده ملقب به جبار باغچه‌بان در شهر ایروان (پایتخت امروزی ارمنستان) متولد شد. نیاکان وی از مردم تبریز بودند. پدرش در ایروان به کار‌هایی همچون معماری، مجسمه‌سازی و قنادی می‌پرداخت. باغچه‌بان به سبب سختگیری پدرش در مدارس جدید آموزش ندید، بلکه به مکتب‌خانه رفت و قرآن و زبان فارسی را نزد یک روحانی فرا گرفت. در ۱۵ سالگی برای گذراندن زندگی، به ناچار ترک تحصیل کرد و به شغل پدری روی آورد. در کنار آن، به برخی دختران نیز در خانه آموزش می‌داد. در ۱۲۸۴خورشیدی به علت درگیری‌های قومی و مذهبی به ویژه جنگ‌های مسلمان و ارمنی که در منطقه قفقاز به اوج خود رسیده بود، مدتی به زندان افتاد. بعد از رهایی، فعالانه وارد کار‌های فرهنگی و اجتماعی شد.

در سال ۱۲۹۱ خورشیدی کار روزنامه‌نگاری را آغاز کرد و به همکاری با روزنامه قفقاز و نوشتن مطالب فکاهی و سرودن اشعار طنز برای روزنامه فکاهی «ملانصرالدین» پرداخت. یک سال بعد ادارة مجله فکاهی «لک لک» را به عهده گرفت که انتشار آن تا نخستین سال جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ م) ادامه یافت.

در اواخر جنگ، به ترکیه رفت و پس از چندی تحویلدار شهرداری شهر ایغدیر شد ولی پس از شکست دولت عثمانی، به ایروان بازگشت و در ۱۲۹۸ خورشیدی به همراه همسرش صفیه بابایی به ایران مهاجرت کرد، به مرند رسید و به عنوان آموزگار در مدرسه «احمدیه» مشغول کار شد و نخستین نمایشنامه خود به نام «خر خر» را در همان‌جا اجرا کرد. در ۱۲۹۹ خورشیدی به دعوت رئیس فرهنگ آذربایجان به تبریز رفت و در ۱۳۰۳ خورشیدی نخستین کودکستان ایران را به نام «باغچه اطفال» در آنجا تأسیس کرد و نام خانوادگی خود را به «باغچه‌بان» تغییر داد. با توجه به اینکه ۳ کودک ناشنوا در میان شاگردان او بودند، در باغچه اطفال کلاسی مخصوص تعلیم و تربیت کر و لا‌ها تأسیس کرد و با وجود مخالفت‌های دکتر محسنی، رئیس آموزش و پرورش وقت تبریز، کنار تابلوی باغچه اطفال، تابلویی با این مضمون چسباند که «در این محل به کرو لال‌ها حرف زدن آموخته می‌شود». از آنجا که این کودکان ترک‌زبان بودند، نخستین اشعار کودکستانی‌اش را به زبان ترکی سرود. در ۱۳۰۶ خورشیدی، با انحلال «باغچه اطفال»، بر حسب تقاضای ابوالقاسم فیوضات رئیس وقت فرهنگ فارس، به شیراز رفت و کودکستانی در آن شهر بنیاد نهاد. در ۱۳۰۷ با وجود دشواری‌های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتاب‌های ویژه کودکان را با نقاشی‌هایی که خودش می‌کشید آغاز نمود. یکی از کتاب‌های او با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسید و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.

باغچه‌بان «جمعیت اتفاق معلمین» را نیز بنیاد گذاشت. او در سال‌های نخست حکومت رضاشاه، از سوی فرهنگیان آذربایجان نامزد نمایندگی مجلس شد، اما کار فرهنگی را به کار سیاسی برتری داد و از نمایندگی مجلس سرباز زد.

باغچه بان در سال ۱۳۱۲خورشیدی به تهران آمد و اولین مدرسه شبانه‌روزی را به منظور تعلیم و تربیت کرو لال‌ها تأسیس کرد. در ۱۳۱۳ برای استفاده شاگردان ناشنوای خود دستگاهی به نام «تلفن گنگ» یا سمعک استخوانی اختراع نمود و به ثبت رساند. در سال ۱۳۱۴ خورشیدی از سوی وزارت فرهنگ، دستور تعلیم الفبای او که امروزه به «روش باغچه‌بان» معروف است، منتشر شد. در سال ۱۳۲۲ با کمک افراد نیکوکار «جمعیت حمایت از کودکان کر و لال و کور» را تشکیل داد که بعد کلمه «کور» حذف شد. در ۱۳۲۳ خورشیدی مجله هفتگی «زبان» را منتشر کرد که اولین شماره آن در بهمن ماه همان سال منتشر شد و انتشار آن تا سال ۱۳۲۶ ادامه یافت. در سال ۱۳۳۰ خورشیدی «کانون کر و لال‌ها» و در ۱۳۳۴ خورشیدی نخستین کلاس خاص تربیت معلم برای آموزش ناشنوایان را با همکاری وزارت فرهنگ تشکیل داد.

باغچه‌بان مردی خودساخته، مبتکر و فعال بود و با وجودی که تحصیلات رسمی نداشت، اما به هنر تئاتر کودکان آشنایی داشت و کارگردانی و اجرای برخی از نقش‌ها و طراحی دکور و صحنه آرایی نمایشنامه‌های منظوم را بر عهده می‌گرفت. برای کودکان اشعار زیبا می‌سرود و بازی‌های گوناگون ابداع می‌کرد. یکی از مهم‌ترین کار‌های او تألیف کتاب روش آموزش کرو لال‌ها است که در ۱۳۴۳ به چاپ رسید.

آثار متعددی از وی باقی مانده که دربردارنده باور‌ها و تجربه‌های ۵۰ سال کار آموزشی اوست. از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به: اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفبا، الفبای آسان، الفباء خودآموز برای سالمندان، دستور تعلیم الفبا، الفبای باغچه‌بان، روش آموزش کر و لال ها، برنامه کارآموزگار، رباعیات آذری خیام (ترجمه)، رباعیات باغچه بان، خانم خزوک (نمایشنامه)، خُر خُر (نمایشنامه)، مجادله دو پری (نمایشنامه) گرگ و چوپان، پیر و ترب (نمایشنامه)، بادکنک، بابا برفی، درخت مروارید، کتاب اول ابتدایی، من هم در دنیا آرزو دارم، و نیز داستان‌های منظوم به زبان ترکی آذری مثل قیزیللی یاپراق (برگ زراندود) و بایرام چیلیق (مژده رسانی عید) اشاره کرد.

مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان در سال ۱۳۹۵ جایزه‌ای را به نام او با نام «جبار باغچه‌بان، همزاد سیمرغ» برای گسترش ترویج خواندن و سوادآموزی پایه از راه ادبیات کودکان راه اندازی کرد که نخستین دوره آن در آبان ماه ۱۳۹۵ همراه با برگزاری نخستین همایش «با من بخوان» اهداء شد.

جبار باغچه‌بان بنیان‌گذار نخستین مدرسه ناشنوایان ایران در تهران درگذشت و چنانکه خود خواسته بود، پیکرش را در شهر ری در محله چشمه علی در زمینی که متعلق به دوست صمیمی‌اش «اشتری» بود، به خاک سپردند. ثمین (آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم)، ثمینه (نویسنده کودک و نوجوان، مؤلف کتاب‌های «پل چوبی» و «نوروز‌ها و بادبادک‌ها) و پروانه فرزندان او هستند.

انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها فعالیت علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۸۱ ایشان را یکی از مفاخر ایران‌زمین معرفی کرد.

جبار باغچه‌بان از نگاه بزرگان

◼ دکتر مهدی محقق: «مرحوم باغچه‌بان زنده است و خدمتی که او به این مملکت کرده، قابل تقدیر و تکریم است. این مرد علاوه بر اینکه نسبت به این کودکان توجه و عنایت خاصی داشت، توانست وسایلی را جهت آموزش این کودکان ناشنوا فراهم کند که هنوز هم مورد استفاده است. او در شرایط سخت، بزرگ‌ترین خدمت را به فرهنگ و جامعه ایرانی کرد، آن قدر فروتن و متواضع بود که می‌گفت: من خدمتی به جامعه نکرده‌ام و این جامعه بوده که به من خدمت کرده است.»

◼ توران میرهادی: «تأثیر کار او بر من به قدری عمیق بود که زندگی مرا متحول کرد. او تحول عظیمی در نوع نگاه من، به معلمی و آموزش پدید آورد. دغدغه اصلی باغچه‌بان در آن زمان فعال نمودن و درگیر کردن دانش‌آموز با مسأله آموزش بود. باغچه‌بان جلوتر از زمان خود حرکت می‌کرد و می‌اندیشید».

◼ ثمینه باغچه‌بان: «بر اثر نبوغ او بود که ناشنوایان کشور از جهل تاریکی به روشنایی علم قدم گذاشتند و او راه خدمت به این عزیزان را به روی من هم گشود».

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها