ایران با نوروز همچنان میمانَد
واقعاً ما ایرانیها چه هیزمِ تَری به این کائنات فروختهایم که این همه رنج و بلایا را باید از سر بگذرانیم؟ قرنهاست که این سرزمین کمتر روی خوش دیده و بیشتر درگیر جنگ و قحطی و خشکسالی بوده و بعد از انقلاب هم جنگ و تحریم و باز جنگ را از سر میگذرانَد.
یک زمانی در بحبوحه حمله اسرائیل به غزه و کشتن دهها هزار زن و کودک و انسان بیگناه، اگر اشتباه نکنم- مردم اسکاتلند گفته بودند ما از این که اینقدر در رفاه هستیم و بقیه دنیا در جنگ و فقر، احساس عذاب وجدان میکنیم.
البته که کشورهای بدتر از ما بسیارند که بحرانهای عدیده دارند؛ ولی با این همه منابعِ سرزمینی و موقعیتِ جغرافیایی و فرهنگ پربار و تاریخِ غنی و منابع انسانی، ما شایسته زندگیِ به مراتب مرفهتر و آرامتری هستیم و حق نیست که ما را با افغانستان و یمن مقایسه کنند.
این که ما اینجا و در این شرایطِ بحرانی هستیم، معلولِ عواملِ پرشمار است؛ از نفت و گاز گرفته که به جای نعمت برای ما گاه نکبت آورده، تا مشکلات فرهنگی و حوادث تاریخی و قدرتهای خارجی و قرار گرفتن در شاهراه جهانی و ... که پژوهشگران و تاریخدانان و متخصصان هر کدام به پارهای عوامل اشاره کرده و مجال پرداختن به آن در اینجا نیست.
اما با این همه، واقعاً جای خوشبختی است که ما ایرانیان در زیرِ بارِ سنگینِ آن همه مصائب تاریخی و آن همه بلایا از گذشته تا به حال، یک ویژگی عجیب داریم و آن «تابآوری» است.
ایرانیان مردمانیاند که خیلی خوب با شرایطِ سخت کنار میآیند و در بدترین شرایط تاب میآورند و ماندگار میشوند و نمیگذارند آخرین بندهای امیدشان پاره شود. بسیار در تاریخ دیدهایم که چگونه یونانیان و تازیان و مغولها ایران را در نوردیده و کمر به نابودی فرهنگ ایرانی و ادبیات و زبان پارسی و مردمان این سرزمین بستهاند ولی با تابآوری و بردباری عجیب ایرانیان، یا شکست خوردهاند و یا خود در این فرهنگ ذوب شدهاند.
ایرانیان در تیرهترین دورهها هم به حافظ و فردوسی پناه بردهاند، در بدترین سالها سفره هفتسین گستردهاند، در سختترین شرایط شب یلدا را پاس داشتهاند، و در ناامیدکنندهترین روزها هم از شکوه تختجمشید نیرو گرفتهاند.
در این واپسین روزهای سالِ سختِ ۱۴۰۴، که به نوروز نزدیک میشویم و خوشبختانه بهار پرباری داریم، تردید ندارم که مردمِ نجیب و بردبار ایران، خانهتکانی را فراموش نمیکنند، لباسهای پاک میپوشند، سبزه میکارند، تحویل سال را انتظار میکشند، دور سفرههای گرم هفتسین مینشینند، قرآن در دست میگیرند، دعای تحویل سال میخوانند، به حافظ تفأل میزنند، برای بلندنامی میهن دعا میکنند، هر چند ناچیز، اما به بچهها عیدی میدهند، از هم دید و بازدید میکنند، کینهها را دور میریزند، و سیزده را به در میکنند.
چقدر اینها زیباست و همینها را ما قرنهای قرن با جان و دل نگه داشتهایم و از گذشتگان به ارث بردهایم و برای آیندگان به ارث میگذاریم.
امسال هفتسین را با دعا برای بلندنامی وطن میگسترانیم و ایمان داریم این کشور با نوروز همچنان میماند و میبالد و دوباره سر بر میآورد.
چنین باد