تعداد بازدید: ۵۰
کد خبر: ۲۵۷۳۳
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰ - 2026 14 March
درسهای اخلاقی

كاش غرورمان را زير پا مى‌گذاشتيم و بالا مى‌رفتيم

/ انحطاط و سقوط طبیعى است. پرواز دلیل مى‌خواهد. اگر تو ریشه نداشته باشى و رویشى را نداشته باشى، رفعتى را پیدا نخواهى کرد و قلّه‌اى را فتح نخواهى نمود.

/ اى کاش ما غرورمان را زیر پایمان مى‌گذاشتیم و بالا مى‌رفتیم!

/ جوان، مشکلش این‌است‌که تواناست و باکش نیست، اصلاً حساب نمى‌کند که نیروى این چشم تمام مى‌شود، باطرى او آخرین لحظه‌هایش را طى مى‌کند؛ با چشمش به هرچیزى نگاه مى‌کند، با گوشش هرچیزى را مى‌شنود، با دلش هرچیزى را جمع مى‌کند. به هر چیزى اجازه ورود به لحظه‌هایش را مى‌دهد و باکش هم نیست، خیال مى‌کند، چون به همان‌که مى‌خواهد، مى‌تواند برسد، همیشه هم همینطور خواهد بود.

دلیل آن هم این‌است‌که یا توانمندى‌اش او را مغرور کرده و یا جهلش به دورىِ راه و به حجم مشکلات و اندازه‌هاى عظیم موانع، او را مغرور کرده است!

در دعاى شعبانیه هم هست: «فقد اَفنَیتُ عُمرى فى شرة السهو عنک و اَبلَیتُ شَبابى فى سَکرة التَباعد منک»؛ خدایا! من تمامى سرمایه‌ام را با سهو، با فراموشى نابود کرده‌ام. یادم رفته تا کجا مى‌خواهم بروم... واقعاً جوانى‌مان را کهنه کرده‌ایم، کهنه که هیچ، پیر شدیم.

/ پدرانى هستند که خود را کوچک و خوار مى‌سازند و یا پدر و مادرانى هستند که یکدیگر را در مقابل چشم فرزند مى‌کوبند که در نتیجه هیچ کدام نمى‌توانند قهرمان و الگوى محبوب کودک باشند، اینجاست که کودک به دیگران رو مى‌آورد و یا به خود پناه مى‌برد؛ در صورتى که به خود پناه برد، گرفتار روح انزوا و غرور و خود بینى مى‌شود و در صورتى که به دیگران رو بیاورد، خطر اشتباه در انتخاب الگو زیاد است و چه بسا به هلاکت و نابودى و فساد بکشد.

/ زندگى دردناک و رنج‌آور و تلخ، زندگى‌اى نیست که درونش درد و حادثه و گرفتارى هست؛ بلکه زندگى‌اى است که نمى‌دانى با این حادثه‌ها و رنج‌ها و تلخى‌ها چگونه برخورد کنى.

/ این درک از غربت و تنهایی که شما را احاطه کرده، یکی از نعمت‌های بزرگ است؛ آدم تا غریب و تنها نشود، موحد نمی‌شود!

تو خیال می‌کنی این را دارم، آن را دارم، آن را دارم، در واقع هیچ کس را هم ندارم دیگر ...

به اینها تکیه کردم، روی موج‌ها خانه ساختم!

لب دریا دیده‌اید آدم ماسه‌ها را جمع می‌کند یک خانه درست می‌کند یک موج می‌آید همه را می‌برد. آدم یک عمر خودش و دیگران را همین‌طور معطل یک زندگی کرده که هیچ قرار و استقراری ندارد. حالا عنایت خدا، آن تشر محبت خدا ما را بیدار کرده است...

كاش غرورمان را زير پا مى‌گذاشتيم و بالا مى‌رفتيم

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها