مفاخر نیریز در حال فراموشی
نسل جوان بزرگان را نمیشناسد بررسی میدانی نیریزان فارس نشان میدهد از نظر شناخت تاریخی و فرهنگی، وضعیت نگرانکنندهای در شهر وجود دارد؛ چرا که نسل جوان شناخت بسیار کمی از چهرههای فرهنگی و تاریخی شهر، ازجمله دانشمندان، شاعران و خطاطان نامدار دارند. این ناآگاهی تا حدی است که حتی نام خیابانهایی هم که به نام این بزرگان گذاشته شده، کنجکاوی آنها را برنمیانگیزد.
یافتهها نشان میدهد هرچه سن بالاتر میرود، ارتباط مردم با گذشته فرهنگی شهر هم قویتر میشود؛ انگار دو شهر متفاوت در یک جغرافیا زندگی میکنند: شهری که بزرگان در ذهن دارند و شهری که جوانان با بیتوجهی از کنار آن میگذرند. بهطوری که افراد زیر ۳۰ سال فقط آشنایی سطحی با نام این شخصیتها دارند و این شناخت با بالا رفتن سن، رنگ و معنای بیشتری پیدا میکند.
از فراموشی فرهنگی باید ترسید
یک شهر، فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نیست؛ بلکه حاصل جمع تاریخ، فرهنگ، هنر و خاطرات مردمانش و مشاهیرش است. مفاخر فرهنگی، بهویژه آنهایی که با اثر ماندگار خود به شهر هویت بخشیدهاند یا با قلم خود زیبایی آفریدهاند، ستونهای این هویت محسوب میشوند. اما در دنیای پرسرعت امروز که اطلاعات به راحتی در دسترس است، آیا این ستونها پابرجا هستند؟ گزارش حاضر، تلاشی است برای سنجش میزان حضور این بزرگان در ذهن شهروندان نیریزی، بهویژه در میان نسلهایی که قرار است بار این میراث را به دوش بکشند.
بر پایه بررسی نیریزان فارس، نمونهای شامل ۸۰ نفر از شهروندان در ۵ گروه سنی مجزا، زیر ۲۰ سال، ۲۱ تا ۳۰ سال، ۳۱ تا ۵۰ سال، ۵۱ تا ۷۰ سال و ۷۱ سال به بالا مورد پرسش قرار گرفتند: از این افراد در مورد میزان آگاهیشان از شخصیتهای فرهنگی، چون میرزااحمد نیریزی بزرگترین و نامدارترین خوشنویس خط نسخ ایرانی و کاتب قرآن و ادعیه، میرزا محمدجعفر ملقب به شعله نیریزی و محمدرضا عمان نیریزی، که هر دو شاعر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی بودند، سیدقطبالدین محمد نیریزی اندیشمند و عارف دوره صفویه که مقبره آن در دارالسلام نجف اشرف است، فضلبن حاتم ریاضیدان و منجم، سیدجلالالدین عبدا... عارفی که مقبرهاش در ضلع غربی مسجد امام حسن قرار دارد و متأسفانه به خاطر برخی کجاندیشیها، همچنان متروک و غریب است و ... سؤال شد.
شکاف نسلی عمیق
در رده سنی زیر ۳۰ سال (گروههای اول و دوم که دانشآموزان و دانشجویان نوپا یا جوانانی هستند در آستانه ورود به عرصههای اجتماعی و شغلی)، تنها حدود ۳۰ درصدشان توانستند نام این شخصیتها را به درستی به یاد بیاورند. از این میان، بیش از ۷۰ درصد تنها نام احمد نیریزی و فضلبن حاتم را شنیده بودند و هیچ اطلاعاتی درباره تخصص، آثار، دوران زندگی یا اهمیت فرهنگی آنها نداشتند. گویی این نامها صرفاً بخشی از یک برچسب خیابان و میدان هستند، نه یک هویت تاریخی.
یکی از جنبههای تأملبرانگیز این پژوهش، واکنش افراد ناآگاه به نام خیابانهای مزین به نام این مفاخر بود. زمانی که از سجاد ۱۷ ساله که شناختی از این شخصیتها نداشت، سؤال شد آیا نام خیابانهایی که به اسم شخصیتهای معروف مزین است، شما را کنجکاو نکرده که درباره این افراد بیشتر بدانید؟ پاسخ ناامیدکننده بود؛ او گفت: «خیلی از خیابانها اسم دارند؛ مگر قرار است از آن امتحان بدهم که در مورد آن تحقیق کنم؟ طبیعی است چیزی که در زندگی روزمره کاربردی نداشته باشد، توجهی هم جلب نمیکند.»
سجاد تنها یکی از دهها جوانی بود که دانستههایشان در حد شنیدهای کلی باقی مانده بود. در میان افراد زیر ۲۰ سال، کمتر از ۱۰ درصد توانستند حداقل یک اثر، یک ویژگی یا یک دوره زندگی این شخصیتها را توضیح دهند.
زهرا ح، ۲۹ ساله اظهار داشت: «مسیر منزل ما از خیابان شعله است؛ اما هیچوقت برایم سؤال نشده بود که او چه کسی بوده یا چرا این خیابان به نام اوست. البته وقتی مجسمه شعله را در ورودی خیابان کار کردند، فهمیدم شعله یک شخصیت مهمی بوده. شاید اگر یک تابلوی کوچک با بیوگرافی کنار آن بود، فرق میکرد.»
هر چند تندیس نصب شده، بیشتر شباهت به استاد مطهری دارد که نامش پس از انقلاب، روی این خیابان گذاشته شد.
بخش زیادی از افراد زیر ۳۰ سال پاسخ دادند که نام خیابانها یا میادین را معمولاً جدی نمیگیرند.
این در حالی است که در گروه سنی ۳۱ تا ۵۰ سال (نسل میانی با مسئولیتهای اجتماعی)، این رقم به حدود ۳۰ درصد ناآگاهی کاهش یافت. در این گروه، بخشی از افراد اطلاعاتی پراکنده مانند شنیدن نام چند اثر یا آگاهی از این که شاعر بودهاند، ارائه دادند. میزان آگاهی در این گروه بهطور محسوسی افزایش یافت. حدود ۷۰ درصد از این افراد با نام و حداقل یکی از آثار یا تخصصهای این دو شخصیت آشنا بودند. برخی نیز به اشعار یا قرآنهایی با خط احمد نیریزی اشاره کردند.
لیلا راستگو که شناخت کاملی از مشاهیر و تاریخ نیریز دارد، بیان داشت: «آگاهی فرهنگی ارثیهای نیست که خودبهخود منتقل شود؛ باید بازآفرینی شود. نهادهای فرهنگی و هنری میتوانند با درگیر کردن قشر نوجوان، شخصیتهای تاریخی را به آنها بشناسانند؛ خواه با برگزاری مسابقات فرهنگی، خواه به صورت یک جدول در نشریات، خواه نامگذاری نام معابر و مدارس و مراکز هنری.»
گروه چهارم، رده سنی ۵۱ تا ۷۰ سال که نسل باتجربهتری هستند، بالاترین سطح آگاهی را نشان دادند. بیش از ۸۵ درصد از افراد این گروه، شناخت خوبی از شاعرانی، چون شعله و عمان داشتند و احمد نیریزی را به خوبی میشناختند و به خاطراتی از مراسم بزرگداشت یا کنگره احمد نیریزی پرداختند. حتی به ذکر جزئیاتی از سبک خوشنویسی خطاط یا مضامین اشعار شاعر پرداختند.
وقتی از حسین کرمی ۶۱ ساله از شخصیتهای معروف شهرستان پرسیدیم، چهرهاش روشن شد. انگار نام شاعر، قفل خاطرات را باز کرده باشد. میگوید: «زمان ما شعرهای عمان سر کلاسها خوانده میشد. من در مراسم بزرگداشت احمد نیریزی که حدوداً ۱۰ تا ۱۵ سال پیش برگزار شد شرکت کردم. ایشان واقعاً هنرمند بودند.»
به گفته احمد. ب ۵۲ ساله، فرهنگ شهری تنها با بناها باقی نمیماند؛ با پرسش نسل جوان زنده میماند. متأسفانه جوانان امروز از تاریخ چیزی نمیدانند. ما غیر از میرزااحمد نیریزی، شهاب، قطبالدین، عمان و شعله، بزرگانی، چون سحاب نیریزی وخواجه عبداله انصاری را داریم. جوانان ما سالی یکی دو بار حتماً از کنار مسجد جامع کبیر، آرامگاه احمد نیریزی یا خواجه احمد رد میشوند و یا برای تفریح و گردش میروند؛ اما شاید یک بار دنبال این نبودهاند که احمد نیریزی و خواجه احمد انصاری که بودهاند.
در سنین بالاتر، شخصیتهای فرهنگی دیگر یک اسم نبودند؛ یک خاطره، یک کلاس فرهنگی و یک رویداد اجتماعی بودند.۷۱ سال به بالا نسل سالخورده، اما حامل خاطرات تاریخی هستند. با وجود تعداد کمتر نمونه در این گروه، سطح شناخت بسیار بالا بود. بیشتر این افراد، اطلاعات دقیق و جزئی درباره زندگی، آثار، سبک هنری و خدمات فرهنگی این شخصیتها ارائه دادند.
اسکندر بغری به قرآنهای با دستخط احمد نیریزی اشاره میکند؛ کتاب نفیسی که در خیلی از موزهها و نمایشگاهها نگهداری میشود و وی را یکی از سرشناسان نیریز معرفی میکند.
مهمترین چهرههای نیریز در دید مردم
در پرسوجویی میدانی از شهروندان، دو پرسش کلیدی مطرح شد: «مهمترین شخصیت معاصر شهر از نظر شما کیست؟» و «مهمترین شخصیت تاریخی شهرستان کدام بوده است؟»
تحلیل پاسخهای نسل جوان و میانسال نشاندهنده عمق شکاف فرهنگی است. در این میان، نام مدیران اقتصادی و کارآفرینان موفق بومی، چون سیدمحمدعلی فاطمی بنیانگذار قطب صنعتی ایران، دکتر احمد فاتحی (مقیم آمریکا و پدر دختری که عضو انجمن ریاضی آمریکا است)، دکتر محمدحسین مربی مدیرعامل کارخانه رینگاسپورت نیریز و همچنین چهرههای فرهنگی مانند سیداحمد موسویمقدم، محمدامیر جلالی، جواد فرزانفر و پزشکانی، چون شهریار ضیغمی و احمد انصافداران، بیشتر به چشم میخورد. این یافتهها گویای تمرکز این نسل بر الگوهای موفق در حوزههای تخصصی است.
از نظر ملیحه ۴۰ ساله، مهمترین شخصیت نیریز در طول تاریخ بدون شک میرزااحمد نیریزی خوشنویس معروف به دلیل شهرت جهانی آثارش و ضربالمثلهای منسوب به او در بین ایرانیان و به ویژه مردم نیریز است؛ اما بزرگان دیگر بیشتر در محافل تخصصی و فرهنگی شناخته شدهاند.
نام میرزا احمد نیریزی، عمان و شعله نیریزی به طور مداوم به عنوان مهمترین شخصیت تاریخی از سوی پاسخدهندگان بالای ۵۰ سال مطرح شد. این چهرهها، نمادی از هویت و تاریخ این دیار در نگاه نسل پیشکسوتان به شمار میروند.
در ادامه این فهرست، آیتا... سیدمحمد فقیه امام جمعه فقید به عنوان پدر معنوی شهرستان، آیتا... سیدفخرالدین فال اسیری به عنوان مشاور و امین مردم، شهید علیاصغر سرافراز فرمانده دلاور گردان کمیل، علیاکبر همتایی و غلامرضا شعبانپور به عنوان شخصیتهای باسواد و دلسوز شهر معرفی شدند. این اسامی، گواه درک عمیق جامعه محلی از نقش افراد تأثیرگذار در پیشبرد امور فرهنگی و اجتماعی شهرستان است.
سیدعبدالحسین طغرایی ۶۳ ساله در مورد مهمترین شخصیتهای تاریخی، به نوادگان شیخالاسلام نیریزی معروف به ذوالریاستین که از فامیل او است، یاد میکند و میگوید: «سید نعیمِ بزرگ خان نیریز بود و خانهای به مراتب زیبا در کنار امامزاده داشت و آن زمان رئیس اداره ثبت نیریز بود.»
در گروه بالای ۷۱ سال، نزدیک به ۸۵ درصد از پاسخدهندگان از شخصیتهایی، چون مسعود خان و جهانگیر خان فاتح، خانواده فرساد، محمدخان وکیلزاده، محمدحسن خان فاتح، سیدمصطفی قطبی و ... به عنوان مهمترین شخصیتهای تاریخی نام بردند.
اصغر سجادیان که هفتاد سال و اندی از بهار عمرش را پشت سرگذاشته، از شخصیتهای مهم قرن معاصر به خوبی یاد میکند و ادامه میدهد: «نسل ما نسل جستجوگری بود. اگر چیزی نمیدانستیم، از بزرگانمان اطلاعات میگرفتیم؛ اما متأسفانه بچههای امروز نه با بزرگان مینشینند و نه با کوچکتر از خودشان ارتباط برقرار میکنند. آنها از تاریخ دور شدهاند.»
میگوید: «نیریز بزرگانی زیادی دارد که اگر خودشان نیستند، نامشان هست؛ شخصیتهایی همچون جهانگیر خان فاتح، میرزا محمود توکل رئیس شیر و خورشید، حبیبا... فرهمندی و خیلیهای دیگر که هم سرمایهدار بودند و هم بزرگ و معروف شهر.»
کتابهای شهر؛ میراثی که خاک میخورد
آخرین پرسش، درباره کتابهایی بود که تاکنون در مورد تاریخ، فرهنگ یا شخصیتهای این شهر چاپ شده است.
این سؤال نیز به همان اندازه بخشهای دیگر، ناامیدکننده بود. تنها درصد اندکی از افراد زیر ۳۰ سال توانستند یک یا دو عنوان کتاب مرتبط را نام ببرند؛ آن هم عمدتاً کتابهایی که اخیراً منتشر شده بود. مثل کتاب واژگان برزیگری و اشفنگ از عماد کیخسروی.
درحالیکه بیش از نیمی از افراد بالای ۳۰ تا ۵۰ سال حداقل یک کتاب درباره تاریخ یا فرهنگ شهر معرفی کردند. کتابهایی، چون از آتش شعله خیز نیریز تألیف سیداحمد موسویمقدم، بازیهای محلی نیریز تألیف علیرضا جوکار، نیریز در جنگ (مهین مهرورزان) نوشته غلامرضا شعبانپور و تألیف کتابهای متعددی برای شهدا توسط دکتر علیاکبر همتایی، و پژوهشهای دکتر جواد فرزانفر که محقق حوزه فلسفه و تحلیل شعر کودک و نوجوان است.
در میان افراد مسنتر، کتابهای تاریخی و مذهبی، چون کتاب دکتر محمدجواد شمس نیریزی مؤلف کتاب تاریخ و فرهنگ نیریز، و اشعار شهاب نیریزی شناختهشدهتر بودند.
شهر ما، گنجینهای از هویت است؛ اما به نظر میرسد نسل جدید به دلایل مختلفی ازجمله غلبه فرهنگ فضای مجازی، سرعت زندگی مدرن، کمبود آموزشهای خلاقانه فرهنگی در مدارس و خانوادهها، و نبود شبکههای ارتباطی مؤثر میان نسلها، از این حافظه جمعی فاصله گرفته است.
وقتی نام یک شاعر یا خطاط تنها در حد یک نام بر تابلوی خیابان باقی میماند و هیچ کنجکاوی در مخاطب ایجاد نمیکند، یعنی پلی که باید میان گذشته و حال ساخته شود، فرو ریخته است. این وضعیت، در بلندمدت منجر به از بین رفتن پیوندهای هویتی، احساس بیگانگی با ریشهها و در نهایت، تبدیل شدن شهر به مجموعهای از ساختمانها و خیابانهای بیروح میشود.