کاش این روزها زودتر بگذرد
ایران این روزها دلچرکین است. مردم از تنگیِ معیشت در رنج و ناراحتیاند. نه این وضعیتِ وخیمِ اقتصادی را تاب میآورند که روز به روز سفرههاشان کوچک شود و پولشان آب برود، و نه خوش دارند که زیر سایه جنگ بمانند.
چه چاره توان کرد جز صبر، و نگهداشت آخرین نورهای امید، تا بلکه روزی برسد و حالمان خوب شود؟
اینها را نوشتم تا به اینجا برسم که اگرچه در کشور دردهای به ظاهر بیدرمان بسیار است، اما ما در نیریزِ کوچکِ خودمان دردهای دیگری هم داریم که باید خود چاره کنیم.
روی سخن با سه ضلع مدیریتی شهرستان یعنی امام جمعه، نماینده مجلس و فرماندار است
شما محترمان هر کدام، بخشی از مسئولیتِ زندگانی و معیشتِ این مردم را بر دوش گرفتهاید و به تناسبِ قدرتی که حاکمیت یا مردم به شما دادهاند، وظیفههایی دارید و با عملکرد خود، چون تیغ، هم میتوانید دردهای مردم را کم کنید و هم بر آن بیفزایید.
نماینده محترم مجلس!
شما روزی بر مسند قضا بودهاید و قضاوت کردهاید و حکم دادهاید. اما اکنون خود توسط همین مردم قضاوت میشوید و درباره شما حکم میدهند.
این قلم نمیخواهد سیاه و سفید ببیند و حکمِ بطلان بر عملکرد شما بکشد. بیتردید در جاهایی کارهایی کردهاید و باعث خیر شدهاید. اما مردم میگویند فولاد و سیمان خاکستری نیریز را نزدیکان و منسوبان نماینده پر کردهاند. کسانی که در ستاد انتخاباتی شما بودهاند، حالا خود یا فرزندانشان بیدردسر در فولاد پست گرفته و میگیرند. میگویند شما در انتصاب مدیر جدید فولاد به جای قبلی که بومی همین شهرستان بود، اِعمال نفوذ کردهاید. خیلیها را نام میبرند که حالا به واسطه شما وارد فولاد شدهاند و هر کدام گوشهای مشغول به کارند.
نویسنده قضاوت نمیکند، اما همه را با ذکر نام و مشخصات میگویند.
آقای نماینده!
باوجود تأکیدات فراوانِ بزرگان نظام و شخص رهبری بر این که نمایندگان در عزل و نصبها دخالت نکنند، اما در این شهرستان نُقل محافل است که برخی پستهای مهم، با نظر مستقیم شما منصوب میشوند. خود نیز پیش از این کتمان کردهاید، اما بطور مشخص در انتصابها اصرارها داشتهاید.
مردم میگویند سیمان خاکستری هم در یَدِ اختیار نزدیکان شماست.
همهی اینها که در بالا آمد، اگر واقعیت نیست با دلیل و بطور شفاف تکذیب کنید تا شائبهها پاک شود.
آقای فرماندار!
شما نماینده عالی دولت در شهرستان هستید و به واسطه حمایت جدی نماینده از شما، توان انجام خیلی کارها را دارید. ولی عملاً ما در برخی بخشها با رخوت و رکود مواجهیم.
باز باید تأکید شود که عملکردهای مثبت شما باید دیده شود، اما طرح مهم مسکن ملی که امید هزاران خانواده بوده و حالا به ناامیدی رسیده، باید گرهگشایی شود. هرچه بیشتر پیش میرویم هزینهی تمام شدهی ساخت مسکن بالاتر میرود و آرزوی خانهدار شدن دستنیافتنیتر میشود.
چرا کاری نمیکنید و قدمی بر نمیدارید و گرهی نمیگشایید و گزارشی نمیدهید؟ چند هزار نفر بیخانه حالا نگران و ناراضیاند. پول و عمرشان رفته و امیدی ندارند. باید چه کنند؟
اداره مهم ورزش و جوانان، چون استخوان لای زخم بلاتکلیف است و بر لبهی بام مانده. نه اینطرف میافتد و نه آنطرف. بیشترِ لیگهای ورزشی تعطیل و جوانان و ورزشکاران بلاتکلیفاند. به عنوان رئیس شورای ورزش آیا خبر دارید که برخی تیمهای ورزشی و ورزشکاران، در شهرهای دیگر به میدان مسابقه میروند؟ چرا؟ چون در برخی رشتهها عملاً هیئتها تعطیلاند.
آقای فرماندار!
چندی پیش شنیدیم قرار است چند میلیارد تومان کمک فولاد و معادل آن از سوی دانشگاه علوم پزشکی فارس صرف خرید چند دستگاه مهم از خارج کشور برای بخش درمان نیریز شود. شفافسازی کنید که با وجود افزایش روزافزون قیمت دلار و اصرار دلسوزان چرا بعد از مدتها به نتیجه نرسیده؟
امام جمعه محترم!
از این مسائلی که در بالا نوشته شد و خیلی مسائل دیگر، کدام را در خطبههای نمازجمعه فریاد زدهاید؟
عرصه بر قلم ما تنگ است و هرچیزی را نمیتوانیم بنویسیم. اما شما دست و زبان بازتری دارید و در گفتن حق مجال بیشتر. آن خطبهها اگر میخواهد علوی باشد، باید گریبانچاک و گریبانگیر باشد. توصیههای اخلاقی اگر در کنار احقاق حق مردم مظلوم نباشد، افاقه نمیکند و تکانی نمیدهد و ستون بیعدالتی را نمیلرزانَد.
امام جمعهی فقیدِ پیشین گاه فریادی میزد و نالهای میکرد. انتظار میرود شما از آن بالای منبر صدای مردم و پناه مردم و کنار مردم باشید. این به تقوا خیلی نزدیکتر است که منبر جای حقگویی و حقخواهی باشد تا این که هر هفته حرفها مانند هم زده شود و طوفانی نیانگیزد.
آقایان محترم!
اینها که گفته شد مشتی نمونه خروار بود که هر روز در کوچه و بازار گفته و شنیده میشود. آن منصبها که شما دارید، فرصت است نه غنیمت. شما میتوانید کاری کنید که حداقل در همین نیریزِ ما، اندکی کام مردم شیرین شود و امیدهاشان زنده بماند که این بزرگترین عاقبتبخیری برای شما و مردم است.
کاش این روزها زودتر بگذرد. باران ببارد، آشتی باشد، امید، شادی، و اجاقهای گرم.
شاملو میگوید:
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
وهر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
ومن آن روز را انتظار میکشم
حتی روزی که دیگر نباشم.
بدرود