دگر عضوها را نمانَد قرار
در حالی به پایان سال ۱۴۰۴ نزدیک میشویم که متأسفانه با شرایط ناگواری روبهرو هستیم از جمله: سایه شوم جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر کشورمان و ناپایداری اقتصادی و گرانی افسار گسیخته که گلوی همه را گرفته.
این مسائل موجب نگرانی از آینده، فشار شدید روانی فردی و اجتماعی و از طرفی فقر و ناداری است. این شرایط اقتضا میکند که فرد فرد ما خود را در برابر هم محلهای، همشهری و هم وطنمان مسئول بدانیم و سعی کنیم با کمک روانی به نگرانها، کمک مالی در حد توان به نیازمندان به ویژه نزدیکان، سر زدن به همدیگر، ارتباط تلفنی، تقویت روحیه، و سرکشی از سالمندان و معلولان، بیش از پیش فعال باشیم.
به علاوه همبستگی اجتماعی را بالا ببریم و همه خود را در خانواده بزرگ ایران شریک و مسئول بدانیم. روز این نیست که فقط دست روی کلاه خودمان بگذاریم و فقط فکر خودمان باشیم. زبان خدادادی را به کار گیریم. در برخوردهای چهره به چهره، ارتباط در فضای مجازی - هر چند با محدودیتهای بسیار روبهرو است - مثبت برخورد کنیم، روحیه بدهیم و دعوت به شادی کنیم.
تاریخ کشورمان موارد مشابهی را ثبت کرده و خوشبختانه پیشینیان ما توانستهاند سربلند و سرافراز این دورهها را بگذرانند و مام وطن را حفظ کنند. در صد سال گذشته حداقل در دو جنگ جهانی اول و دوم، اشغال کشور را شاهد بودهایم، اما وطنپرستان کارآزموده، دلسوز، با تدبیر و سیاستورز، اشغاگران را از خاک پاک ایران بیرون راندهاند.
به هر حال منافع ملی اقتضای آن را دارد که منفعل نباشیم و در حد توان، در جهت کاهش نگرانیها و بالا بردن امیدها و روحیهها بکوشیم. بخشی از ادبیات پر محتوای ما، حاصل تجربههای تلخ و روزگارانی است که مردم نگران بودهاند. مانند شعر بسیار مهیج و پر محتوای آرش کمانگیر:
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعلهاش در هر کران پیداست
یا شعر نغز و پرمغز سعدی:
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
شاد و سالم و موفق باشید