تعداد بازدید: ۱۱۴
کد خبر: ۲۵۹۶۷
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 18 April
کافه پاراگراف

زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود

نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می‌رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.

حال نادان را به از دانا نمی‌داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد

طعن نابینا مزن ای دم ز بینایی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود

بهارستان / عبدالرحمن جامی

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها