تعداد بازدید: ۸۳۰
کد خبر: ۲۶۱۰۷
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 09 May

پشت پرده ترانه محبوب «صبحت بخیر عزیزم» معین

پشت پرده ترانه محبوب «صبحت بخیر عزیزم» معین آهنگ صبحت بخیر عزیزم از آلبومی با همین نام از استاد معین است که سال‌ها پیش و در سال ۱۳۶۸ خوانده شد و از زیباترین و خاطره‌انگیزترین آهنگ‌ها محسوب می‌شود، اما مدتی است داستانی از این آهنگ در شبکه‌های مجازی پر بازدید شده است؛
محمد جلالی
نویسنده:
محمد جلالی

داستان به نقل از معین آورده شده است:

روزی از ایران نامه‌ای به دستم رسید که داستان زندگی یک فرد از آبادان را نقل می‌کرد.

***

۱۶ ساله بودم و عاشق یک دختر... چنان دیوانه‌وار که پس از اصرار و پافشاری بسیار زیاد توانستم در همان سن پدرم را راضی کنم که به خواستگاری دختر برویم.

وقتی به خواستگاری رفتیم پدر دختر بنای مخالفت گذاشت و برای اینکه مرا بپیچاند اصرار داشت باید درس بخوانم و حداقل دیپلم را بگیرم.

من هم پس از آن با جدیت درس را ادامه دادم و دیپلم را گرفتم ولی پدر دختر گفت تا سربازی نروی و بدون کارت پایان خدمت فکر دختر را از سرت بیرون کن!

در ۲۰ سالگی به سربازی رفتم و در ۲۲ سالگی دوباره به خواستگاری ولی پدر دختر داشتن کار مناسب را بهانه کرد و باز هم جواب منفی داد...

به هر حال بعد از پیدا کردن کار مناسب و پشت سرگذاشتن تمام موانعی که ایجاد کردند پدر تن به ازداج من با او داد.

جالب اینکه در این مدت دختر هم به پایم نشست و خواستگاران را یک به یک رد کرد و سرانجام در ۳۲ سالگی ازدواج محقق شد. جشن بزرگی به پا کردیم و در انتهای مراسم در حالی که خودم را خوشبخت‌ترین آدم روی زمین می‌دانستم به خانه خودمان رفتیم.

وقتی به خانه رسیدیم همسرم به قدری خسته بود که روی مبل دراز کشید و خوابش برد، من هم برای اینکه اذیت نشود فقط بوسه‌ای به پیشانی‌اش زدم و در گوشه‌ای خوابم برد.

صبح اول وقت شاد و سرخوش از اینکه بالاخره پس از سال‌ها معشوقه‌ام را در کنارم می‌بینم از خواب بیدار شدم و تصمیم گرفتم وسائل صبحانه را آماده کنم. همه‌ی کار‌ها را کردم و منتظر بیدار شدنش ماندم، اما خواب او طولانی شده بود. کمی ترسیدم... نزدیک شدم و دیدم همسرم نفش نمی‌کشد!

سریع پزشکی آوردم، اما بعد از معاینه دکتر گفت: این دختر شب گذشته از فرط خوشحالی دچار حمله قلبی شده و فوت کرده است...

به گفته خود معین اصل داستان ساخت این آهنگ مربوط به یک مهمانی بوده که در آنجا زنده‌یاد محمد حیدری آهنگساز این ترانه، شعر ترانه (هما میرافشار) و ملودی این آهنگ را به او پیشنهاد می‌دهد و معین هم همان جا می‌گوید که من این آهنگ را می‌خواهم....

اما بررسی‌های نی‌ریزان فارس نشان می‌دهد با وجود فراگیری این مطلب در شبکه‌های اجتماعی و نقل این خاطره توسط برخی از افراد مطرح مثل حسن ریوندی و تعدادی دیگر تنها این مطلب در سایت رکنا نقل شده و هیچ اظهارنظر رسمی از سوی معین دیده نمی‌شود، اما هر چه باشد این ترانه یکی از نوستالژی‌ترین ترانه‌های دهه شصت به شمار می‌رود. در زیر متن این ترانه را می‌خوانید:

صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی

دیشب خدانگهدار

با آنکه دست سردت از قلب خسته تو

گوید حدیث بسیار

صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت

حرفی برای من نیست

با آنکه لحظه، لحظه می‌خوانم از دو چشمت

تن خسته‌ای ز تکرار

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست

خو کرده‌ی قفس را میل رها شدن نیست

من با تمام جانم پر بسته و اسیرم

باید که با تو باشم در پای تو بمیرم

صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی

دیشب خدانگهدار

با آنکه دست سردت از قلب خسته تو

گوید حدیث بسیار

صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت

حرفی برای من نیست

با آنکه لحظه لحظه می‌خوانم از دو چشمت

تن خسته‌ای ز تکرار

این بار غصه‌ها رو از دوش خسته بردار

من کوه استوارم، به من بگو نگه‌دار

عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست

این رشته تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست

صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی

دیشب خدانگهدار

با آنکه دست سردت از قلب خسته تو

گوید حدیث بسیار

صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت

حرفی برای من نیست

با آنکه لحظه لحظه می‌خوانم از دو چشمت

تن خسته‌ای ز تکرار

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها