داستان پیدایش مقبره شیخ بهلول در نیریز
اینجانب اکنون ۹۵ سال سن دارم (متولد ۱۳۰۹/۷/۴). مرحوم پدرم داستان پیدایش مقبره شیخ بهلول را برای ما بدین صورت شرح داد:
یک شب از پشت دیوارِ باغ صدای کند و کوبی شنیدم. از باغ بیرون آمدم تا بدانم کیست و در این وقت شب مشغول چه کاریست. دیدم در یک قبرستان قدیمی و متروکهای که پشت دیوار باغ بود، شخصی قبری را حفر نموده و مشغول پیدا کردن اشیایی از جمله کاشیهای فیروزهای رنگ است که تا من را دید توبره دستی خود را برداشت و فرار کرد.
روز بعد که رفتم ببینم قبر کیست، در سنگ نوشته قبر نوشته بود مرحوم شیخ بهلول. با خود گفتم معلوم است این شخص مردی دانا و بزرگ بوده و بهتر است این قبر مرمت شود تا از یاد نرود.
استاد بنّایی وارد در این کار دیدم که مهارت خوبی در این کار داشت. ایشان روی قبر گنبد و بارگاهی بلند و زیبا ساخت و در کنار آن زوارخانهای برای کسانی که به دیدن این آرامگاه میآیند که به تدریج مورد علاقهی عدهی زیادی از اهالی نیریز بخصوص مردم محله آبادزردشت که در آن نزدیکی بودند قرار گرفت و تفرجگاه جالبی برای همگی بود.
باغ ما از آن تاریخ به نام شیخ بهلول مشهور شد. چون این بقعه و بارگاه درست در جوار باغ ما قرار داشت.
باغ ما نیز ساختمان زیبا و استخر کوچکی داشت و ما در فصل بهار و تابستان بیشتر در این باغ زندگی میکردیم. این باغ درختان میوه آن زمان مثل سیب، زردآلو، گوجه، آلو و امثال اینها را داشت و میوههای آن برای عموم مباح بود و لذا هر کسی از آشنا و غیرآشنا به حد خود ازاین میوهها استفاده میکرد و در مجموع تفرجگاهی برای عموم بود.
در آن زمان بر سر موضوعی مادی اختلافی بین ما و مسئول اداره اوقاف آن زمان رخ داد و ایشان گفت این باغ موقوفه است.
پدرم سند خرید زمین باغ را که دو نفر دیگر نیز امضاء کرده بودند ارائه داد و ثابت کرد که باغ موقوفه نیست و دارای سند عادی است. ولی، چون رئیس اوقاف صاحب قدرت بود، باغ را با ۵ سهم آبِ آبادزردشت موقوفه نموده و از تصرف پدرم بیرون برد.
از آن زمان حتی دیگر باغ را آبیاری هم نکردند تا درختان خشک و تبدیل به ویرانهای شد و طولی نکشید که پدرم بیمار شد و به رحمت الهی پیوست.
گرچه ایشان جای قبر خود را در جوار شیخ قرار داده بود، قسمتش نشد در آنجا مدفون شود.
در آن زمان جنگ جهانی دوم رخ داده بود و ایران جولانگاه قوای روس و انگلیس بود و نی ریز دچار قحطی و هرج و مرج شدید.
چند سال قبل که اینجانب برای دیدار با بستگانم به نیریز آمدم، در کنار مکانی کوچک، بقعه کوچک بنای شیخ بهلول را دیدم که در اطراف آن مغازه و ساختمان بنا شده بود. شنیدم که قندیل بزرگ بالای آرامگاه شیخ بهلول را در جایی دیگر بر سر طاقنمای شخصی دیگر نصب کردهاند.
این بود شرح حال ساخت مقبره این شیخ بزرگوار که بهتر است اطلاعاتی دیگر از اشخاص مطلع از اهالی نیریز به خصوص آبادزردشت به وسیله اساتید فهیم و بزرگوار جناب آقایان پیشاهنگ و دکتر کمیلی گرفته شود.
با تقدیم شایستهترین احترام
منوچهر ایوبزاده تنها فرزند باقی مانده زندهیاد میرزا محمد ایوبزاده بنیانگذار مقبره و بارگاه شیخ بهلول
