افزایش تعدیل نیرو در نیریز و بختگان زیر سایه جنگ و رکود
وقتی یک شرکت بزرگ در قلب اقتصاد دیجیتال ایران مثل دیجیکالا اعلام میکند ۲۰۰ نفر از نیروهایش را تعدیل میکند و همزمان در شهری مثل نیریز، دفاتر پیشخوان با صف متقاضیان بیمه بیکاری مواجه میشوند، این مسئله نشانهای از بحرانی است که از طبقات اداری تهران تا کارگاههای سنگبری و معادن جنوب و مرکز کشور را دربر گرفته است. این روزها، روایتهای پراکنده از تعدیل نیرو، تعطیلی موقت خطوط تولید و تقاضا برای بیمه بیکاری، در کنار اعداد و آمار رسمی و غیررسمی، تصویری نگرانکننده از بازار کار ایران ساخته است؛ بازاری که همزمان زیر فشار جنگ، قطع اینترنت، تورم و رکود صادرات، با مشکلات زیادی روبهرو شده است.
جنگ، رکود و حمله به صنایع سنگین؛ ضربهای که زنجیره شد
آنچه در سطح کلان اقتصاد رخ داده، بهویژه در بخش تولید، بیشتر شبیه یک واکنش زنجیرهای است. حمله به صنایع سنگین مانند فولاد و پتروشیمی، به تعطیلی یا نیمهتعطیل شدن برخی واحدها، بیکاری بخشی از کارکنان آنها و در ادامه به اختلال در زنجیره تأمین، صنعت خودرو و سایر صنایع پاییندستی منجر شده است.
در سطح رسمی، معاون وزیر کار برآورد کرده که جنگ باعث از دست رفتن بیش از یک میلیون شغل مستقیم و در مجموع، بیکاری حدود دو میلیون نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم شده است؛ آماری که یکی از بزرگترین ضربهها به بازار کار در سالهای اخیر محسوب میشود.
هر چند غلامحسین محمدی در ادامه گفته: «ضمن پرداخت پیش از موعد حقوقها، میزان پرداختیهای بیمه بیکاری افزایش پیدا کرده و سامانهای برای ثبت اطلاعات افرادی که شغل خود را از دست دادهاند، رونمایی خواهد شد تا یک بانک اطلاعاتی جامع برای تخصیص هدفمند حمایتها تشکیل شود.»
نیریز و بختگان؛ صف طولانی بیمه بیکاری در شهرهای کوچک
اگر تصویر دیجیکالا، بُعد دیجیتال بحران را نشان میدهد، آنچه در نیریز و بختگان در حال رخ دادن است، وجه صنعتی و معدنی آن را عیان میکند. در شهرستان نیریز، یک مسئول دفتر پیشخوان دولت از افزایش قابل توجه مراجعهکنندگان برای ثبتنام بیمه بیکاری خبر میدهد: از ماهانه ۲ تا ۳ نفر در گذشته، به حدود ۱۴۰ نفر فقط در هفته پایانی فروردین امسال.
بیشتر این افراد، کارگرانی هستند که از سوی کارفرما تعدیل شدهاند؛ عمدتاً از واحدهای معدنی، سنگبری و برخی مجموعههای صنعتی در مناطق نیریز و بختگان. وی یکی از دلایل اصلی افزایش تعدیل نیرو را کاهش فعالیت واحدهای تولیدی و افت تقاضا در بازار سنگ عنوان میکند؛ اما در عین حال، برخی از مراجعهکنندگان، وضعیت اقتصادی و شرایط ناشی از جنگ را از علتهای بیکاری خود میدانند.
فرآیند اداری نیز روایتگر حجم مشکلات است: ثبتنام اولیه اینترنتی از طریق اداره کار و تشکیل پروندههای فیزیکی که حالا در دفاتر پیشخوان روی هم انباشته میشود؛ پروندههایی که هر کدام نام یک کارگر و یک خانواده را حمل میکند.
آمار تعدیلها در واحدهای صنعتی نیریز و بختگان
رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیریز در گفتوگو با نیریزان فارس، از رشد ناگهانی تعدیل نیرو در چند واحد صنعتی و معدنی نیریز و بختگان خبر میدهد. به گفته طیبه کمالی، در ماههای اخیر، تعدادی از واحدها به دلیل نداشتن فروش و نبود بازار صادرات، بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کردهاند:
شرکت آوند پودر: حدود ۱۸ نفر تعدیل.
شرکت رنگینسنگ: حدود ۱۸ نفر تعدیل.
شرکت سنگینرنگ: حدود ۱۹ نفر تعدیل.
شرکت پویشگران معادن مکنون پارسیان: حدود ۱۱۴ نفر تعدیل.
او اضافه میکند که علاوه بر این واحدهای شاخص، معادن و سنگکوبیهای مرتبط نیز با کاهش نیرو مواجه بودهاند و مجموع این تعدیلها باعث افزایش محسوس پروندههای بیمه بیکاری شده است.
رکود صادرات؛ از نیریز تا مزایدههای معطلمانده
مهمترین عامل این موج تعدیل از نگاه مسئولان، نبود فروش و توقف صادرات است. رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیریز میگوید: «این تعدیلها نه به دلیل تعطیلی کامل خطوط تولید، بلکه عمدتاً به خاطر مشکلات فروش و نبود بازار صادرات اتفاق افتاده است. در برخی موارد عملاً بازار صادرات نداشتهاند و همین باعث شده کارفرما نتواند هزینهها و دستمزدها را تأمین کند.»
این توضیح، در روایت یک فعال صنعتی از دل مجموعههای معدنی، تصویری دقیقتر پیدا میکند. یک منبع آگاه خبر میدهد که در مجموعههای معدنی تحت فعالیت یک شرکت که در چند شهرستان فعال است، بخش بزرگی از نیروی انسانی بیکار شدهاند:
مجموع نیرو: حدود ۱۲۰۰ نفر
تعدیل شده: نزدیک به ۹۰۰ نفر
به گفته او، این شرکت شامل چند معدن و واحد تولیدی سنگ مرمریت و کرومیت است. مهمترین علت این وضعیت، نبود فروش محصولات عنوان شده و او صراحتاً به نقش جنگ در بازارهای بینالمللی اشاره میکند: «آغاز جنگ و غیبت شرکتهای چینی در مزایدهها باعث تشدید مشکلات در فروش شده است. در سال ۱۴۰۳ حدود ۸ تا ۹ مزایده برگزار و ۳۵ شرکت خریدار حضور داشتند؛ اما حالا چندین ماه است که کسی در مزایده شرکت نمیکند.»
این توقف مزایدهها، در عمل یعنی انبارهایی پر از سنگ استخراجشده، دستگاههایی که خاموش میشود و کارگرانی که کارت حضور و غیابشان دیگر ثبت نمیشود.
تلاش برای بقا با وام ۳۰ درصدی
همین منبع آگاه، از تلاش شرکت برای گرفتن ۱۵۰ میلیارد تومان اعتبار با سود بانکی ۳۰ درصد خبر میدهد که هنوز به نتیجه نرسیده است؛ اعتباری که به گفته او، هدفش حفظ نیرو و جلوگیری از گسترش بیکاری است. اما همین عدد سود، پرسشی جدی ایجاد میکند: در شرایط رکود و نبود بازار، آیا واحدی که امروز نمیتواند هزینه دستمزد را تأمین کند، فردا توان بازپرداخت وامی با چنین بهرهای را خواهد داشت؟
امید به بازگشت، زیر سایه نااطمینانی
با وجود وسعت تعدیلها، برخی مسئولان محلی همچنان از احتمال موقت بودن این بیکاریها سخن میگویند. طیبه کمالی میگوید: «برخی کارفرماها اعلام کردهاند اگر وضعیت فروش و بازار تا اردیبهشت بهتر شود، امکان بازگشت کارگران تعدیلشده در خردادماه وجود دارد.»
با این حال، حتی در صورت تحقق این امید، تجربه این دوره، برای کارگران چیزی جز زخم نااطمینانی بهجا نمیگذارد. بسیاری از آنها اکنون با بیمه بیکاری روزگار میگذرانند؛ دریافتیای که شاید بخشی از هزینههای ضروری را پوشش دهد، اما نمیتواند جای امنیت شغلی از دسترفته را بگیرد.