تعداد بازدید: ۲۸۵
کد خبر: ۲۵۴۸۳
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰ - 2026 14 February
گفتگو با علی‌اکبر نیک‌سرشت پیشکسوت فوتبال

زمانی در نی‌ریز ۱۶ تیم فوتبال بزرگسال داشتیم

زمانی در نی‌ریز ۱۶ تیم فوتبال بزرگسال داشتیم سال‌ها در تیم استقلال نی‌ریز از رده نونهالان گرفته تا نوجوانان، جوانان و بزرگسالان توپ زد، با این حال طرفدار پروپاقرص پرسپولیس است.
نویسنده : فاطمه زردشتی نی‌ریزی

در مدرسه حاج قطبی نی‌ریز مقطع ابتدایی را گذراند. آن روز‌ها معلم ورزش‌شان آقای قرایی بود و با آنها اغلب بسکتبال کار می‌کرد. به مقطع راهنمایی که آمد وارد عرصه فوتبال شد. در آن مدرسه یکی از معلم‌های ورزش آقای سیدمحمد فقیه بود.

در ۱۵ سالگی به صورت حرفه‌ای پا به توپ شد، به طوری که از کلاس اول تا چهارم دبیرستان هر سال با تیم‌های منتخب آموزشگاهی و با زنده‌یاد فیض‌آبادی به مسابقات استانی می‌رفت.

/ یک زمین آسفالت در استادیوم بود که هر روز حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ جوان به آن زمین می‌رفتند و گل‌کوچک بازی می‌کردند.

علی‌اکبر نیک‌سرشت متولد سال ۱۳۵۲، دارای دو لیسانس آبیاری و عمران و از فوتبالیست‌های پیشکسوت نی‌ریزی است.

- چه شد که تصمیم گرفتید فوتبال را ادامه دهید؟

در زمان ما فوتبال یک ورزش همگانی بود که اکثر بچه‌ها در کوچه و محل‌ها فوتبال بازی می‌کردند. خب ما هم مثل بقیه با بچه‌های همسایه در کوچه فوتبال بازی می‌کردیم. زمینی خاکی در خیابان بهداشت وجود داشت که با آقایان حسین تاجبخش، جواد شبان، حسن جوانفر، علی فروزمند و آقای بخش‌پور در آن بازی می‌کردیم. مدتی بعد با آقای فیض‌آبادی آشنا شدیم که ایشان ما را به استادیوم و زمین چمن بردند. اولین تیمی که به طور رسمی تشکیل دادیم تیم امید بود که آن زمان من ۱۶-۱۵ سال سن داشتم.

۱۷-۱۸ ساله بودم که به تشویق آقای فیض‌آبادی به تیم استقلال نی‌ریز پیوستم. یکی دو سال استقلال بازی می‌کردیم که تعاونی روستایی ما را تحت‌پوشش خود قرار داد و از آن پس با نام تیم تعاون روستایی به میدان رفتیم.

از همان اوایل تا اواخر، فوتبال را در تیم استقلال نی‌ریز بازی کردیم و الان هم در تیم پیشکسوتان استقلال بازی می‌کنم.

/ هر زمان بازی داشتیم، تمام سکوهای استادیوم پر بود.

 

 

 

الان بیشتر فوتبال بازی می‌کنم، البته اگر فرصتی باشد، گاهی جمعه‌ها به کوهنوردی هم می‌روم.

- مربیان شما چه کسانی بودند؟

آقایان ابراهیم میرغیاثی، علی فروزمند، حسن جوانفر و همچنین آقای علی فیض آبادی.

- حال و هوای فوتبال در آن زمان چگونه بود؟

در دوران ما همه عاشق فوتبال بودند، یعنی با حداقل امکانات فوتبال بازی می‌کردند. حتی بعضی بچه‌ها برای خرید کفش فوتبال سر کار می‌رفتند. حقیقتاً بیشتر دغدغه من و اکثر بازیکنان آن زمان امکانات مالی بود. هرچند از لحاظ ورزشی هم امکانات چندانی نداشتیم. در نی‌ریز تنها یک زمین چمن وجود داشت و حتی برای خرید یک توپ هم باید خودمان پول می‌گذاشتیم. یک زمین آسفالت هم در خود استادیوم بود که هر روز در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ جوان به آن زمین می‌رفتند و گل‌کوچک بازی می‌کردند. واقعاً آن زمان جوان‌ها به ورزش عشق زیادی داشتند. شاید به دلیل نبودن فضای مجازی بود یا اینکه مردم شادتر بودند و دغدغه‌ها و مشکلاتشان کمتر بود. ما هر زمان بازی داشتیم، تمام سکو‌های استادیوم پر بود. حتی وقت‌هایی که بازی داشتیم، نصف بیشتر کلاس مدرسه برای تماشای بازی می‌آمدند. شور و شوق زیاد، و رقابت بین چند تیم خصوصاً تیم‌های آبادزردشت، آزادی و تیم ما زیاد بود. برایمان هم بردن و باختن خیلی مهم بود. هرکس به زمین می‌آمد از جان و دل مایه می‌گذاشت و حتی برایمان مهم بود که اگر قرار است ببازیم، با اختلاف یک گل ببازیم.

/ فوتبال نی‌ریز واقعاً پسرفت کرده.

- چه مقام‌هایی کسب کردید؟

در رده آموزشگاهی مقام‌های زیادی به دست آوردیم، به طوری که هر سال با تیم آموزشگاهی شهرستان به استان می‌رفتیم. با تیم استقلال نیز چندین بار به مسابقات استانی رفتیم و حتی چند بار با تیم برق شیراز در ورزشگاه حافظیه بازی کردیم. حقیقتاً تیم استقلال نی‌ریز در آن زمان، از تیم‌های مطرح استان بود. بچه‌ها همیشه با تعصب بازی می‌کردند، به طوری که آن اواخر ما در زمین چشم بسته همدیگر را پیدا می‌کردیم و حتی اگر نگاه نمی‌کردیم می‌دانستیم فلان نفر کجا قرار دارد. یک بار هم با تیم آذریان که همان تیم آبادزردشت بود به صورت کمکی به لار رفتم و اول شدیم که فکر می‌کنم سال ۶۷ بود.

- همبازی‌های شاخص و به یادماندنی دوران شما چه کسانی بودند؟

آقای جواد شبان که همیشه با هم بودیم. آقای حسن جوانفر که هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ بازی الگوی ما بود و همچنین زنده‌یاد فیض آبادی که استاد همه بودند. گل‌های حساس ما را همیشه آقای شبان می‌زد. بازی ایشان واقعاً در سطح استان بود و اگر حامی خوبی داشت، می‌توانست حرف‌های زیادی در سطح استان و حتی کشور داشته باشد.

/ آن زمان ما لیگ داشتیم، امید داشتیم، دست یک داشتیم، ولی الان حتی یک تیم بزرگسال نداریم.

 

 

 

 

- فوتبال نی‌ریز، امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟

به نظر من فوتبال نی‌ریز واقعاً پسرفت کرده. در زمان ما، نی‌ریز ۱۵-۱۶ تیم در رده اول بزرگسالان داشت که با هم بازی می‌کردیم، درحالی‌که الان در نی‌ریز حتی یک تیم در رده بزرگسال وجود ندارد. البته مدارس فوتبال در نی‌ریز وجود دارد که بچه‌های خردسال در آن بازی می‌کنند، ولی ما اصلاً چیزی به عنوان لیگ در نی‌ریز نداریم. آن زمان ما لیگ داشتیم، امید داشتیم، دست یک داشتیم، ولی الان حتی یک تیم بزرگسال نداریم.

الان برای ورزش‌کردن باید هزینه‌هایی مانند وقت سالن توپ، لباس و... پرداخت.

- مهمترین توصیه شما برای موفقیت فوتبالیست‌های نوجوان چیست؟

به نظر من زمینه هر پیشرفتی علاقه است. بسیاری از پدر و مادر‌ها را دیده‌ام که به زور فرزندانشان را به یک رشته ورزشی می‌فرستند و می‌گویند باید در این رشته فعالیت کنی که این درست نیست. ورزش هم مثل درس است و اگر علاقه‌ای نباشد، پیشرفتی در آن حاصل نمی‌شود. من به نوجوانان می‌گویم حُسنی که ورزش دارد این است که وقتی به سمت ورزش می‌روی دیگر به مواد مخدر و بقیه انحرافات کشیده نمی‌شوی. واقعاً اگر بچه‌ها به سمت ورزش بروند، بسیاری از مشکلات پدر و مادر‌ها خود به خود حل می‌شود. ورزش، هم هیجان بچه‌ها را تخلیه می‌کند و هم از لحاظ اخلاقی و جسمی می‌تواند به بچه‌ها کمک کند. ورزش همچنین باعث می‌شود بچه‌ها دوستان خوبی پیدا کنند.

/ پیشرفت ما در فوتبال بیشتر به خاطر همدلی، دوستی و رفاقتی بود که بین تیم و بچه‌ها وجود داشت.

- اگر امروز به عنوان رئیس اداره ورزش و جوانان انتخاب می‌شدید، اولین تصمیمی که در مورد ورزش شهرستان می‌گرفتید چه بود؟

بله، وسایل ورزشی گران است، اما باز هم می‌شود آنها را تهیه کرد. می‌توان از سنگبری‌ها، کارخانه‌ها و معادن مشارکت گرفت تا همه رشته‌های ورزشی و خصوصاً فوتبال احیا شود. الان وضعیت چند رشته خاص سالنی و انفرادی در نی‌ریز بد نیست، اما رشته‌های بیرون از سالن و تیمی کلاً از بین رفته. ورزش و جوانان می‌تواند حداقل امکانات ورزشی را برای ورزشکاران تهیه کند. برای آنها وقت سالن بگیرد. به حمل و نقل آنها در مسابقات کمک کند. من فکر می‌کنم یکی از عواملی که باعث جذب بچه‌ها می‌شود این است که ما بتوانیم مسابقات را در شهرستان خودمان برگزار کنیم. این باعث می‌شود یک سری از طرفداران بیایند، مسابقات را ببینند و علاقه‌مند شوند. آن زمان وقتی قرار بود تیمی از شیراز به نی‌ریز بیاید، همه جا بنر می‌زدند و همه برای تماشای مسابقه می‌آمدند.

- به نظر شما مشکل اصلی ورزش شهرستان چیست؟

من فکر می‌کنم ما همین الان هم استعداد‌های خوبی در شهرستان داریم ولی متأسفانه حمایتی نیست. استعدادیاب وجود ندارد تا بتواند این استعداد‌ها را کشف کند. البته بچه‌ها هم وقتی می‌بینند رده بزرگسالان در نی‌ریز فعال نیست، دلسرد می‌شوند و انگیزه‌شان را از دست می‌دهند. وقتی ما چند تیم بزرگسال داشته باشیم، همان رده‌های نونهالان و نوجوانان هم انگیزه پیدا می‌کنند تا در آن تیم‌ها بازی کنند و دیده شوند.

- مربیان آن زمان چه تفاوتی با مربیان الان داشتند؟

امروزه همه چیز عوض شده. مربیان امروزی اغلب فوتبال و سایر رشته‌ها را به صورت علمی کار می‌کنند ولی پیشرفت ما در فوتبال بیشتر به خاطر همدلی، دوستی و رفاقتی بود که بین تیم و بچه‌ها وجود داشت. آن زمان در فوتبال و در ورزش، تعصب خیلی مهم بود، اما ورزشکاران امروزی انگیزه و تعصب ورزشکاران قدیم را ندارند. آن زمان اصلاً بحث پول مطرح نبود. مربی با تمام عشق و علاقه‌اش کار می‌کرد. از کار و زندگی خود می‌زد و چیز زیادی هم به او تعلق نمی‌گرفت، در حالی که امروز با وجود اینکه مدارس فوتبال زیادی دایر شده‌اند، اما خروجی آنچنانی ندارند.

- نقش هیئت فوتبال را در نی‌ریز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هیئت فوتبال مسلماً خیلی مهم است، چون همه تصمیمات فوتبال در آنجا گرفته می‌شود. من فکر می‌کنم باید از بچه‌های قدیم بیشتر در هیئت استفاده شود، کسانی که تجربه و علاقه دارند و می‌توانند روش‌هایی را ارائه دهند که می‌تواند بسیار مؤثر باشد. نمی‌خواهم بگویم علت اینکه فوتبال شهرستان در رده‌های زیادی از بین رفته، مسئول مستقیم آن هیئت بوده، اما خب مسلماً تصمیمات آنها نیز بی‌تأثیر نبوده است.

- چه خاطرات ورزشی دارید؟

یکی از تلخ‌ترین خاطرات ورزشی‌ام این بود که در یکی از مسابقات استانی که در نی‌ریز برگزار شد، در دقایق ۸۰ تا ۸۵ از یک تیم شیرازی جلو بودیم. ما باید آن مسابقه را می‌بردیم تا حتماً به مرحله بعد صعود می‌کردیم. یکی از بچه‌های تیم که اتفاقاً پست حساسی هم داشت و دفاع جلو زن ما بود، همان لحظه گفت کفش من پایم را می‌زند. هرچه به او گفتیم تو که ۸۵ دقیقه بازی کرده‌ای، این پنج دقیقه را هم تحمل کن، گفت نه، من حتماً باید بروم و کفشم را عوض کنم. او گوشه زمین نشست تا کفشش را عوض کند که همان موقع با یک سانتر، ما یک گل خوردیم و بازی مساوی شد. با این مساوی ما نتوانستیم به دور بعد صعود کنیم که این تلخ‌ترین خاطره ورزشی من بود.

- حرف پایانی؟

اگر مسئولین بتوانند راهکاری ارائه دهند تا جوان‌ها را به سمت ورزش جذب کنند و فوتبال نی‌ریز از این شکل بیرون بیاید خیلی خوب است. با این همه استعداد و ظرفیت که در نی‌ریز وجود دارد واقعاً حیف است ورزش نی‌ریز در این سطح باقی بماند.

زمانی در نی‌ریز ۱۶ تیم فوتبال بزرگسال داشتیم

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها