پایگاه مردمی، کارآمدترین سپر دفاعی کشور است
کشورهای منطقه نگران خودشان هستند نه وضعیت مردم ایران عصر ایران
نظام بین الملل تحت تأثیر شدت گرفتن تنازع ایران و آمریکا روزهایی مملو از ابهام را تجربه میکند. این که ایالات متحده تسلیحات نظامی را روانه خاورمیانه کرده است تا احتمالاً مقدمات رویارویی با ایران را بچیند مذاکره ایران و آمریکا را به یکی از پرتکرارترین جمله ادبیات دیپلماسی و حتی محاورهای تبدیل کرده است.
مهدی ذاکریان، تحلیلگر مسائل بین الملل و استاد حقوق و روابط بینالملل دانشگاه در همین باره با تأکید بر «اهمیت توجه نظام سیاسی به مطالبههای عمومی» به پرسشهای عصرایران پاسخ داده است:
در حالی که تقابل ایران و آمریکا تا حدی جدی شده چقدر احتمال دارد مذاکره شرایط را تلطیف و در نتیجه جنگ را منتفی کند؟
قطعاً گفتوگو و مذاکره در دانش حقوق و روابط بینالملل گشاینده گرهها و مشکلات خواهد بود. اما این را باید در نظر داشت که کارساز بودن مذاکره به پشتوانه ملی است.
همچنین باید دید، مذاکره کننده اصول منشور ملل متحد را در نظر میگیرد یا نه. با این توضیح که یکی از اصول اولیه منشور ملل متحد «حق تعیین سرنوشت ملت ها» است. اینکه مردم هر کشوری حق انتخاب نظام سیاسی و البته آینده خودشان را داشته باشند. در واقع وقتی یک حکومتی آماده مذاکره با کشوری که در حال تقابل و نزاع با آن است، میشود باید سخنگوی همان بیان سرنوشت و تعیین سرنوشت مردم خودش باشد. در موقعیت فعلی سیاست خارجی در شرایطی مهیای مذاکره میشود که صحبتهای ۴۷ سال گذشته را تکرار میکند که انعکاس صدای مردم درباره همکاریهای بین المللی، محیط زیست سالم، اقتصاد خوب، مقابله با فساد و همکاری با اصول پذیرفته شده جامعه بینالمللی نیست؛ بنابراین طبیعی است، چنین مذاکرهای نمیتواند تأمین کننده منافع و مطالبههای عمومی باشد که در نتیجه «هدف توقف جنگ» بعید میشود. به هرحال طرف مقابل مذاکره از این نقطه ضعف آگاه و مطلع است؛ لذا طرف مقابل دو گزینه «تسلیم» و «نابودی به واسطه جنگ» را مدنظر قرار میدهد.
در چنین موقعیتی کشورهای دیگر مثل عربستان و ترکیه و قطر و... چقدر میتوانند به ایران کمک کنند؟ آیا ترامپ برای نظر آنها ارزشی قائل میشود؟
عربستان، ترکیه، قطر، عمان و... در این شرایط سعی کردهاند به منافع خودشان کمک کنند تا منافع ملت ایران! لذا هرکاری که انجام میدهند، فقط در راستای تأمین منافع خودشان است. در واقع فقط نگران امنیت و منفعت خودشان هستند. چرا که جنگ احتمالی ممکن است، تبعات ویرانکنندهای برای آنها داشته و سرزمینهای آنها را هم در برگیرد.
آنها ناراحت نیستند که مردم ایران چه شرایط دشواری را در حوزههای مختلف دارند. حتی در وقایع اخیر با مردم ایران همدردی نکردند. همه کشورهایی که نام بردید، در دوره تحریم هیچ تلاشی نکردند به مردم ایران کمک کنند.
البته ترکیه، عربستان، قطر و عمان کشورهایی آزاد و مبتنی بر حقوق بشر نیستند. اما آنها در عین اینکه به لحاظ سیاسی به مردم خودشان سخت میگیرند، وجه مشترک همه این کشورها این است که سعی کردهاند، وضعیت معیشت مردم کشورشان را نه بهینه، بلکه مطلوب در منطقه تبدیل کنند. در همین راستا بن سلمان اصلاح ساختار اقتصادی را لازم میداند، فرودگاه استانبول یکی از بهترین و مجهزترین فرودگاههای دنیا میشود و امارات، قطر، بحرین زندگی بدون دغدغه اقتصادی به مردم خود هدیه دادهاند، به طوری که مسکن برای جوانانشان آرزویی ۱۰۰ ساله نیست. نگرانی این کشورها در وهله اول این است که عوارض جنگ یا عوارض برخورد متوجه آنها شود. نگرانی بعدی آنها این است که اگر تحریمهای ایران برچیده شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا ترکیه، امارات و... میتوانند ایران را بچاپند؟ آیا میتوانند، بازار خاکستری نفت و پول شویی و... را انجام بدهند؟ آیا میتوانند بازار نفت دنیا را در دست داشته باشند؟ به دلیل اینکه ایران نمیتواند نفت صادر کند، اوپکی که ایران تأسیس کرده، در اختیار آنها قرار گرفته است. آنها نمیخواهند ایران دوباره هژمونی داشته باشد.
آنها نگران مردم و زیر ساختهای ایران نیستند، اما نگران برتری و هژمونی خودشان هستند. دقیقاً به همین دلیل است که بسیار دستپاچه و هراساناند. در واقع تخاصمی که با ایران دارند، موجب شده بخواهند از ایرانی که ضعیف شده است، فقط سود ببرند.
اگر ایران از خواستهایش فعلا کوتاه بیاید، چه میشود؟ مثلا برد موشکی را کمتر کند؟
بلاشک توان دفاعی برای ایرانی آباد و آزاد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به این معنی که ایران اگر صنایع دفاعی پیشرفته داشته باشد و همچنین صنایع مدرن و پیشرفته هستهای، اما صلح آمیز تحت حکمرانی دموکراتیک داشته باشد و اساساً ایرانی باشد که هم اقتصاد خوب، هم محیط زیست خوب و ... داشته باشد، میتواند ایستادگی و پیشرفت را به همراه داشته باشد. اما اگر بنا بر این باشد که فعالیت دفاعی، نظامی، هستهای، اقتصادی و سیاسی داشته باشید تا سبب این شود که امنیت جهانی را یا صلح بین المللی را در معرض تردید و تهدید قرار بدهد، به مثابه نزاع با جامعه بینالمللی خواهد بود.
«نه شرقی، نه غربی» هم شرق و هم غرب را علیه ایران متحد کرد و دیدیم در جنگ تحمیلی با عراق، هم شوروی و هم آمریکا از کشور رقیب حمایت کردند، انگار نه انگار عراق جنگ را شروع کرده بود.
نگاه صفر و صدی که هم ایران و هم آمریکا دارند، چقدر قدرت چانه زنی را پایین آورده و در نتیجه موجب مغفول ماندن توافق میشود. اصرار دو کشور بر این رویه ریشه در چه عامل یا عاملهایی دارد؟
نگاهی که مبتنی به دانش روابط بین الملل نباشد و همچنین سیاستی که مبتنی بر برد-برد نباشد، معمولاً منجر به آشتی نمیشود. اما زمینه اینکه نگاه کشورهای دیگر به یک کشوری صفر و صدی باشد، که آمریکا، اتحادیه اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر نسبت به ایران چنین نگاهی دارند و تقریباً همه کشورها میگویند، ایران نباید غنیسازی داشته باشند، برمی گردد به سیاست خارجی یک کشور که منافع ملی محور نباشد.
تکرار «نه» گفتنها موجب شده طرفهای دیگر بنا را بر تقابل جدی بگذارند؛ بنابراین سیاست خارجی آمریکایِ ترامپ در قبال ایران کاملاً صفر و صدی است.
اگر جنگ شود، تکلیف ایران چیست؟
استراتژی دونالد ترامپ سه ضلعی است که شامل برخورد محکم، هزینه پایین و نفع بالا میشود. یعنی ضربه محکم به طرف مقابل میزنم یا موضع گیری سفت و سخت در قبال ایران خواهم داشت. دومین ضلع هزینه پایین است، به طوری که کمترین هزینه را به کشورش تحمیل کند. در نهایت سعی میکند، بالاترین مقدار نفع را از مقابله ایران به دست آورد.
با این توضیح که ترامپ حتی با اتحادیه اروپا و چین هم، چنین رویکردی را برنامهریزی کرده و میگوید، یا شرایط من را میپذیرید یا زیر بار تعرفه ۵۰ درصد بروید و اگر اصرار به نپذیرفتن داشته باشید، تعرفه ۱۰۰ درصدی اعمال خواهد شد تا هزینه را برای آمریکا پایین بیاورد؛ لذا اگر ایالات متحده به ایران تهاجم نظامی داشته باشد، با یک جنگی خشن و محکم مواجه خواهیم شد. البته جنگ فرسایشی و دامنه دار نخواهد بود؛ بنابراین باید گفت، نظام سیاسی ایران بهترین کاری که میتواند انجام بدهد، این است که با همان محکمیای که ترامپ حمله خواهد کرد، با همان محکمی و با همان صلابت، بنا را بر توجه به مردم و مطالبههای آنها بگذارد و به جامعه این پیام را بدهد که مجری چیزی خواهد بود که مطلوب و مطالبه مردم ایران است. چرا که حضور گسترده مردم و انسجام و یکصدایی ایرانیان حتماً و قطعاً مقدمات ناکامی بیگانگان را فراهم خواهد کرد.
در واقع در چنین شرایطی نمایندگان ایران پای میز مذاکره میتوانند با قاطعیت بالایی خواستههای کشور را مطرح کرده و دستِ بالا را داشته باشند. در چنین حالتی هزینه هم برای آمریکا و هم برای ایران پایین آمده و از خسارتهای جنگی در امان خواهیم ماند. همچنین در مرحله بعد جامعه بین المللی وقتی دید، با صدای متحد و منسجم روبهرو است، بنا را بر تعامل با ملت ایران خواهند گذاشت که خواهان مدارا، صلح و همکاری است. منطقه هم در اینصورت از خسارتهای عظیم درگیری نظامی رهایی پیدا میکند تا در آرامش به سمت توسعه و پیشرفت برود. در پایان تأکید مؤکد میکنم، پایگاه مردمی کارآمدترین سپر دفاعی کشور است.