جنگ ۴۰ روزه و آتش بس ۱۴ روزه
متأسفانه ایران عزیز در اوایل اسفندماه سال گذشته برای سومین بار پس از انقلاب اسلامی مورد تهاجمی تحمیلی قرار گرفت. بار اول در آخرین روز شهریور سال ۱۳۵۹ توسط رژیم بعث عراق، بار دوم توسط رژیم اشغالگر اسرائیل در ۲۳ خرداد و بار سوم در نهم اسفند سال پیش توسط دو کشور آمریکا و اسرائیل اشغالگر.
خوشبختانه آتش بس ۱۴ روزهای برقرار شد که امید میرود با درایت سران کشور و به سر عقل آمدن مهاجمان، منجر به صلحی پایدار همراه با حفظ منافع ملیامان گردد.
سران نظام که خوشبختانه هم رأی و هم داستانند شرایط دهگانهای در برابر شرایط ۱۵ مادهای آمریکا قرار دادهاند و در نشستی که با وساطت پاکستان برگزار شد، مذاکرات فشردهی ۲۱ ساعتی در سطوح مختلف و چهره به چهره انجام دادند و به نظر میرسد ادامه یابد.
آنچه مهم است این که جنگ برای هیچ ملت، کشور و دولتی خوشایند نیست. آن هم جنگ شهرها که ضایعات سنگینی برای طرفین دارد.
متأسفانه از زمان تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ توسط متفقین پس از جنگ جهانی دوم، خاورمیانه روی خوش ندید و کشورهای زیادی درگیر شدند که برخی مانند لبنان هنوز درگیر آناند. چند دوره جنگ اعراب با اسرائیل نیز منجر به شکست اعراب و از دست رفتن سرزمینهای دیگری مانند بلندیهای جولان (کشور سوریه) شد.
نسل کشی غزه که شاید بتوان گفت تاریخ نمونهاش را تجربه نکرده و فریاد همه انسانهایی را که ذرهای پایبند به انسانیت بودند در آورد همچون استخوان لای زخم مانده است.
خوشبختانه در سه جنگی که به ایران تحمیل شد به ویژه جنگ ۴۰ روزه اخیر، سرافزاریها، پیروزیها و تجارب مثبت زیادی به همراه داشت که مهمترین آن موارد زیر است:
۱. توان موشکی ایران و تاب آوری بی نظیر آن.
۲. مردم خوش درخشیدند؛ چه با مقاومت در شهرهای مورد هجوم و چه حضور شبانه سراسری و حمایت از مدافعان کشور.
همراه با این رهاوردها، جمعی از دولتمردان نسل اول و دوم انقلاب به شهادت رسیدند که در رأس آنها حضرت آیتا... خامنهای رهبر دوم انقلاب بود. همچنین نظامیان با تجربهای که هر کدام سرمایهای برای کشور بودند.
نکتهای که لازم است مردم بدانند این که مذاکرات بین ایران و عراق که در سال ۱۳۶۷ شروع شد، ۲ سال طول کشید تا منجر به آزادی اسرا و سایر موارد شد؛ لذا حوصله و تحمل میتواند موجب صلح پایدار شود.
انشاءالله
به امید پیروزی کشور و مردم خوبمان