نقدی بر برتا داستان یک اسلحه
«برتا» محصول پلتفرم فیلمنت که به عنوان اسپینآف سریال «خونسرد» معرفی شد به خط پایان رسید. این سریال به کارگردانی امیرحسین ترابی و تهیهکنندگی کامران حجازی، اثری ۱۸ قسمتی در ژانر معمایی و جنایی بود.
برتا که از روز جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴ منتشر شده، هر هفته جمعهها ساعت ۱۲ ظهر از پلتفرم فیلمنت پخش شد.
سریال برتا قسمت یک خودش را بسیار هیجانانگیز آغاز کرد و در بخشهای آتی برگ برندههای جذابی را رو کرد تا به یکی از پرمخاطبترین سریالهای این شبکه تبدیل شود.
این سریال در فضای مجازی نیز بازخوردهای مثبتی دریافت کرد.
محور قصه «برتا»، شخصیت «امیرعلی» با بازی شهرام حقیقتدوست و داستان آن درباره گم شدن یک قبضه اسلحه بِرتا بود و قتلهای زنجیرهای که با یک اسلحه قدیمی پلیس در حال وقوع بود.
مهدی حسینینیا در نقش امیرعلی نداف که یک بازپرس قدیمی است و در یک پرونده با نام واکسنهای آلوده دست مجرمان را رو کرده ناگهان با یک پاپوش به جرم قتل متواری میشود و حالا بعد از ۲۰ سال آمده تا بیگناهی خود را ثابت کند.
همچنین نقشآفرینی مهراوه شریفینیا که گسست و جدایی پلیس جوان (شهرام حقیقتدوست) و فرزندش را مشاهده میکند به زیبایی نقش منجی را در ریز داستان سریال جلو میبرد.
همچنین بازیهای عرفان ناصری، آناهیتا افشار، محمدرضا غفاری، سوگل خلیق، علیرضا جعفری و مینو شریفی هم خوب و بجا بود.
فیلمنامه و کارگردانی
یکی از مسائلی که در سریالها و فیلمهای ایرانی به عنوان نقطعه ضعف نامبرده میشود در این سریال به نقطه قوت تبدیل شد و به خوبی توانست پیوستگی داستان را حفظ و به سرانجام برساند و نمیتوان به یک ژانر پُر از گره پلیسی ایرادی وارد نمود.
محمدمهدی عزیزمحمدی و علیرضا عطاالله تبریزی نویسندگان این سریال در کنار کارگردان خوش درخشیدند.
امیرحسین ترابی کارگردان و نویسنده هم خوب توانست سکانسها را در کنار هم مثل پازل و در ابتدای هر بخش به صورت فلشبک به خوبی تنظیم کند و سکانس فراموش شدهای باقی نماند.
شاید در میان سریالهای پلیسی دنبالهدار «پوست شیر» با اختلاف جایگاه اول را دارد، اما برتا درست و حساب شده توانست نسخهای بینقص از سریال «خونسرد» باشد و در برخی مواقع حتی طبیعی تر، باورپذیرتر و اجتماعیتر.
اینکه اتفاق از دل مردم عادی رخ داده و به بار نشسته نقطه مثبت برتاست.
ریز داستانهای متعدد همه به سرانجام رسید و توانست به قوام و چاشنی سریال کمک کنند.
نقاط منفی
نشان دادن امیرعلی نداف به عنوان یک پلیس که آمده تا جهان را به روایت خود تعریف کند و نصیحتهای پدرانه کمی آزاردهنده بود.
تیپ شخصیتی این کاراکتر و راه رفتن با گردن پایین و کج کاملاًً جای نقد را باز میگذارد اشتباهی که در سریال محکوم پژمان جمشیدی مرتکب شد و در اکثر سکانسها با سری پایین و شرمنده با دیگر بازیگران سریال گفتوگو میکرد.
دوری از هندی بازی: این سریال دوست داشت سکانسها را هندی زدایی کند و اکثر کاراکترها را به هم نرساند تا مبادا انگ هندی بودن بخورد هر چند افراط در این مسئله هم خود جای نقد دارد.
(خطر لو رفتن سریال)
مثلاً اینکه به جای همسر فوت شدهی پلیس جوان را نیلوفر (شریفینیا) پر میکرد با توجه به روند فیلم دور از ذهن نبود، اما نویسندگان و کارگردان به کل آن را نادیده گرفتند.
***
اگر دنبال سریال جنایی ـ معمایی با فضای جدی و بازیهای قابلقبول هستید، «برتا؛ داستان یک اسلحه» ارزش دیدن دارد. این سریال با درگیر کردن مخاطب حس کنجکاوی را برای دنبال کردن سرنوشت اسلحه و شخصیتها ایجاد میکند.
بعضی قسمتاش به سریال مربوط نبودمثل پدراون کشتی گیر
