فراخوان گردآوري آثار، زندگینامه و خاطرات درباره معلم شهید محمدرضا مبین
در برگی دیگر از صفحات تاریخ ساز شهر گردان کمیل و قهرمانانش قرار داریم. به پاس گرامیداشت و یادبود یک زندگی سراسر تلاش؛ از عموم همشهریان، فرهنگیان، اهالی محله کیان و سایر فرهنگوران ارزشمند شهر نیریز دعوت به عمل میآید هرگونه خاطره، سیره یا مستنداتی از زندگی، ایام کودکی، دوران معلمی، رزمندگی و شهادت معلم شهید محمدرضا مبین در اختیار دارند با شماره تماس ۰۹۱۷۷۳۲۲۱۳۷ مسئول بنیاد شهید شهرستان اعم از مراجعه حضوری در دفتر بنیاد شهید یا ارتباط در شبکههای اجتماعی ایتا، سروش، بله، روبیکا یا ویراستی با همین شماره منعکس و مطرح فرمایند.
قطعاً همکاری عزیزان نقش بسزایی در تکمیل این اثر فرهنگی خواهد داشت ان شاءالله.
مروری بر زندگی این شهید عالی مقام
برگرفته از مهین مهروزان اثر غلامرضا شعبانپور:
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
هرگز کسانی را که درراه خدا کشته میشوند مرده مپندارید بلکه آنها زندهاند و در نزد خدای خود روزی میخورند.
در پنجم فروردین ماه سال ۱۳۴۰ خورشیدی، در میان خانوادهای مذهبی و زحمتکش، در شهرستان نیریز پا به عرصه وجود گذاشت. در دامان پرمهر مادری دلسوز و پدری زحمتکش و مؤمن، با برخورداری از تعلیمات اسلامی، رشد کرد. دوره ابتدایی خویش را در دبستان بختگان نیریز گذراند. سپس وارد مدرسه راهنمایی بزرگی نیریز شد. در این دوره نیز همچنان کوشا و مصمم درس میخواند و مسائل مذهبی و قرآن را نیز فرا میگرفت و در کنار اینها، با کار کردن، در تأمین بخشی از نیازهای خانواده نیز تلاش میکرد. برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان امام خمینی (ره) (احمد نیریزی) شد. با آغاز نهضت اسلامی ایران در ۱۳۵۷، به رهبری امام خمینی (ره) او نیز به جمع انقلابیون پیوست. پس از پیروزی انقلاب، به شغل انبیاء رو آورد و با انتخاب معلمی، راهی بشاگرد ـ یکی از نقاط دورافتاده و محروم جنوب کشور در استان هرمزگان ـ شد. آنجا درنهایت دلسوزی و مهربانی به تعلیم و تربیت کودکان محروم آن سامان مشغول گردید. میگفت: «من به کارم عشق میورزم و در مقابل آن خود را مسئول میدانم.» اهالی میناب و بشاگرد مکرراً از سیره و سلوک این شهید عزیز درسهای فراوانی را نقل میکنند.
محمدرضا یک بسیجی اهل مسجد، نماز جماعت و جمعه بود و نماز شب را همیشه بهجا میآورد. خیلی خوشاخلاق بود و رفتاری ملایم، توأم با مهربانی با خانوادهاش داشت. همیشه از خانواده و دوستان خویش میخواست که نماز را در اول وقت بخوانند و در مراسم اهلبیت (ع) و نماز جمعه شرکت کنند.
در زندگی ایشان یک حالت عرفانی نمود داشت و بیشتر اوقات را به ذکر دعا و نماز مشغول بود. در خاطرات خانواده شهید قید شده که در روزهای آخر مرخصی که همیشه با وضو بود و هر شب سوره واقعه را میخواند شبی از شهادت خود در قالب خوابی خبر میدهد و سرانجام تعبیر آن خواب چنین شد: محمدرضا پس از گذشت یک ماه از دیدن این خواب و قبل از اینکه تنها فرزندش چشم به جهان بگشاید، در تاریخ ۲۷/۱۱/۱۳۶۴ در منطقه فاو، ندای ارجعی الی ربک را لبیک گفت و روح مطهرش در کنار سید و سالار شهیدان، به خیل شهیدان مدافع حریم اسلام و قرآن پیوست. پیکر پاک شهید مبین در گلزار مطهر شهدای مرکزی نیریز دفن شده است.
روحش شاد و نامش جاودان
روحش شاد،ان شاءالله این شهید عزیز از ماهم شفاعت کنه ،بهترین خانواده ای که میشناختم بودن 