جلسَه بی گوش ی!
در اینستاگَرام خواندَه کردم که والی وُلسوالی نَیریز در جلسه شَورای اداری گفتَه کرده: «هرکی جواب مردم را نمیدهد، برود.»
مردم هم زیر خبر نوشتند: «اول خودت راه را نَشان بده!»
یَکی هم گفتَه کرد: «نه یکی، نه دوتا؛ همهتان روان شوید!»
سومی زُل زد بَ عکس جلسه و بَگفت: «اینها که اصلاً نیامدهاند، همش توی گوشیاند!»
جلسه شَورای اداری بود و همه نشسته بودند؛ ولی انگار جلسه را آنلاین با خودشان گرفته بودند!
یَکی سرش پایین، یَکی انگشتش بالا در دماغ، یَکی در حال لایک کردن، و یَکی در حال فوروارد کردن.
والی وُلسوالی بَگفت: «حرف مردم را شَنیده کونید.»
اربابان هم شنیدند؛ ولی فقط صدای ویبره گوشیها را!
بَگفت: «باید همراه مردم باشیم؛ نه جلو، نه عقب.»
اربابان دقیقاً همانجا بودند؛ نه جلوِ کار، نه عقبِ پاسخگویی؛ صاف وسط موبایل!
بعد هم گفتند: نباید همه مردم را با هم قاطی کرد!
بله، بَ نظرم مشکل همینجاست؛ مردم قاطیِ گَرانیاند.
آنها از گَرانی و فشار پولی گفتند، از اعتراض بحق مردم گفتند؛ بعد که نَوبت عمل شد، همه مَثال همیشه گفتَه کردند: «جلسه بعدی انشاءالله!»
یَکی از مردم نوشته بود: «یا کار نمیکونند، یا اگر بَخواهند کار کونند، بودجه ندارند.»
خولاصه، مسئول هست، اختیار نیست؛ جلسه هست، نتیجه نیست؛ مردم هستند، دیگر، اما حَوصلهشان نیست!
آخرش هم والی بَگفت: «کسی که نَمیتاند پاسخ بَدهد، خودش بَرود.»
مردم در اینستا بَگفتند: «باشد، ولی اول خودت! لطفاً قبلش موبایل را هم خاموش کنید، شاید صدای ما را شَنیده کردید!»
در این وَلایت کسی بَ جایی روان نَمیشود؛ فقط حواسها هست که میرود توی گوشی.