طبیعت را بیدفاع رها نکنیم
همیشه و همه جا از مردم خواسته میشود تخلفات حوزه منابع طبیعی را به شماره ۱۵۰۴ گزارش کنند. در خبرها از همکاری شهروندان قدردانی میکنیم و از زبان مدیران میشنویم که بدون مشارکت مردم، حفاظت از منابع طبیعی ممکن نیست. اما آنچه در میدان رخ میدهد، قصه دیگری است؛ قصهای که این روزها در نیریز و در دل مناطق گردشگری، آشکارتر از همیشه خود را نشان میدهد.
همزمان با انتشار خبر کشف ۱۵۰ کیلوگرم بنسرخ و برخورد با چند مورد برداشت غیرمجاز گیاهان دارویی، ماجرایی رخ میدهد که پرسشهای جدی را درباره کارایی همین سازوکارهای رسمی بهمیان میکشد: خبرنگاری که به طبیعت رفته و برخلاف گفتههای همراهان که این کارها فایده ندارد، تصمیم میگیرد مسئولانه عمل کند، شاهد برداشت گسترده حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلو گیاه بنسرخ توسط چند فرد غیربومی در مسیر چشمه بشر است. فیلم دارد، پلاک خودروها را دیده، مسیر حرکت متخلفان را میداند و با رئیس اداره منابع طبیعی تماس میگیرد تا موضوع را همان لحظه پیگیری کند. پاسخ، اما کوتاه است: «نیروهای ما در منطقه نیستند، در پهنابه هستند و حضور ندارند.»
نتیجه مشخص است: خودروها بدون کوچکترین مزاحمتی بار گیاهان را جمع میکنند و میروند؛ جنگل و مرتع میماند و یک زیستبوم فقیرتر و اعتماد عمومیای که یکبار دیگر ترک برمیدارد.
در خبرهای رسمی، از مردم خواسته میشود هرگونه برداشت مشکوک را به شماره ۱۵۰۴ گزارش کنند. اما وقتی شهروندی با تمام جزئیات تخلف را گزارش میدهد و اقدام ملموسی رخ نمیدهد، این شمارهها چه کارکردی دارد؟
درست است که کمبود نیرو، مشکل واقعی منابع طبیعی است؛ اما باقی ماندن این مشکل و حل نشدن آن با مدیریتی کارآمد، خود ظلمی دیگر در حق طبیعت و مردم است.
وقتی همراهان آن خبرنگار از ابتدا میگویند «زنگ زدن فایدهای ندارد»، و بعد واقعاً هم هیچ اتفاقی نمیافتد، ما فقط یک محموله بنسرخ را از دست ندادهایم؛ سرمایه اجتماعی مشارکت را هم از دست دادهایم.
در شرایطی که خود مدیران اذعان میکنند نیرو کم است و پهنه مأموریت گسترده، مسئولیت آنها فقط گشتزنی با همان چند نیرو نیست؛ مسئولیت اصلی، طراحی مدلهای مشارکتی حفاظت است: از تفاهم با پلیس ۱۱۰ و پاسگاههای انتظامی گرفته تا استفاده از ظرفیت بسیج و گروههای مردمی و سازمانهای مردمنهاد.
وقتی یک خودروی حامل ۴۰۰ کیلو بنسرخ در یک جاده مشخص در حال تردد است، لزوماً نباید فقط یگان حفاظت بتواند جلوی آن را بگیرد. اگر هماهنگی رسمی و روشن با نیروی انتظامی وجود داشته باشد، یک تماس میتواند به توقف خودرو، انتقال آن به کلانتری و در نهایت تشکیل صورتجلسه توسط منابع طبیعی منجر شود.
اگر چنین سازوکاری طراحی و اجرا نشده، مشکل فقط کمبود نیرو نیست؛ مشکل، نادیده گرفتن ابزارهای قانونی و نهادی موجود است.
در ماجرای چشمه بشر، خبرنگاری که فیلم و پلاک و مسیر در دست دارد، در عمل تبدیل میشود به شاهدی خنثی؛ نه به انتخاب خودش، بلکه به دلیل نبود سازوکار. همین الگو بارها برای گروههای طبیعتدوست و NGOها نیز تکرار شده است؛ گروههایی که بارها تخلفات را دیدهاند، گزارش کردهاند، اما با بیعملی یا پیگیریهای کند مواجه شدهاند. این یعنی ما آگاهانه، سرمایه اجتماعی مراقبت از طبیعت را خنثی میکنیم.
مدیر منابع طبیعی نیریز در خبر رسمی میگوید با هرگونه بهرهبرداری غیرمجاز بهشدت برخورد خواهد شد؛ از تشکیل پرونده گرفته تا توقیف خودرو و ارجاع به مراجع قضایی. اما پرسش اینجاست: این شدتِ برخورد دقیقاً از چه مرحلهای آغاز میشود؟ حتی در مواردی که تخلف کشف و محموله ضبط میشود، پرسش بعدی این است: میزان بازدارندگی برخوردها چقدر است؟ وقتی متخلف میداند نهایتاً خودروی او مدتی توقیف و جریمهای نقدی برایش در نظر گرفته میشود، آیا این هزینه در برابر سود اقتصادی برداشت چندصد کیلو گیاه دارویی بازدارنده است؟
مسئولان منابع طبیعی میگویند ممکن است در قوانین، تعریف کافی و صریحی برای این نوع تخلفات وجود نداشته باشد؛ یعنی حتی اگر یگان حفاظت و پلیس هم کارشان را درست انجام دهند، در حلقه بعدی زنجیره دستگاه قضایی، بازدارندگی لازم انجام نشود و طبیعت هر سال قربانی تکرار همین سناریو خواهد بود.
اداره منابع طبیعی نیریز و نهادهای مشابه در سراسر کشور، اگر واقعاً معتقدند بدون مشارکت مردم نمیتوان طبیعت را حفظ کرد، باید این باور را از سطح شعار به اقدام عملی تبدیل کنند:
- با پلیس ۱۱۰ و بسیج و پاسگاههای انتظامی تفاهمنامههای روشن و اجرایی ببندند تا تخلف در لحظه وقوع قابل مهار باشد.
- شبکهای کارآمد از گروههای مردمی و طبیعتدوست در نقاط حساس ایجاد کنند و شیوه گزارشدهی و پیگیری را به آنها آموزش دهند.
- در ورودی مناطق گردشگری و رویشگاههای حساس، تابلوهای هشدار، ذکر جرائم و شمارههای واقعی پیگیری نصب کنند.
- از قوه قضائیه بخواهند تعریف جرم و مجازات برداشت غیرمجاز گیاهان دارویی را شفاف و بازدارندهتر کند.