تعداد بازدید: ۱۰۷
کد خبر: ۲۶۰۶۵
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 02 May
شعر ناب

آن کس که با او می‌گویم می‌داند

نقلست که یک روز با جمعی می‌رفت جماعتی جوانان می‌آمدند و فساد می‌کردند تا به لب دجله برسیدند. یاران گفتند: یا شیخ دعا کن تا حق تعالی این جمله را غرق کند تا شومی ایشان از خلق منقطع شود. معروف گفت: دستها بردارید.پس گفت: الهی چنانکه درین جهان عیش‌شان خوش دادی در آن جهان‌شان عیش خوش ده. اصحاب بتعجب بماندند. گفتند: خواجه ما سرّ این دعا نمی‌دانیم! گفت: آن کس که با او می‌گویم می‌داند. توقف کنید که هم اکنون سرّ این پیدا آید. آن جمع چون شیخ بدیدند رباب شکستند و خمر بریختند و لرزه بر ایشان افتاد و در دست و پای شیخ افتادند و توبه کردند . شیخ گفت: دیدید که مراد جمله حاصل شد ، بی غرق و بی آنکه رنجی بکسی رسید .

عطار نیشابوری، تذکره‌الاولیاء، ذکر معروف کرخی

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها