هر جنسی جنس خود را جذب کند
موسی علیهالسلام به کسی که از خیال مست بود گفت: تو از من معجزهها دیدی ولی شک تو بیشتر شد. بر پیغمبریِ من طعن زدی. دریا را شکافتم و از شر فرعون شما را رهانیدم. از سنگی آب بیرون آوردم ...
این و صد چندین و چندین گرم و سرد
از تویای سرد آن توهّم کم نکرد
با این همه از من جدا شدید و گوساله پرستی پیش گرفتید.
چرا در مورد گوساله بدگمان نشدید؟ با تزویر سامری یک دل و یک زبان شدید. پیش گاو سجده بردید و از نور خدا روی گردانیدید.
گاو زرین بانگ کرد آخر چه گفت
کاحمقان را، این همه رغبت شِگفت
مولانا جلالالدین در ادامه میفرماید:
این است که باطل، باطل را جذب میکند و عاطل را عاطل. هر جنسی جنس خود را میکشد. گاو سوی شیر نر نرود و گرگ با یوسف محرم نشود مگر این که گرگ از گرگ بودن خالی شود. مانند سگ اصحاب کهف که خوی سگی را بنهاد و مردمی شد. ابوجهل، چون از اصحاب درد نبود شقالقمر را از محمد (ص) دید ولی باورش نشد.
وانکه او جاهل بُد از دردش بعید
چند بنمودند و او آن را ندید
آینهی دل صاف باید تا در او
واشناسی صورت زشت از نکو
