تعداد بازدید: ۱۷۴
کد خبر: ۲۵۶۶۱
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۴ - 2026 07 March
سرمقاله

آیت‌الله خامنه‌ای از نگاهی دیگر

غلامرضا شعبانپور
نویسنده:
غلامرضا شعبانپور

شماره پیش زمانی چاپ شد که شهادت آیت‌الله خامنه‌ای (رحمت خداوند بر او باد) رخ نداده بود؛ لذا به این اندیشیدم که در این شماره از چه منظری در مورد ایشان بنویسم. به نظرم رسید پرداختن به فعالیت‌های مذهبی، سیاسی و فرهنگی قبل از انقلاب ایشان مناسب‌تر است چه اینکه عمده نگاه رسانه‌های داخلی و خارجی متمرکز به فعالیت‌ها، جایگاه، دیدگاه‌ها و نظرات ایشان بعد از انقلاب اسلامی به ویژه در دوره رهبری ۳۷ ساله است.

در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی با شروع مخالفت‌های امام خمینی (رحمت خداوند بر او باد) با برنامه‌های رژیم و راه افتادن نهضتی که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به اوج رسید و منجر به تبعید آیت‌الله خمینی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه و عراق شد طبقه‌ای از روحانیون انقلابی شکل گرفت که عموماً با رژیم شاه مخالف بودند و از راه‌های گوناگون از جمله: سخنرانی، انتشار کتاب، مقاله و ماهنامه و... مبارزه را پی گرفتند. یکی از روحانیون مؤثر در این فعالیت‌ها آیت‌الله خامنه‌ای بود که در آن زمان ۲۵ سال داشت.

روحانیون مبارز آن زمان با اخوان‌المسلمین مصر رابطه خوبی برقرار کردند، چون آنها معتقد به حاکمیت اسلام سیاسی بودند. «در دهه ۱۳۴۰ آثار سید ابراهیم حسین قطب و برادرش محمد قطب از رهبران اخوان‌المسلمین مصر میان اندیشمندان مذهبی ایران بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت. سید قطب به دنبال اندیشه حاکمیت اسلامی سیاسی بود که هم شریعت اسلام را در جامعه پیاده کند و هم مقابل زیاده‌خواهی‌های غرب و دنیای کمونیسم [شرق]بایستد.» (جعفریان، رسول و شیرعلی‌نیا، جعفر، ۱۴۰۲، ص ۳۳۸)

در همان زمان آیت‌الله خامنه‌ای اقدام به ترجمه کتاب «آینده در قلمرو اسلام» نوشته‌ی سید قطب کرد و در مقدمه آن آورد: «باید به خود تکانی بدهیم و... واقعیت دین را به جامعه خود بشناسانیم و بار دیگر این قدرت معنوی و آسمانی را در دست گیریم... کتاب‌های دیگر این نویسنده‌ی متفکر و مجاهد نیز هر کدام قدمی است در راه تدوین مکتب، و حربه‌ای است در برابر آنهایی که اسلام را غیر منطقی و غیر اصولی و بی‌خاصیت و بی‌تأثیر می‌پسندند.» (همان، ص ۳۴۰)

ایشان به عنوان مترجم در مقدمه ادامه می‌دهد: «فی‌المثل اگر دیدیم دستگاه‌های استعماری و استبدادی با برخی از شعائر به اصطلاح دینی نه تنها مخالفتی ابراز نمی‌دارند، بلکه تا آنجا که موجب جلب وجهه‌ی ملی و مقدور آنان است، به آن هم کمک می‌کنند و مثلاً حتی اسب هم برای تعزیه‌خوانی‌ها و شمشیر هم برای قمه‌زنی‌ها می‌فرستند... باید کشف کنیم که این ظواهر و تشریفات یا اساساً از مذهب نیست و یا اگر هست، به قدری از واقع و حقیقت دور مانده و منحرف گشته است که نه تنها با نقشه‌های ضددینی این عناصر مخالف مذهب، مخالفتی ندارد بلکه حتی مددکار و زمینه‌ساز آن نقشه‌ها است... [اما اگر موافق نقشه‌های آنها نباشد]زبان‌ها را می‌بُرند، دست‌ها را به زنجیر می‌بندند، می‌کُشند، غارت می‌کنند، می‌کوبند و با خاک یکسان می‌کنند. هر گاه با این عکس‌العمل‌ها مواجه شدیم، لازم است بفهمیم که گمشده خود را بازیافته و دین صحیح را به دست آورده‌ایم.» (همان)

ساواک روی این کتاب حساس شد و جلوی انتشار آن را گرفت. بعد‌ها همین کتاب موجب شد تا کیسینجر وزیر خارجه‌ی مشهور آمریکا به قضاوتی در مورد رهبر ایران بنشیند و بنویسد: «رهبر ایران نوشته بود که طبق نظر این نویسنده‌ی بزرگ و ارجمند [سید قطب]... آینده به اسلام تعلق دارد.» (همان، ص ۳۳۸)

ایشان دست به ترجمه و تألیف کتاب‌های دیگری نیز زد از جمله ترجمه کتاب «ادعانامه‌ای علیه تمدن غرب و دورنمایی رسالت اسلام» نوشته سید قطب و تألیف «تفسیر فی‌ظلال القرآن» و ترجمه کتاب «صلح امام حسن» نوشته راضی آل‌یاسین. آیت‌الله خامنه‌ای تا آن درجه پیش رفت که «در سال ۱۳۵۶ آیت‌الله پسندیده، آقای خامنه‌ای و عباس واعظ طبسی و محامی را به عنوان مسئولین تقسیم شهریه‌ی آیت‌الله خمینی میان طلاب مشهد [منصوب]کرد.» (همان، ص ۲۹۰)

آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر فعالیت‌های فوق به تربیت طلاب نیز پرداخت: «طلبه‌های جوان فراوانی شاگرد آقای خامنه‌ای در مشهد بودند و در جلسات تفسیر او شرکت می‌کردند. به‌رغم مخالفان فراوانی که میان روحانیون سنتی و منبری آن روزگار مشهد داشت، مورد توجه جوانان و فضلای جوان بود. غلام‌رضا اسدی از نخستین شاگردانش که در جلسات تفسیر او حضور می‌یافت، می‌گوید: جلسات از سال ۱۳۴۷ در مسجد «بازار سرشور» آغاز و بعد که شلوغ شد به مدرسه میرزاجعفر منتقل شد و تا سال ۱۳۵۴ ادامه داشت...» (همان، ص ۲۹۰)

علاوه بر روحانیون سنتی مخالف او، ساواک نیز علیه جلسات و نماز جماعت ایشان فعالیت می‌کرد. آقای محمدعلی مهدوی‌راد خاطره‌ای در مورد ایشان مربوط به دوران پیش از انقلاب در مشهد به یاد می‌آورد و می‌گوید‌: «یکی از دوستانم که پدرش در بالا خیابان- خیابان نادری و شیرازی فعلی- مغازه پارچه فروشی داشت، می‌گفت: پدرم می‌گوید رجایی که عضو ساواک بود هر هفته یک بار به یک یک مغازه‌ها هشدار می‌داد که در نماز جماعت این سید حاضر نشوید که وهابی است. در آن روز‌ها آقای خامنه‌ای در مسجد کرامت در همان خیابان نماز می‌خواند و به شدت مورد توجه بود و نماز جماعت‌های دیگر را خلوت کرده بود. حضور نسل جوان و انقلابی در نماز جماعتش برای ساواک وحشت‌زا بود.» (همان، همان صفحه)

این گوشه‌ای بسیار کوتاه از فعالیت‌های پیش از انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای بود که بسیار کم به آن پرداخته شده است. روحشان شاد و قرین رحمت واسعه‌ی خداوند باد.

منبع:

جعفریان، رسول و شیرعلی‌نیا (۱۴۰۲)، تاریخ مصور جریان‌های سیاسی مذهبی دوره پهلوی دوم، تهران: انتشارات سایان

آیت‌الله خامنه‌ای از نگاهی دیگر

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها