تعداد بازدید: ۵۹
کد خبر: ۲۵۸۹۶
تاریخ انتشار: ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 11 April
ماجراهای من و بی‌بی

دخترِ بتولو رِ ندیدی چیطو سُوار موتور میشه ویراج میده؟

دخترِ بتولو رِ ندیدی چیطو سُوار موتور میشه ویراج میده؟
نویسنده : گلابتون

در را که باز کردم و بی‌بی را پشت در دیدم دهانم وا ماند.

-‌ای چیه بی‌بی؟

- خر!

- وا! بی‌بی؟

-وا و مرگ؟ کوری؟ نی‌بینی؟ موتوره خو.

- موتورِ کیه بی‌بی خب؟

- موتورِ کی ماخاسی باشه؟ کی به غیر مش موسی خدازده موتوروشه میده دسِ من؟ بُوات میده؟ کاکات میده؟ عاموت میده؟ کی میده؟ ها؟

- اَی بی‌بی، حالا من به این چیزا کاری ندارم، چرا موتور مش موسی رو گرفتی؟ چرا ازش پیاده نمی‌شی حالا؟

- بری چه پیاده بشم؟ ها؟ بری چه پیاده بشم؟ دخترِ بتولو رِ ندیدی چیطو سُوار موتور میشه ویراج میده؟ میه من چی‌چیم اَ دختر بتول کمتره؟ ها؟

- شما چیزی از اون کم ندارین بی‌بی، فقط یه هفتاد سالی سن‌تون بیشتره! بعدم اونو که من دیدم بی‌بی، سوار موتور که میشه کلاه کاسکت می‌ذاره، خیلی‌ام آروم میره تازه.

- حالا منم خو با کسی مسابقه نذاشتم. ایَم اَ مش موسی اسِدَم بری دَس گرمی، ایشالا به امید خدا یَی ذرِی راه بفتم، یَی موتور قشنگ قرمزی بری خودُم میسونم.

- چی بگم والا بی‌بی؟ ایشالا...

نگاهم کرد.

- حالا بری چه اینجو مث بُز ویسیدی منه نیگا می‌کنی؟

خودم را از جلوی در کشیدم کنار...

- بفرما بی‌بی. گفتم که بیاین تو.

- بیام تو؟ تو چیکار؟ برو لَواساته بُکُن برُت بیریم یی دوری بزنیم بییِم.

- دور بزنیم؟ کجا بی‌بی؟

- سرِ آسیووو...

- سر آسیاب بی‌بی؟ ببخشید بی‌بی، ولی من نمیام.

- نِیِی؟ بیخود می‌کنی نِیِی. زود باش بینم. هیجو ویسیدم. دور نکنیه.

- ولی آخه بی‌بی...

- ولی و مرضضض. برو میگم نه!

*****

پشت سر بی‌بی نشستم و کمرش را از پشت گرفتم...

بی‌بی خندید...

- خو گلابی، بری یَی تک‌چرخ اساسی آماده هسی؟

سرم را گرفتم رو به آسمان...

- اشهد ان‌لا الله الی‌الله و اشهد ان محمداً رسول‌الله...

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها